خانهای دوطبقه با پنجرههای چوبی آبیرنگ و ایوانی که از طبقه دوم بنا بیرون زده، راهپله مرکز سالن پله میخورد و میرود طبقه دوم؛ درست شبیه فیلمهای اروپایی که پلههایش با کاشیهایی ایرانی، بومی شده است.
«دومین کنفرانس بینالمللی عمران، معماری و فناوری اطلاعات در زندگی شهری» در تاریخ ۲۷ آبان ۱۴۰۲ توسط شبکه دانشگاههای مجازی جهان اسلام از سوی دانشگاه بینالمللی ابنسینا گرجستان برگزار میشود.
اینکه رویدادهای شهری چه نقشی در شکلدهی به فضای عمومی و فرهنگی شهر دارند و چقدر باید برای آنها در روند اداره شهر سهمی در نظر گرفت، موضوعی است که از سوی پژوهشگران حوزه شهری موردتوجه قرار میگیرد.
اگر از شما بپرسند شهری که در آن زندگی میکنید «چه رنگی است؟»، چه میگویید؟! اصلا همین اصفهان خودمان. تابهحال فکر کردهاید اصفهان چه رنگی است؟ یا مثلا دقت کردهاید که وقتی به اصفهان فکر میکنید، تصوری که از آن در ذهنتان شکل میگیرد، چه رنگی دارد؟
برنامه اول توسعه در فضای پس از جنگ و لزوم بازسازی دفاعی و اقتصادی کشور و همچنین تأمین نیازهای اساسی جامعه نوشته شد؛ بنابراین متأثر از اندیشه و فکر سازندگی کشور در ابعاد مختلف بود.
سنگفرشهای پایین عالیقاپو متعلق به دهه 50 است. بالای این سنگفرشها ناودانهای عالیقاپو قرار دارد که بر اثر بارندگی، آب باران روی سنگفرشها میریزد. ترشحات آب بهخصوص اگر همراه با وزش باد باشد، به دیواره عالیقاپو میخورد و دیوار آجری عالیقاپو، آب را درونش کشیده و رطوبتش بیشتر و بیشتر میشود.
جایگاه خیابان تا آنجا در ساختارهای شهری اهمیت دارد که قادر است نقشی اثرگذار در شکلدهی به خاطرات جمعی شهروندان ایفا کند و در ذهن مردم، نام خود را به نام یک شهر گره بزند؛ تا آنجا که به گفته «جین جیکوبز» روزنامهنگار، نویسنده و کنشگر حوزه مطالعات شهری، «فکر کردن به شهر یعنی به تصویر درآوردن خیابانهای آن».
چه میشود که یک خیابان میتواند مفاهیمی مانند یک تصویر، یک خاطره، یک عطر یا حتی یک صدا را در ذهن ما زنده کند و میان واقعیت عینی خود با این مفاهیم پیوندی ناگسستنی ایجاد کند؟
خیابان میرفندرسکی، یکی از خیابانهای قدیمی اصفهان محسوب میشود. نه به قدمت خیابانهای تاریخی، ولی لااقل به قدمت کارخانه بافناز که در سال 1329 در نبش این خیابان و چهارباغبالا بنا شد.
اجرای برنامههای توسعه و رسیدن به اهداف آن، طی دهههای اخیر جزو راهبردهای بسیاری از کشورهای توسعهیافته شده و کشورهای در حال توسعه یا جهان سوم نیز به تقلید از این کشورها، این برنامهها را جزو راهبردهای اصلی میان مدت و بلندمدت خودشان قرار دادند.
بعد از «خانه» با همه جزئیاتی که در خود دارد (اتاقها، نشیمن، سالن پذیرایی، حیاط و…)، «شهر» دومین اقامتگاه ما آدمهای شهرنشین است.
به گواه تاریخ، مردمان دو سرزمین ایران و افغانستان فارغ از مرزهای جغرافیایی در روزگاری هر دو مردمان یک سرزمین واحد به نام ایران بودهاند و امروز هم تنها روی نقشه به دو پاره «ما» و «آنها» تقسیم شدهاند.