اصفهان در آستانه نوروز 1400 و پس از خبرهای ناگوار سرقتهای پیدرپی از تندیسهای شهریاش، میزبان مجسمهای شده که نمادی از یک ورزش باستانی است و بهعنوان میراث ناملموس ایران در یونسکو به ثبت رسیده است. حالا چند روزی میشود که عابران چهارباغ اصفهان در میانه بدوبدوهای آخر سال با عنصر تازهای مواجه شدهاند که برای دقایقی آنها را به توقف در گذر وامیدارد.
ئاتر از اولین مشاغلی بود که به دلیل همهگیری کرونا تعطیل و درب سالنهای آن روی مخاطبان بسته شد. یک سال از شیوع ویروس کرونا میگذرد و هنوز راهحل مناسبی برای وضعیت بغرنج تئاتر اندیشیده نشده است. حمایتهای وعده دادهشده محقق نشدند و سالنها هم باوجود رعایت پروتکل ها و ظرفیت پایین هم مخاطبی را به خودشان ندیدند. وضعیت تئاتر اصفهان اما از بسیاری شهرهای کشور هم به مراتب بدتر است. با اینکه در بیشتر شهرهای دارای تئاتر چند ماهی اجرای تئاتر برقرار بود، در اصفهان هیچکس زیربار مسئولیت تعطیلی همهجانبه تئاتر نرفت. اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان ستاد مبارزه با کرونا را مقصر دانست و این ستاد متقابلا اداره کل را مسئول وضعیت کنونی قلمداد کرد.
دومین دوره جشنواره ملی فیلم کوتاه مهرسلامت با برگزاری آیین اختتامیه و اهدای جوایز به برگزیدگان بخشهای مختلف به کار خود پایان داد. مراسم اختتامیه این دوره از جشنواره با شعار «هر ایرانی یک مهروز سلامت» با حضور معاون فرهنگی، دانشجویی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی و جمعی از مسئولان وزارتی، مسئولان استان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و خیرین سلامت استان در مرکز همایشهای علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برگزار شد.
درصد قابل توجهی از تولیدات رسانهای این روزها چه در مدیوم مستند و چه در آنچه در فضای مجازی به نام فیلم منتشر میشود فاصله معناداری برای رسیدن به مفهوم فیلم و ساختار فیلمیک دارند. در خوش بینانهترین حالت تمام این تولیدات که تیتراژهای عریض و طویلی راهم به خود میبیند یک گزارش تصویری است. یک گزارش با استفاده از واحد تصویر که میتوانست به راحتی در ساختاری نوشتاری یا صوتی هم تولید شود. وفور گزارشهای تصویری و معرفی آنها به عنوان فیلم از آفتهای دیجیتال شدن سینما و همگانی شدن استفاده از وسایل ضبط و تدوین تصویر است. ما با انبوهی از افراد روبروییم که فن تصویر، فن صدا و فن تدوین میدانند اما کوچکترین آشنایی با فن فیلم ندارند.
شوق نوشتن که همیشه به شکل یادداشتهایی پراکنده با او بوده با حضور در یک کارگاه داستان رنگ و رو و تبلوری دیگر مییابد. این کارگاه، کارگاه داستان نویسی منیرو روانی پور بوده که یک روز به صورت تصادفی آگهیاش را میبیند… نوشتن داستان کوتاه پس از این به قدری برای هما جاسمی جدی میشود که به فاصله 6 سال از آن روزها نخستین مجموعه داستانش را با عنوان «آختامار» منتشر میکند. داستانهای این مجموعه عموما برگزیده جوایز ادبی ایران و برخی از آنها منتشر شده در بعضی مجلات هستند و در آستانه دومین چاپ هستند.
حدودا بیستساله بوده که دوربین لوبیتلش را خریداری میکند؛ دوربینی با تواناییهای قابل توجه در زمان خودش و البته قیمت مناسب برای یک دانشجو تا عکاسی را نه به عنوان یک حرفه که از سر عشق و علاقه دنبال کند؛ در سالهایی که به قول مرحوم کریم امامی، استاد محبوبش در دانشگاه، عکاسی یکی از گرانقیمتترین سرگرمیهای دنیا بوده است. حالا اما حدود 55 سال بعد، وقتی هنوز آن لوبیتلِ تاریخساز در گنجینهاش باقی است، روبهرویمان نشسته و به بهانه رونمایی کتابی از عکسهای آن سالها و تجربهاش از دنیای عکاسی با ما سخن میگوید.
با نزدیکشدن به پایان سال گالریها برنامهای را با عنوان فروش آخر سال تدارک میبینند. برنامهای که در آن جمعآوری آثار تجسمی آرتیستهای مختلف در مدیومهای گوناگون، قدرت خرید مخاطبان و خریداران را افزایش میدهند. قیمتهای مناسبتر آثار مسئله مهم دیگری است که بسیاری را به حضور در این فروشهای سالیانه ترغیب میکند. در اصفهان نیز دو گالری اکنون و تام در حال برگزاری رویداد فروش آخر سال هستند. برای باخبر شدن از جزئیات فروش سالانه این دو گالری با الناز رجبیان، مدیر گالری اکنون و همچنین ساناز اسلامی، مدیر گالری تام گفتوگو کردیم. همچنین علی استدلال، مدیر گالری نگرش در گفتوگو با ما از زاویهای دیگر به تحلیل حراج پایان سال یا نمایشگاه فروش آخر سال پرداخته است.
