روزها از پیشبینیناپذیری آینده و کنترل نداشتن بر روند زندگیمان حس ناامنی غریبی را تجربه میکنیم، بسیاری شغل و روابط و سرمایههای اجتماعیمان را از دست دادهایم و در کنار اینها ازیکسو کمرنگشدن حضور دوستان و عزیزان خلائی عمیق را در وجودمان رقم زده و ازسویدیگر افزایش ساعات حضور در خانه، ما را با چالشهای جدیدی در تعامل با اعضای خانوادهمان مواجه کرده است. به این موارد، نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی را هم که اضافه کنیم، خود را اسیر در کلافی سردرگم مییابیم که گویی دیگر نه خود را میشناسیم و نه نزدیکترین افراد زندگیمان را. البته این حال مختص ما نیست و بسیاری از مردم جهان در این حسوحال با ما شریکاند. در این مواقع معمولا در کنار کمک گرفتن از مشاور راهکار اقتصادی دیگر کتابهای خودیاری است.
محله جلفای اصفهان از حدود ۴۰۰ سال قبل تا کنون محور تحولات فرهنگی گوناگونی بوده که بخشهایی از آن در قالب موزه، پذیرای گردشگرانی است که به قصد آگاهی از این تحولات فرهنگی به اصفهان سفر میکنند. بهمنظور رونق و توسعه اقتصادی و حفظ فرهنگ و نگهداری آثار و ابنیه تاریخی محله جلفا، شورای خلیفهگری ارامنه جنوب ایران بر آن شده است در یکی از خانههای قدیمی جلفا متعلق به سده ۱۹ میلادی، مرکزی با محوریت هنر موسیقی ارامنه احداث کند. «گنجینه موسیقی ارمنیان جلفای نو» در حالی در ابتدای بهار امسال افتتاح شده که یکی از بخشهای مهم این گنجینه یعنی اجرای زنده گروههای کر به دلیل شیوع کرونا تحقق نیافته است. «زویا خاچاطور» فعال فرهنگی و رئیس کارگروه پروژه تأسیس گنجینه موسیقی ارمنیان جلفای نو در گفتگو با «اصفهان زیبا آنلاین» از اهداف و رویکردهای این گنجینه موسیقی میگوید.
مرگ پر ابهت است. بر همه چیز غلبه و سیطره دارد و هیچ چیزی را نمیتوان یافت که حتمیتر از آن باشد. متولدشدن شاید قطعی نباشد؛ اما مرگ پس از تولد قطعی است. فکرکردن به مرگ خوب است یا بد؟ میتوان مرگ را به تاخیر انداخت؟ حتی اگر جوابمان به این سوال مثبت باشد، در ازای چه چیزی میتوانیم بپذیریم که مرگمان عقب بیفتد؟ آیا پزشکی میتواند ما را از مرگ نجات دهد؟ در ازای این نجات دادن، حتی اگر بتواند، چه چیزی را ازمان میگیرد؟ اصلا چیزی به نامِ «نامیرایی» که در افسانههای قدیمی توسط اساطیر دیده میشده، وجود دارد؟ پزشکی چه چیزهایی را درباره مُردن نمیداند؟
یکی از حوزههای مهم در واکاوی مفهوم امید، حوزه اجتماعی و مسائل مربوط به آن در جامعه است. بررسی امید اجتماعی و تحلیل بسترهای اجتماعی آن از اهمیت بسزایی برخوردار است. تحلیل وضعیت کنونی جامعه و چگونگی اصلاح آن از دیگر موضوعاتی است که باید برای آن تحلیل ارائه کرد. برای این منظور، پرسشهایی را با دکتر سعید مدنی، از اندیشمندان بنام و پژوهشگران شاخص در زمینه مسائل اجتماعی مطرح کردهایم تا با مطالعه پاسخهای ایشان، به شناختی دقیقتر و تحلیلی عمیقتر در این باب نایل آییم.
امید یعنی همواره انگیزه کافی در آدمی برای تصمیم گرفتن، انتخاب کردن و سپس عمل به آن وجود داشته باشد. پس همه چیز، بنابر این تعریف، به وجود یا عدم انگیزه و به شدت و ضعف آن بستگی پیدا میکند. ناامیدی یعنی بیانتخابی و بیعملی. حال ببینیم چه عواملی باعث ایجاد و تقویت انگیزه انتخاب و عمل میشوند (شروط ایجابی) و چه عواملی باعث تضعیف یا حتی از میان رفتن آن (شروط سلبی). آنچه در اینجا در خصوص شروط ایجابی و سلبی مینویسم با توجه به اوضاع و احوال زیست ما در این زمانه و این آب و خاک است. بهعلاوه، در این یادداشت بنای برشمردن همه عوامل و شروط نیست و تنها از زاویه یا زاویههایی خاص به مسئله نگاه شده است و مهمترین استدلال بر درستی این نسخه یک تجربه زیسته یا نیم قرن و اندی زندگی به گمان خودم امیدوارانه است.
گنجینه موسیقی ارامنه جلفای اصفهان در محله جلفای اصفهان آماده پذیرایی از علاقه مندان به عرصه موسیقی و هنر است.
