سیاستگذاری در زمینه تولیدات فرهنگی و نقشآفرینی موزهها در گردشگری، میتواند تسکیندهنده آلام جامعهای باشد که درگیر کرونا و مشکلات مختلف است؛ سیاستهایی که بهنظر میرسد باید پوست بیندازند و اصلاح شوند. این موضوع هشتمین گفتوگوی زنده اینستاگرامی «پنجشنبههای پرسش و پاسخ» صفحه انسانشناسی و فرهنگ بود که با حضور رضا دبیرینژاد، رئیس موزه ملی ملک، برگزار شد. محور این گفتوگو، نقد سیاستهای موزهای و پاسخ به پرسشهای مخاطبان و ارائه راهکارهایی برای بهبود این جریان بود.
دیدار با دو مرد خستگیناپذیر شرق اصفهان ما را راهی روستای ورزنه، نگین شرق استان کرد. اول به دیدار رضا خلیلی ورزنه رفتیم؛ او که موقعیتهای مختلف شغلی را رها کرد تا میراثدار و میراثبان زادگاهش باشد و فعالیتهایش در حوزه گردشگری، میراث فرهنگی و حفاظت از محیـطزیــست منــطــقه، مــدتهــاست نامش را برسر زبانها انداخته است. سپس همراه او به دیدار استاد اسدالله زهیری رفتیم؛ معمار سنتی که گرچه تحصیلات و حتی سواد ندارد، اما یک عمر فعالیتهایش در حوزه مرمت ابنیه تاریخی و معماری سنتی، از او دانشگاهی ساخته و کافی است پای گفتوگو با او و بازدید از دستاوردهای معمارانهاش بنشینید تا بیاموزید و لذت ببرید. با خوانـدن این گــزارش و دیــدن دو ویدئویش، با ما به ورزنه و جرقویه سفر کنید.
شماره دوم نگاهی به زندگی اسدالله زهیری، معمار سنتی که مرمتگر محبوب میراث شرق اصفهان است؛ از روایت کار در کارگاه مرحوم لرزاده تا نصیحتشنوی از عبدالله جبلعاملی.
شماره اول نگاهی به زندگی رضا خلیلی ورزنه؛ قهرمان تالابهای ایران با یک هشدار: ایران برای رویارویی با چالش بزرگ غبارهای ناشی از ذرات فلزات سنگین آماده شود؛ ذراتی بازمانده از خشکی زایندهرود و گاوخونی
چند روزی از مرگ محمد صیرفیان نگذشته بود. داشتم به این میاندیشیدم که درباره این مرد بزرگ چه بنویسم و خدمتی را که او به شهر اصفهان و دانشگاه اصفهان کرده است، با چه کلماتی بازتاب دهم که خبر رسید 15مرداد1400 دکتر عباس ادیب هم درگذشت. تأسف من فزونی یافت. بیشتر بدان خاطر که مردی دیگر از دنیای قدیم، که قلم برگرفته و خاطرات دیروز را نوشته است و نیز مردی که گاهی میتوانستم ایشان را در دانشکده داروسازی ببینم و پرسشهای خود را از او بپرسم، دیگر از دنیای ما رفته است. این نوشته ادای دینی است به این دو گوینده خاطرات دنیای دیروز شهر اصفهان.
بعضی از اسامی محلهها در اصفهان عمیقا در لایههای مختلف فرهنگ عامه ریشه دوانده، بهطوریکه با شنیدن نامش، صفحات ناگشوده تاریخ و فرهنگ اصفهان در آن محله ورق میخورد. نام طوقچی چنین کـارکـردی دارد. پـس دوچرخههای خود را زین کنید که میخواهیم از دروازه شمالی اصفهان یعنی دروازه طوقچی پادررکاب تاریخ بگذاریم و زیر سایه سنگین این نام چند تا از محلههای تاریخی شهر را رکاب بزنیم.