نخستین ساخته سینمایی «کوروش آهاری»فیلم گرم و مخاطبپسندی است؛ اما در لایههای روایی خود، کلیشههایی دارد که اجازه نمیدهد اثر را به عنوان یک فیلم اولی خلاق و تأثیرگذار بپذیریم. «آن شب» یک تریلر روانشناختی است که طی آن سعی شده تا زن و شوهری، بر اثر اتفاقهایی، رازهای مرتبط با یکدیگر را بر زبان بیاورند. این بهانه، به کیفیت رخدادهای داستانی اعتبار خوبی میبخشد اما متأسفانه این اعتبار با مهندسی اشتباه پایانبندی که بحث «خواب» را مطرح میکند، رنگ میبازد. اینکه در تمام لحظات دلهرهآور فیلم، دوربین دارد از زاویه کسی روایت میشود که خواب بوده و عملا نمیتوانسته اینچنین مشرف به زوایا، آدمها و نقاط مختلف هتل باشد، خود یک اشتباه محاسباتی است که وزن مهندسی اثر را پایین میآورد.
بخش زیادی از عمر کوتاه هر انسانی به معاشرت با دوستهایش یا حرف زدن و فکر کردن دربارهی آنها میگذرد. یک دوستی خوب میتواند زیباترین لحظههای آدمی را رقم بزند و یک دوستی بد ممکن است زندگی هر کسی را به نابودی بکشاند. حتی کوچکترین بچهها نیز وقتی بچه دیگری را میبینند نوعی کشش به سمت او در خود احساس میکنند، چه برسد به ما آدم بزرگها که دائم درگیر خوب و بد دوستانمان هستیم. شاید کسی بگوید: «من هیچ دوستی ندارم» یا اینکه با ناراحتی و احتمالاً با نوعی اعتماد به نفس هیستریک، اعلام کند: «در تنهایی خودم راحتترم. هیچ دوستی نمیخواهم»؛ اما و دریغا که چنین چیزی احتمالاَ بیشتر نوعی واکنش به فقدان یا ضعف دوستیهایی است که او در زندگی تجربه کرده است. هر انسانی قطعاَ بعضی از انسانها را از انسانهای دیگر بیشتر «دوست» دارد و همین دوست داشتن به خوبی میتواند امکان، وجود و ضرورت دوستی را در زندگی ثابت کند.
مراسم رونمایی از کتاب «بررسی نقاشی اصفهان» با حضور نقاشان اصفهان، اعضای انجمن هنرمندان نقاش اصفهان و پژوهشگران کتاب حسین تحویلیان، محمود حسینی و محمود حشمتی در موزه هنرهای معاصر اصفهان برگزار شد. این سه پژوهشگر در این کتاب که توسط نشر اسپانه راهی بازار شده است، آثار ۲۶ نقاش معاصر اصفهان از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۹۰ را مورد بررسی قرار دادهاند. به گفته حسین تحویلیان، کتاب «بررسی نقاشی اصفهان» با تمرکز بر نقاشان معاصر اصفهان دومین کتاب از مجموعهای سه جلدی است و پیش از این و در اوایل دهه 80 جلد اول آن با عنوان «مکتب نقاشی صفوی اصفهان» به چاپ رسیده است و سومین کتاب هم به نقاشی دوران قاجار خواهد پرداخت.
«دیروز عصری برای گردش در حاشیه رودخانه از حوالی مدرسه چهارباغ حرکت میکردم. بدیهی است در هنگام عصر در خیابان چهارباغ، آلات نقاله مخصوصا درشکه در ایاب و ذهاب است و در هر درشکه کرایه، شاید در ده، شش تا حامل زنان میباشد. بر حسب تصادف در طول خیابان چهارباغ قبل از انحراف به طرف جاده کنار رودخانه زایندهرود، چندین درشکه متعاقب یکدیگر مملو از زنان ایرانی را دیدم» (اخگر، شماره 245، آذرماه 1308 شمسی).
محمدعلی موسوی فریدنی از اعضای اصلی و قدیمی نشریه زندهرود که به قول خودش، از خشت بنای اول مجله با آن همراه بوده است، به حضور و همراهی مداوم با این نشریه اشاره میکند: ممکن است خودم در شمارهای مطلب نداشته باشم، اما نداشتن مطلب به معنای عدم حضورم نبوده و نیست. نه فقط من، دیگر اعضای مجله هم این موضوع را پذیرفتهاند که بعدازظهرهای سه شنبهشان وقف مجله زندهرود باشد.