قرنها از واقعه عاشورا گذشته است؛ اما یاد امامحسین(ع) همچنان زنده نگه داشته میشود.
این شبها یکی پس از دیگری میگذرند؛ روزها و شبهایی که غم از دلمان بیرون نمیرود.
محرم سال گذشته را به آوارگی گذراندم. این آوارگی که میگویم، دستکم در اینجا بار معنایی خوبی دارد. میخواهم بگویم یعنی هر شبی را مهمان هیئتی متفاوت بودم. جای ثابتی نداشتم.
چند شبی از محرم میگذرد، چند شبی که هر شبش بهگونهای گذشته است، شبهایی که هرطور شده خودم را به روضه رساندهام.
پیرزن گِله داشت که چرا همه سراغِ شهیدانِ گُلدرشت میروند و چرا کسی شهیدِ او را نمیشناسد! پیرزن دوست داشت دلش را بیرون بریزد.
گردشگری و توریسم با تعاریف و نمونههای متفاوتی که دارد، چند دههای است حرف اول اقتصاد برخی از کشورها را میزند. این موضوع جای پای خودش را به دلایل مختلف در دنیا باز کرده است و سرمایهگذاریهای بسیاری هم برای گسترش آن صورت میگیرد.
محرم شروع میشود با همه شور و شعورش؛ هرچند غم اباعبدالله همیشه تازه است و ما شیعیان هر جا اسم اربابمان بیاید، بغض گلوگیرمان میشود. اسم ماه عزای آقا خودش حزنانگیز است؛ چه برسد که فرارسد.
داربستها که میرود بالا و با پارچههای سیاه پوشانده میشود، دلم را گره میزنم به روضههای خانگی در خیابان کمال؛ خیابانی متفاوت که گُلهبهگُلهاش روضه خانگی برپاست.
در چند دهه گذشته مجالس عزاداری در ایران عموما شکلی ثابت داشته و ترکیبی از سخنرانی، مداحی و سینهزنی بوده است.
هرگاه صحبت از تاریخ میکنیم، مثلا تاریخِ جنگها، ادیان یا اقوام، برخی نقاط و لحظهها هستند که گویی منفک از مابقی، بیرون از بدنۀ تاریخ، ایستادهاند و کارِ کارِستان خود را همچنان انجام میدهند.
حلول ماه «حسین» است. سالگرد قیام امام، برای «جهاد». آمده است تا باری دیگر یادمان بیندازد که «مظلوم» نباشیم.
«کتاب دَه» یک مجموعه داستانک عاشورایی است. «داستانک» یکی از قالبهای ادبی به شمار میآید که از داستان کوتاه، کوتاهتر است.