خیابان چهارباغ گفتههای بسیاری دارد که کمتر نوشته شده یا ثبت و ضبط میشوند. بخشی از این تاریخ هم به آدمهایی بازمیگردد که چهارباغ را برای گشتوگذار و کسبوکار انتخاب کرده بودند. امین خندان در سال 1350 طی مطلبی در روزنامه اصفهان به این سبک زندگی جوانان اصفهانی اعتراض میکند.
«آنکه در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آنکس که نزد باریتعالی به جان ارزد البته برخوان بوالحسن به نان ارزد.» این اولین جملهای است که در این خانه از صاحبش میشنویم؛ این اما نه جملهای در اغراق که تجربهای است زیسته برای آنانی که گذرشان به شرق اصفهان و کویر مرکزی ایران و چوپانان افتاده است.
تقریبا دو سالی میشود که قرار است کرونا را شکست دهیم؛ دوسال پر از رنج و اتفاقهای عجیب، که هرچه میگذرد انگار تمامی که ندارد هیچ، زیادتر هم میشود. در این میان دولتها در مواجهه با این پدیده شوم تصمیمهای مختلفی گرفتند. بعضیها مانند سوئد سطح محدودیتها را بسیار پایین آوردند و بعضی مانند استرالیا آنقدر سطح را بالا بردند که آمار مرگومیر حتی از حالت عادی هم پایینتر آمد. بههرحال این تصمیمها هر کدام بنا به اقتصاد و فرهنگ یک کشور گرفته شد و گرفته میشود؛ اما در این میان در کشور ایران و بهخصوص شهر اصفهان مدیرانی هستند که با کرونا همدست شدهاند.
جدیدترین رویداد تداکس تـهــران (TEDxTehran)، بــا ارائــه مــوجــز و الهامبخش 10 ایده خلاقانه که ارزش انتشار دارند، برگزار شد. محور سخنرانیهای پرده اول رویداد، «فهمیدن» بود که طی آن، مجید عرفانیان، رامین حیدریفاروقی و سهراب راهوار درباره سه موضوع «استعاره فرودگاه و زندگی»، «ستایش تناقض» و «حیات در کرات دیگر» صحبت کردند. در پرده دوم، سه سخنرانی با محوریت «تغییر کردن» انجام شد و در پرده سوم هم سخنرانیهایی حول موضوع «نقشآفرینی» ارائه شد. در گزارش پیش رو نگاهی داریم به الهامبخشترین صحبتهای مطرحشده در این رویداد و بهطور ویژه آن دسته از روایتها را که با کلیدواژههای سفر و گردشگری مرتبط بودهاند، برایتان نقل میکنیم.
اصفهانیها اقبال بلندی دارند که میتوانند در یکی از زیباترین میدانهای تاریـخـی جـهـان، پا در رکـاب تـاریـخ دوچرخهسواری کنند. با پیادهراه شدن این میدان کهنسال و بافت پیرامون آن، فضای بسیار مناسبی برای رکابزدن در آن فراهم شده است. میدانی که روزگاری پر از غوغای تاختوتاز سوارکاران چوگانباز بوده، حالا با سوارکارانی از جنس دیگر روبهرو شده است. رکابزنانی که دور نقشجهان میگـردنـد و تـاریـخ ایـن مجموعه مهم را با نگاهی تازه مرور میکنند.
همین امسال بود که تصمیم گرفتم به روستای دیدنی و بکر پدریام سفر کنم و تجربههای جدید بهدست بیاورم. روستای پدریام حدود سه ساعت با اصفهان فاصله داشت. صبح زود را برای حرکت انتخاب کردم تا برای اقامت و صرف ناهار به آنجا رسیده باشم. هرچقدر از اصفهان به سمت روستا دورتر میشدم، آلودگی هوا کمتر میشد و آسمان آبیتر. سکوت مسیر بسیار دلپذیر و خوشایند بود و من فقط به مناظر دوروبرم چشم دوخته بودم. وقتی به روستا رسیدم، با نوای خنده کودکان از پشت کوههای سربهفلک کشیده که طنینانداز میشد، مواجه شدم. هفت کودک دست در دست هم در میان دشتهای وسیع پشت کوه بازی میکردند؛ جوری که هوس بازیهای کودکی را در درونت زنده میکردند.