از آن دورانی که «تاریخ» تنها در میان صفحات کتابهای قطورِ جاخوشکرده میان قفسۀ کتابخانهها معنا میشد، زمان زیادی گذشته است. حالا سالهاست که پژوهشگران و اندیشمندانِ حوزههای علوم انسانی پی به معانی تازهای از تاریخ برده و دریافتهاند آنچه مورخان نگاشتهاند تنها وجوه سطحی و ظاهری تاریخ است و باطن و عمق آن را باید در ورای این ظواهر و در بطن و متن جوامع جستوجو کرد؛ جایی که نه قصد و غرضی برای وارونه جلوه دادن حوادث وجود دارد و نه چگونه نگاشتن تاریخ به کسی ضرر و منفعتی میرساند. این نقطه همان «تاریخ شفاهی» است. یعنی وجهی آشکار و عیان از رویدادها و اتفاقاتِ گذشته که در کنار هم «فرهنگعامه» جوامع را شکل داده و این بار بهجای کاغذ، بر ذهن و خاطر اقشار مختلف مردم نقش بسته و باید تا دیر نشده ثبت و ضبط شود.
در طول تاریخ، گهگاه، یک فرد خاص وجود داشته که تأثیر عمیقی بر روشی که جامعه بر مبنای آن فکر میکند، سخن میگوید و خود را درمییابد، گذاشته است. در غرب، شاید بتوان تأثیرگذارترین اندیشمند در طول تمام اعصار را آگوستین قدیس دانست که مسیحیت را با فلسفه یونان باستان درهم آمیخت. علاوه بر این، تفکر او بهاندازه کافی انعطافپذیر بود که بتواند خود را با دورههای مختلف و آدابورسوم اجتماعی درحالتغییر وفق دهد و بنابراین همواره متناسب و کارآمد باقی بماند. اگر من همین حالا چند سؤال منتخب را از هر آدم غریبهای در یکی از خیابانهای غرب بپرسم، تقریباً بهطور قطعی خواهم توانست تأثیر آگوستین را بر نظام فکری آنها تشخیص دهم. بااینوجود، اگر از آنها بپرسم که آیا تابهحال نوشتهای از آگوستین خواندهاند، بهاحتمالزیاد پاسخشان منفی خواهد بود.
اگر اصفهان را با هنرمندانش بشناسیم و نقش آنها را در شکلگیری هویت زیبایی شناسانه اصفهان بااهمیت تلقی کنیم، بیشازپیش به لزوم ایجاد یک گذر فرهنگی برای شناخت آثار و زندگی هنرمندان بزرگ اصفهان پی خواهیم برد. نصب یازده سردیس از هنرمندان معاصر اصفهان در محور گردشگری چهارباغ بالا قدم کوچکی برای شناساندن بزرگان هنر اصفهان به شهروندان و البته گردشگران این شهر است. این پروژه به همت سازمان زیباسازی شهرداری اصفهان و با همکاری هنرستان هنرهای زیبا و دبیری «محمد فخری» طراح و مجسمهساز اجرایی شده است. سردیسهای به نمایش درآمده در محور گردشگری چهارباغ بالا ادیشن دومی از آثار ساختهشده در سمپوزیوم سردیسهای هنرمندان بزرگ اصفهان در سال 95 است.
عید نوروز برای همه ما ایامی متفاوت و بخصوص است. این روزهایی ابتدایی سال با اینکه در ظاهر شبیه دیگر ایام هستند اما معانی و احساسات متفاوتی را در ما تولید میکنند. اکثر ایرانیان حسی متفاوت را در این یکی دو هفته تجربه میکنند که شاید به خوبی نتوانند با کلمات آن را توصیف کنند؛ یک نوع تجربهی ابدی کودکی و در عین حال یک نوع تجربهی همیشگی مرگ. فکر کردن به گذشته و در عین حال به فکر آینده بودن. در این روزها احساس میکنیم که تا همیشه کودک خواهیم ماند و همزمان پی میبریم ک به مرگ نزدیکتر شدهایم. برای روزهای آینده نقشه میریزیم و همزمان غرق در ایام از دست رفته میشویم.
«اصفهان بلدیه ندارد و در سایه نداشتن یک بلدیه قوی و نیرومند، هنوز در این شهری که زمانی عروس بلاد دنیا بود و حکم پاریس امروزی را داشته است، چهار خیابان نظیف، یک صحنه تئاتر، یک سالن سینما، دو سه مهمانخانه حسابی، سه چهار مؤسسه صحی، یکی دو تفرجگاه صحیح عمومی که بتواند وسایل آسایش و سرگرمی و رفاه مسافر خارجی را فراهم کند به وجود نیامده و از قراین احوال به این زودیها هم به وجود نخواهد آمد…» (اخگر، ش 314، یکم فروردین 1309).
ورکشاپ یکروزه نقاشی به همت انجمن هنرمندان نقاش اصفهان و با همکاری مدیریت طرح عالی چهارباغ در گذر تاریخی چهارباغ برگزار شد. شهلا روضاتی، مدیر روابط عمومی و امور نمایشگاههای انجمن هنرمندان نقاش اصفهان درباره برگزاری این رویداد میگوید: «چندماهی است که مکان انجمن هنرمندان نقاش اصفهان به سرای هشتبهشت که زیر نظر مدیریت طرح عالی چهارباغ اداره میشود، منتقل شده و مرکز انجمن هنرمندان نقاش اصفهان در چهارباغ عباسی است. با تغییر هیئتمدیره انجمن و به سرپرستی رسیدن آقای جواد طاهری نقاش و مجسمهساز تلاش شده است که فعالیتهای انجمن مرحله تازهای را شروع کند.»