دفاع مقدس
تا پای مرگ!
۱۰:۰۸ - شنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۲
روایت خلبان «نیک‌مرد» از عملیات نفس‌گیر رمضان:

تا پای مرگ!

«کردستان» و ناآرامی‌هایش نقطه شروع پروازهای نظامی و عملیاتی‌اش است و «بصره» نقطه پایان آن؛ درست وقتی که عراقی‌ها در حین «عملیات رمضان» او را در آسمان می‌زنند، هلی‌کوپترش آتش می‌گیرد و خودش هم تا پای مرگ می‌رود!

گردان نانواها!
۰۸:۵۴ - شنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۲
روایت «قدیر عرب» از مسئولیت خبازی در لشکر امام حسین (ع):

گردان نانواها!

در دوران جنگ، مسئله تغذیه نیروها به‌خصوص تأمین نان، اهمیت زیادی داشت. آشپزخانه ممکن بود دو وعده یا یک وعده باشد؛ ولی لشکر هر سه وعده به نان نیاز داشت.

روزی که عراق زاغه مهمات لشکر امام‌حسین(ع) را بمباران کرد
۱۱:۴۹ - پنجشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۲
به یاد شهید واحد مهمات اصفهان، شهید «علیرضا بختیار نصرآبادی»:

روزی که عراق زاغه مهمات لشکر امام‌حسین(ع) را بمباران کرد

علیرضا آن روز و موقع بمباران زاغه مهمات، دویده بود سمت ساختمانی که دم درب ورودی شهرک قرار داشت تا با تلفنی که کنار پنجره ساختمان بود، بی‌سیم بزند و به فرماندهی اطلاع بدهد که دارند زاغه‌ها را می‌زنند.

واحد پشتیبانی و مهمات؛ واحدی اثرگذار اما گمنام!
۱۱:۲۳ - پنجشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۲

واحد پشتیبانی و مهمات؛ واحدی اثرگذار اما گمنام!

قدرت توکل و ایمان بچه‌های ما کنار مدیریت نظامی آن‌ها در طراحی و اجرای عملیات در کنار تجهیزات نظامی چنان ترکیب دوست‌داشتنی شد که تنها برنده این نبرد نابرابر، نبردی که هیچ‌گاه، هیچ تجاوزی از سمت ما به کشور عراق انجام نشد، بچه‌های ما بودند.

هنوز هم من را با یک تفنگ در کنارم می‌شناسند!
۱۴:۱۰ - چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۲
گفت‌وگو با «قدرت‌الله میرزایی»، طراح نخستین سلاح انفرادی در ایران:

هنوز هم من را با یک تفنگ در کنارم می‌شناسند!

قدرت‌الله میرزایی، بنیان‌گذار تعمیر سلاح در سپاه و مبتکر و طراح نخستین سلاح انفرادی در ایران به نام «رسا» است و شاید به همین دلیل است که می‌گوید: «هنوز هم من را با یک تفنگ در کنارم می‌شناسند.»

مدیر نمونه!
۱۳:۳۵ - چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۲

مدیر نمونه!

امروز در «بیسیم‌چی» از مردی می‌گوییم که توانست در هشت سال جنگ تحمیلی صنایع مهمات‌سازی را در اصفهان راه‌اندازی کرده و روز و شب خود را وقف جنگ کند تا مبادا جایی، کمبودی برای رزمندگان احساس شود.

خاطرات جامانده در کاست‌ها!
۱۰:۰۳ - شنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۲
روایت «رسول مقاره‌عابد» از مسئولیتش در لشکر امام حسین (ع):

خاطرات جامانده در کاست‌ها!

از بچگی عشق نوار کاست داشت و همیشه در تب و تاب تهیه و ضبط نوارهای صوتی بود. همین شد که در دوران جنگ هم در همین راستا فعالیت کرد و مسئولیت‌ صوت واحد تبلیغات لشکر 14 امام حسین (ع) را از اواخر سال 62 تا شش ماه بعد از جنگ برعهده گرفت.

«چ» مثل او!
۱۷:۵۲ - شنبه ۳ تیر ۱۴۰۲

«چ» مثل او!

هی باید با خودت بالا و پایین کرده باشی، بالا و پایین؛ باید با خودت خیلی جنگیده باشی. وجودت را حسابی هرس کرده باشی تا از خودت یک چمران بسازی. ایران، آمریکا، مصر، لبنان، دهلاویه… !

از خط مقدم تا آشپزخانه!
۱۱:۳۱ - شنبه ۳ تیر ۱۴۰۲
روایت‌های مسئول تغذیه لشکر امام حسین(ع):

از خط مقدم تا آشپزخانه!

برنامه غذایی ما بسته به آنچه در آشپزخانه داشتیم، متغیر بود. همیشه غذای خط‌ها با هم فرق داشت. غذای خط اول، دوم و سوم جدا بود. مسلما بهترین غذا از آنِ بچه‌های خط اول بود.

چرا منِ اصفهانی، شوکت‌پور را نمی‌شناسم؟!
۱۷:۰۳ - چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۲

چرا منِ اصفهانی، شوکت‌پور را نمی‌شناسم؟!

منِ اصفهانی خجالت می‌کشم بگویم شوکت‌پور را نمی‌شناسم. منِ اصفهانی خجالت می‌کشم بگویم در اصفهانی که شهره به شهید و شهادت است، اسمی از شوکت‌پور نشنیده‌ام؛ حتی عکسش را هم بر درودیوار شهرم ندیدم.

هرچه از او بگویم، کم گفتم!
۱۵:۱۹ - چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۲
گپ‌وگفتی کوتاه با همسر شهید شوکت‌پور:

هرچه از او بگویم، کم گفتم!

اولش راضی به صحبت‌کردن نیست. ما اصفهانیم، او تهران! روی خط تلفنش می‌مانم تا چنددقیقه‌ای حرف بزند. می‌گوید: «این حرف‌زدن‌ها تأثیری هم دارد؟!» خسته شده از حرف‌زدن‌های مکرر و گمنامی همسرش! می‌گوید مگر شهید شوکت‌پور را کسی می‌شناسد وقتی «حتی یک کوچه هم به نامش نکردند!» گله‌هایش را به جان می‌خرم. قبول می‌کند؛ اما مصاحبه‌مان می‌افتد به یک روز دیگر. این بار اما با اشتیاق بیشتری صحبت می‌کند؛ با اشتیاقی که به‌جامانده از هشت سال زندگی مشترک با حسن شوکت‌پور است. «خورشید همتیان»؛ همسر سردار شهید حسن شوکت‌پور، حالا از همه این سال‌ها برایمان می‌گوید.

بدون پا هم، پای‌کار جنگ بود!
۱۴:۳۸ - چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۲
رودررو با «حسن محمدی» و روایت رفاقتش با شهید حسن شوکت‌پور:

بدون پا هم، پای‌کار جنگ بود!

همه آدرس او را می‌دهند؛ «حسن محمدی»! رزمنده‌ای که شاید از همه بچه‌های لشکر امام‌حسین‌(ع) به شهید حسن شوکت‌پور نزدیک‌تر و با او هم ایاق‌تر بوده است.