کتاب «چه وخدی بود» با تدوین و سرایش «حسن رشتیان»، مجموعه کاملی است ازآنچه میتوان در وصف گذشتههای اصفهان گفت؛ کتابی حاوی نزدیک به هزار و سیصد بیت اشعاری که سعی شده در وزن یکسان سروده و تنظیم شوند و وصف حالواحوال زیست پیوسته جهانشهر اصفهان باشند. در متن پیش رو نگاهی داریم به این کتاب ارزشمند که در سال 1400 توسط مرکز اصفهانشناسی و خانه ملل منتشر شده است.
برای آشنایی با پوششی به نام گنبد و مشاهده حاصل توسعه طاق و چفد پلهپله از بیشابور بهسوی شوش میرویم و در میان راه در ارتفاع 150 متری در قلعه دختران برای تنفس توقف میکنیم؛ پسازآن خستگی مسیر را با زیبایی و ظرافت پرهای طاووس شیخ لطفالله به اشتیاق تبدیل میکنیم تا در کنار رودخانه شاوور آرام گیریم و گردش خود را بهپایان برسانیم. گزارش ایــن هفته «گردشگریِ معماری» به روایتهایی از گنبدهای ایران اختصاص دارد.
در شرق خیابان هاتف مجموعهای جالبتوجه از دورههای سلجوقی و صفوی قرار دارد که شامل مسجد تاریخی شعیا، مقبره امامزاده اسماعیل، سردر، صحن و چهارسوق بسیار بزرگی در جوار آن است. این بنا این روزها با آسیبهای فراوان و بیتوجهیهای عمیقی روبهروست و جانش در خطر قرار گرفته است. در این گزارش به معرفی این میراث ملی مهم ایرانیان پرداختهایم و ضمن شرح آسیبهایش، راهکارهایی برای درمان ارائه کردهایم. این اولین گزارش از مجموعه مطالب «دیدبان» است که در هر کدام به دیدار، معرفی مفصل و ارزیابی میراث مهم اصفهان میپردازیم و ضمن شرح مشکلات، راهکارهای بهبود را هم بیان میکنیم.
ســمـپـــوزیـوم مـلـی یـکـصـد ســال گردشگری ایران در قالب سلسلهوبینار در روزهای 30 و 31 مرداد به همت کمیته ملی موزههای ایران برگزار شد. یکی از مباحث درخور و جذاب این سمپوزیوم، وبیناری با موضوع سیر تاریخی نوآوری در گردشگری بود. در این وبینار بر لزوم نوآوری و خلاقیت در صنعت گردشگری تأکید ویژهای شد. نیازی که در صورت برآورده شدن، گردشگری ایران را رونق روزافزونی خواهد بخشید.
رکابزدن در هر کوچه و خیابان اصفهان مانند رکابزدن در هزارتوی تاریخ است. حتی خیابانهایی که تازهساز و مدرنتر به نظر میرسند هم ریشههایی در تاریخ این شهر کهنسال دارند. خیابان عباسآباد یکی از همین خیابانهاست. گذرگاهی نود ساله با پیشینهای چهارصد ساله. این خیابان نامش را از ثروتمندترین و زیباترین شهرکهای صفوی اصفهان یعنی عباسآباد گرفته. شهری که شاه عباس برای مهاجران تبریزی در غرب اصفهان بنا کرد و خیلی زود تبدیل به شهرک طلایی پایتخت شد. شهرکی با خانهها و خیابانهای زیبا و اشرافی مسکن تاجران و ثروتمندان و درباریان صفوی. پُر از باغ و مادی و مدرسه و بازار و حتی نقارهخانه و مسجد جامع. پس دوچرخههای خود را زین کنید تا در یکی از محورهای تاریخی اصفهان رکاب بزنیم و به جستوجوی شهر گمشده عباسآباد برویم.
اگر شما یک گردشگر حرفهای باشید یا اینکه کتاب یا متنی راجع به جزئیات سفر یک گردشگر خوانده باشید، متوجه میشوید که داشتن یک دستگاه مسیریاب قوی چه تأثیر بسزایی بر آسودگی سفر شما خواهد داشت. اگر میخواهید بدانید که سیاحان در گذشته چگونــه مسیــریــابــی میکردند، جهانیان چگونه زیبایی نصفجهان را در آسمان شهر خود دیدهاند و شبگردها چگونه تاریکی جاده را درمینوردند، تاریخچه مسیریابی را در متن پیش رو مطالعه کنید.