در آن روز که فضای شهر آکنده از حزن و اندوه بود، هرکس گوشهای غرق در خلوت و حال خویش بود؛ اما حضور این فرد تفاوت عجیبی داشت. حالت چهره و نگاهش بهگونهای بود که گویی با تمثال حضرت آقا سخن میگوید و درددلهایش را واگویه میکند.
آنچه مرا به ثبت این لحظه واداشت، تلاقی معنادار این دو تصویر در کنارهم بود؛ تلاقی دو رکن اصلی یک ملت: «ایمان مردم» و «شرافت پاسداران».
به گفته سردار موسوی عزیز، فرمانده هوافضای سپاه، «میدان با ما و خیابان با شما مردم».
این تصویر برای من پر از احساس و سوژههایی بود که رابطه پدر و فرزندانش را برایمان بهوضوح بیان میکرد. عید امسال، قبل از اینکه شروع شود، برای ما تمام شد؛ درست همانجایی که جنگ به چند قدمی خانهمان رسید.
به گزارش اصفهان زیبا؛
مسیر دشوار و باشکوه روایت حقیقت، توقفی ندارد. ما در شمارههای گذشته، همقدم با عکاسانی شدیم که لنز دوربینشان را شجاعانه به سمت متن واقعه گرفته بودند تا غبار تردید را از چهره واقعیت پاک کنند؛ عکاسانی که آموخته بودند چگونه در میانه آشوب، ثبات را شکار کنند.
بیستوپنجم اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، فرصتی است برای بازخوانی جایگاه شاعری که با شاهنامه، نهفقط یک اثر ادبی را خلق کرد، بلکه بخشی از هویت فرهنگی ایرانیان را رقم زد و تبدیل به گنجینه تاریخیشان شد.
متن فتوای تاریخی میرزایشیرازی بزرگ بسیار ساده و همهفهم بود: «بسمالله الرحمن الرحيم ، اليوم استعمال تنباکو و توتون باى نحو کان، در حکم محاربه با امامزمان(ع) است. حررةالاحقر محمدحسن الحسينى».
گزارش «سلالههای شهر ما» را خواندهاید؟ مصاحبهای است با محسن حاجکاظمیان (مدیر وقت مجموعه فرهنگی سلاله) که از معنای نام مجموعه تا هدف و غایتش سخن گفتهایم.
جامعه ایران در سالهای اخیر، شاهد گسترش حضور اجتماعی دختران در حوزههای مختلف بوده است. فارغ از مباحث تحلیلی و رد یا قبول این پدیده، «اصفهانزیبا» قصد دارد به بررسی حضور گسترده دختران در تجمعهای شبانه بهمنظور دفاع از وطن بپردازد.
آغاز مسیر حرفهای من به ۱۳۹۱ بازمیگردد؛ زمانی که همزمان با تحصیل در رشته علومتربیتی، کار با کودکان را در قالب کلاسهای قرآن و اردوهای فرهنگی تجربه کردم.
12 سال است که مؤسسه فرهنگی «دختران باغ بهشت» مشغول به کار بوده و در این مدت، تمام تمرکز ما بر دنیای دختران پنج تا ۱۴ سال بوده است.
داستان شکلگیری گروه فرهنگی «نورالهدی» به ۱۳۹۴ بازمیگردد؛ روزهایی که من دانشجوی دانشگاه معارف در رشته علومتربیتی بودم. در آن دوران، با نگاهی به فضای فرهنگی شهر اصفهان، یک خلأ بزرگ و محسوس توجهام را جلب کرد. احساس کردم جای فضایی اختصاصی، شاد و درعینحال پرمغز برای جشنتکلیف دختران در فعالیتهای فرهنگی سطح شهر بهشدت خالی است.