بیش از یک سال است که گسترش بیماری کرونا موجب شده تا دانشگاهها کلاسهای خود را بهصورت آنلاین در فضاهای مجازی برگزار کنند. اگرچه در روزهای نخست، دانشجویان و اساتید با پدیدهای ناآشنا مواجه بودند اما بهناچار آن را پذیرفتند و این شیوه آموزشی به توفیقی اجباری تبدیل شد که در برخی دروس به ویژه دروس نظری بسیار موفق بود و در برخی دیگر نیاز به برگزاری کلاسها و کارگاهها بهصورت حضوری امری ضروری به نظر میرسید، نیازی که شاید در رشتههای هنری دانشگاهها نمود بیشتری پیداکرد و نشان داد که امکان برگزاری بعضی از کارگاههای رشتههای هنری بهصورت مجازی فراهم نیست و هنر همیشه در تعامل بالنده میشود.
نمایشگاه «وضعیت معدوم» که اینروزها در گالری اکنون برپاست ارائهکننده آثاری از اکبر نعمتی راد، فرزانه قلی زاده، زینب حسینزاده و مژگان فاضلی است و نکته شایان توجه علاوه بر ارتباط مؤثر آثار با عنوان نمایشگاه، این است که هر چهار هنرمند شرکتکننده در این نمایشگاه فعالیت خود را از شهر آمل آغاز کردهاند. در آثار اکبر نعمتی راد تقابل بین دست سازههای آدمها در مقابل طبیعت در مجموعهای با نام «مثله شده» نشان داده میشود، فرزانه قلی زاده «دیجور» را به تصویر کشیده است، مژگان فاضلی مجموعه «تار و مار» را ارائه کرده و زینب حسینزاده نیز با مجموعه «تمام و ناتمام» به وضعیت معدوم اشاره کردهاند.
همواره در تورق روزنامه اخگر، به مطالب و گزارشهای جالب توجهی برخوردم که اگرچه به لحاظ تاریخی فاصلهای در حدود 100 سال با زمان کنونی دارد، اما در حیطه محتوا قابلیت پرداختن یا مقایسه با اتفاقات امروزه را دارد. از جمله این مطالب، سرمقالهای بود نسبتا طولانی درباره کنشگری ایرانیان در مقابل رخدادهای اجتماعی و سیاسی جاری مملکت و غنیمتشمردن فرصتهای دست داده برای حضور در عرصههای تصمیمگیری و تغییر شرایط کشور به سمت توسعه و قانونمندی بیشتر. با توجه به ایام پر التهاب پیش از سیزدهمین انتخابات ریاستجمهوری که هماکنون در آن قرار داریم و انتخابات به عنوان تجلی حضور مردم در عرصه سیاسی، البته در جوامع قائل به اصول دموکراسی شناخته میشود، پرداختن به این مقاله اخگر میتواند به مثابه یک پل میان دورانهای دیروز و امروز، نکاتی تاریخی را به ما یادآور شود.
سیوهشتمین دوره جشنواره جهانی فجر این روزها به صورت فیزیکی و مجازی در حال برگزاری است؛ جشنوارهای که سال گذشته به دلیل شیوع کرونا برگزار نشد و امسال با بهرهمندی از تجارب جشنوارههای سینمایی جهان که طی یکسال گذشته برگزار شدند، توانست برنامههای خود را از سر بگیرد.
در یادداشت گذشته گفتیم که طرحها و اتودهای اولیه آثار هنری علاوه بر جنبه هنری در پیش بینیهای قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان در مورد آنها، از باب اطلاعات تهیه شده توسط افرد حقیقی و حقوقی نیز میتوانند در قوانین خاص دیگری مورد حمایت واقع شوند.
از جمله این قوانین قانون «انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات مصوب سال 88» در مجمع تشخیص مصلحت نظام است. با اینکه قانون یادشده به طور کلی ناظر بر انواع اطلاعات غیرهنری است و یک قانون حمایتی برای قشر هنرمند محسوب نمیشود، اما همانگونه که گفتیم، طرحها و اتودهای آثار هنری نیز میتوانند مشمول حمایت این قانون باشند و به طور کلی از آنجایی که قانون فوق در حوزه مالکیت فکری و حقوق معنوی مربوط به ایدهها نیز قابل نگاه و تفسیر و تأویل است، استخراج برخی از مواد آن به نفع هنرمندان خالی از ضرورت و لطف نیست.
