در ایام ولادت حضرت صدیقه طاهره(س) در خصوص مصحف این بانوی مکرمه نوشتاری تقدیم شد. اکنون و در ایام میلاد امیرالمؤمنین(ع) مناسب است که در خصوص مصحف ایشان نیز نوشتاری تقدیم گردد.
در روایات اهلبیت (ع)، به نصیحتکردن سفارش میشود. بهطور کلی، ارشادکردن در فرهنگ ما پسندیده است. در مقابل، نیز بازنداشتن دیگری از رفتاری اشتباه ناپسند شمرده میشود. امام صادق (ع) میفرمایند: «هرکه در برادر خود امر ناخوشایندی ببیند و بتواند او را از آن بازدارد و چنین نکند، به او خیانت کرده است.»اما بازداشتن از کار نادرست یا سفارش به بهبود کار، در چه فرایندی نادرست محسوب میشود؟ در این یادداشت، میکوشیم تا درباره کنترلگری در روابط و تعاملاتمان سخن گوییم و آن را بهعنوان مصداقی از آسیبهای روابط بینفردی برسیم.
آیات الهی نشانههایی هستند که موجب شناخت و معرفت حق تعالی و ذکر و یاد او میشود. معمولا آیات و نشانههای الهی را به دو دسته تقسیم میکنند: آیات آفاقی و آیات انفسی. آیات آفاقی همچون آفرینش خورشید و ماه و ستارگان با نظام دقیقی که بر آنها حاکم است و آفرینش انواع جانداران و گیاهان و کوهها و دریاها با عجایب و شگفتیهای بیشمارش و موجودات گوناگون اسرارآمیزش، که هر زمان اسرار تازهای از خلقت آنها کشف میشود و هر یک، آیه و نشانهای است بر حقانیت ذات پاک او.
طی هفتههای اخیر موضع برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در استفاده از نام اصلی و کهن «خلیج فارس»، به استفاده از نام جعلی «خلیج عربی» تغییر کرده است.
محمدحسن خان جابریانصاری را شاید بتوان پیشتاز کسانی دانست که درباره اصفهان کتاب نوشتهاند و تاریخ این شهر را بهصورت مدونتری بیان کردهاند. کتاب «تاریخ اصفهان» اثر ماندگار از اوست؛ کاری که بهنوعی سرآغاز بود و برای بسیاری از فعالیتهای تاریخی بعدی، انگیزه بهحساب آمد.
میرزا حسن خان جابریانصاری از عالمان و ادیبان دوره مشروطه اصفهان است که تأمل بر رسالهها و نوشتههایش و نقدهایی که بر تجددخواهی دارد، برای نسل امروز هم میتواند مفید باشد. او در حوادث مشروطه اصفهان با هنر انشا و کتابت خویش در انجمن ایالتی اصفهان خدمت شایانی به مشروطه عرضه کرد؛ چنانکه تمام نوشتهها و مکاتبات آن انجمن بهوسیله او انجام میشد.
علما و عرفایی که به شرح سوره قدر پرداختهاند، تفسیرهای مختلفی از سوره قدر بیان کردهاند. یکی از آن معارف و معانی در لسان مفسران قرآن کریم این است که: «حضرت فاطمه زهرا (سلام الله) مصداق شب قدر است». انسان کاملی که همچون شب قدر دارای ظاهری است و باطنی و باطن و حقیقت وجود فاطمه (سلام الله) حقیقت شب قدر است. در این مقاله ابتدا نگاهی کوتاه به زندگی فاطمه (سلام الله) شده و در ادامه به نقل سه روایت و به بیان کلام چندی از بزرگان پرداخته شده است و در آخر با توجه به روایات و تفاسیر اهل عرفان بر ما مسلم میشود که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) مصداق شب قدر است. تعبیری که حاوی نکات عمیق و ژرفی است که بسیاری از معارف رازگونه را در خود جای داده است.
در روزمره، انسان ناچار از گفتوگو با دیگران است. گفتوگوی سالم نشاط روحی میآورد، انسان را با دیدگاههای متفاوت آشنا میسازد، اندیشه را رشد میدهد و روابط میانفردی را قوت میبخشد.
در قسمت قبل (منتشرشده در تاریخ 25 آبان، شماره 4435) بیان شد که عالم هستی بهوسیله قوانین و سنت هایی اداره میشود که آگاهی از این سنن به بهبود کیفیت زندگی انسان در این دنیا و حتی زندگی برزخی و قیامتی او میانجامد. اکنون باید به دنبال رد پای سنن الهی در منابع دینی باشیم. برای این منظور به سراغ آیات شریفه قرآن کریم میرویم.
دوستی در چارچوب در ایستاده بود و من پشت میزم نشسته بودم. میگفت در دنیایی که هستیم بسیاری وقتها کسی که تحصیلات عالی دارد باید مقابل دختر نوجوانِ رئیس کارخانهای بنشیند و آن جوجه کارخانهچی تعیین کند که این یکی با ده پانزده سال سن بیشتر و دو سه سطح مدرک تحصیلی بالاتر شایستهی خدمت در کارخانهی آبا و اجدادیاش هست یا نه. آن هم چه خدمتی. خیلی وقتها ایفای نقش همزمان به عنوان مهندس و مشاور و کارگر و آبدارچی. مسئله البته زیرِ سوال بردنِ هیچ جایگاهی نیست که قطعاً همه محترم هستند و مهم.
امید یعنی همواره انگیزه کافی در آدمی برای تصمیم گرفتن، انتخاب کردن و سپس عمل به آن وجود داشته باشد. پس همه چیز، بنابر این تعریف، به وجود یا عدم انگیزه و به شدت و ضعف آن بستگی پیدا میکند. ناامیدی یعنی بیانتخابی و بیعملی. حال ببینیم چه عواملی باعث ایجاد و تقویت انگیزه انتخاب و عمل میشوند (شروط ایجابی) و چه عواملی باعث تضعیف یا حتی از میان رفتن آن (شروط سلبی). آنچه در اینجا در خصوص شروط ایجابی و سلبی مینویسم با توجه به اوضاع و احوال زیست ما در این زمانه و این آب و خاک است. بهعلاوه، در این یادداشت بنای برشمردن همه عوامل و شروط نیست و تنها از زاویه یا زاویههایی خاص به مسئله نگاه شده است و مهمترین استدلال بر درستی این نسخه یک تجربه زیسته یا نیم قرن و اندی زندگی به گمان خودم امیدوارانه است.
در طول تاریخ، گهگاه، یک فرد خاص وجود داشته که تأثیر عمیقی بر روشی که جامعه بر مبنای آن فکر میکند، سخن میگوید و خود را درمییابد، گذاشته است. در غرب، شاید بتوان تأثیرگذارترین اندیشمند در طول تمام اعصار را آگوستین قدیس دانست که مسیحیت را با فلسفه یونان باستان درهم آمیخت. علاوه بر این، تفکر او بهاندازه کافی انعطافپذیر بود که بتواند خود را با دورههای مختلف و آدابورسوم اجتماعی درحالتغییر وفق دهد و بنابراین همواره متناسب و کارآمد باقی بماند. اگر من همین حالا چند سؤال منتخب را از هر آدم غریبهای در یکی از خیابانهای غرب بپرسم، تقریباً بهطور قطعی خواهم توانست تأثیر آگوستین را بر نظام فکری آنها تشخیص دهم. بااینوجود، اگر از آنها بپرسم که آیا تابهحال نوشتهای از آگوستین خواندهاند، بهاحتمالزیاد پاسخشان منفی خواهد بود.