تفاقی هولناک زیر پوست اصفهان، در حوزه تمدنی زایندهرود، رخ داده و در حال پیشروی است؛ پدیدهای به نام فرونشست زمین که ناشی از خشکی زایندهرود و قطع و وصل شدن جریان این رودخانه مهم فلات مرکزی ایران است. اتفاق پیشروندهای که جان میراث فرهنگی تاریخی و طبیعی ملموس و ناملموس قلب فلات مرکزی ایران را تهدید میکند و حالا در یک گفتوگوی مجازی اینستاگرامی به ابتکار صفحه رسمی اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان، کارشناسان به گفتوگو درباره بیماری و درمان پــرداخــتهانــد. شــرح مــفــصــل و کــامــل صحبتهای لیلا ذاکر عاملی، مجید تابش، نیما ولیبیگ و علی محمد فصیحی را در ادامه بخوانید.
قدیمیترین پل جهان، بافتی اسرارآمیز، معابد سومری، بلندترین طاقهای جهان، خووَن چینی، تزئینات و ترکیبات متنوع همگی حاصل هنرپذیری عنصری بهنام آجر است. اگر میخواهید بدانید ارتباط بافت اسرارآمیز و تاریخی دزفول، زینت آپادانا و گذرگاههای عاشقانه ساخته شده روی زایندهرود چیست، باید رموز آجر را کشف کنید!
چهارباغ تنها یک خیابان نیست؛ گذری است که قدمت چهارصد ساله دارد و ویترین شهر اصفهان محسوب میشود. اگر این خیابان زبان داشت و میتوانست حرفهای خود را با ما در میان بگذارد چه میگفت؟ در این قسمت از مقالههای نوروز جمشاد که در سال 1344 منتشر شده، با چهارباغ به گفتوگو نشسته است. در این مقالهها از زبان طنز حقایقی بیان میشود.
خانه تاریخی قزوینیها در اصفهان، میزبان اختتامیه نخستین جشنواره بینالمللی صنایعدستی ایران شد؛ مراسمی که البته به صورت آنلاین از سایت و صفحه اینستاگرام این جشنواره پخش و طی آن، با اعلام اسامی برگزیدگان، نشان بینالمللی دست خلاق هم به سه هنرمنــــــد ایرانی و
سه هنرمند خارجی تقدیم شد. آیین اختتامیه اولین دوره جشنواره صنایعدستی در اصفهان در روز سهشنبه سیزده مرداد 1400 در خانه تاریخی قزوینیها با سخنرانی نصیر ملت، دبیر جشنواره آغاز شد و در ادامه نفرات برگزیده هر بخش اعلام شدند.
در یکصد و چهارمین برنامه افتتاحیههای شهرداری اصفهان در این دوره مدریت شهری، پروژههای بازآفرینی بافت تاریخی شهر اصفهان با هزینهای بالغ بر دو هزار و ۲۲۲میلیارد ریال افتتاح شد. از جمله پروژههای بازآفرینی بافت تاریخی شهر اصفهان، ساماندهی میدان امام حسین (ع) شامل محور میانی و ضلع شرقی، ساماندهی پیادهراه، پیادهرو شرق و محور میانی […]
«… خیلی چیز غریبی است و ما تابهحال این اسباب را ندیده بودیم». این حیرت ناصرالدینشاه است از جدیدترین فناوری ارتباطی آن روزگار یعنی تلگراف. فناوری شگفتانگیزی که سلطان صاحبقران هرگز فکرش را هم نمیکرد که چند دهه بعد سیل انقلاب مشروطه از طریق سیمهای همین فناوری به سراسر ایران منتقل خواهد شد و طومار خاندانش را در هم میپیچد. تلگرافخانههای شهرهای ایران از آنجا که بیشتر زیر نظر دولت فخیمه بریتانیا بود پناهگاهی برای مردم معترض بود و تلگراف بدین ترتیب خیلی فراتر از یک فناوری ارتباطی معمولی در زندگی ایرانیان نقش مهمی باز کرد.