چندسالی است در تقویم رسمی کشور، روز هفدهم شوال به سبب واقعه نبرد خندق در صدر اسلام و مبارزه مشهور حضرت علی علیهالسلام با جنگاور تنومند سپاه شرک، عمروبن عبدود به عنوان روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانهای ثبت شده و با مراسمها و اقدامات ویژه همراه است. مولای متقیان با رفتار ماندگار خود و غلبه بر خشم و هوای نفس، این درس را به پیروان خویش میآموزد که جنگ و قتال فقط در راه رضای پروردگار ارزشمند است و اگر ذرهای احساسات فردی در آن دخیل باشد، از اساس فاقد ارزش میشود.
محمدعلی دادور متخلص به فرهاد، در 13 فروردینماه ۱۳۲۹ شمسی در اصفهان متولد شد. از نوجوانی اولین زمزمههای شاعرانه را تجربه کرد و سال ۱۳۴۷ درحالیکه سال دوم متوسطه را میگذراند، به انجمنهای ادبی فروغ و صائب راه یافت و خوشهچین خرمن استادان بزرگی چون صغیر، بصیره متین، توا، دریا، بیریای گیلانی و جلال برجیس شد. رغبت عجیبش به مطالعه، وی را بر آن داشت تا روز و شب را به خواندن و تحقیق بگذراند. وی به سال ۱۳۵۰ تحصیلات دوره متوسطه را به پایان برد و پس از طیکردن دوره نظام در سال ۱۳۵۲ در رشته تاریخ دانشکده ادبیات اصفهان به ریاست دکتر عبد الباقی نواب که از دوستان انجمنی او بود به تحصیل پرداخت.
با وجود استقبال جهانی از ژانر وحشت، این ژانر در ایران همواره یکی از مهجورترین گونههای سینمایی است. دلیل این اتفاق، فارغ از توانمند نبودن سناریستها و کارگردانان ما در زایش لحظات ملتهب از جنس وحشت و نبود فرهنگ کافی از این قلمرو است. جامعه ایرانی، چندان علاقهای به المانهای وحشت، ماورایی ندارد. همین ضعف تاریخی سبب شده تا سینما و تلویزیون ما بیشتر به سمت ملودرامهای اجتماعی و کارهای کمدی گرایش داشته باشد.در سالهای اخیر که نسل جدید کشور، علاقهمندی بیشتری به دنبال کردن آثار موفق جهانی در حوزه وحشت داشته، نیز آثاری فارغ از کیفیتشان تولید شدهاند.فارغ از سینما، تلویزیون نیز حدود دو دهه است که به صورت پراکنده، وارد چنین فضایی شده است. آخرین این تلاش در این زمینه سریال «احضار» است که به تازگی پایان یافته است.
اکنون که چند سالی است خیابان چهارباغ اصفهان، در طرح ارتقای فضاهای شهری، به یک پیادهراه دلپذیر و دعوتکننده برای شهروندان و گردشگران تبدیل شده است و درختان کهنسال یا نهالهای تازهکاشت آن در هوایی بدون دود اتومبیل تنفس میکنند، طراوت و پویایی این فضای زنده شهری گویی باعث شده خاطره حضور پر ترافیک اتومبیلها در چهارباغ از حافظه شهروندان رفته رفته محو شود. اما در باب گذشتههای دورتر چهارباغ، در روزنامه اخگر به گزارشی درباره عبور و مرور در این خیابان به سال 1313 خورشیدی و مشکلاتی که عدم رعایت قوانین توسط عابرین پیاده در مقابل وسایل نقلیه آن زمان که غالبا درشکه بودهاند پیش آورده، برخوردم که خواندنش خالی از لطف نیست.
یکی از دغدغههای همیشگی خانه کاریکاتور اصفهان مسائل اجتماعی است که در قالب همکاری با سازمانهای مختلف و با هدف فرهنگسازی ارائه شده است. سال گذشته همکاری مشترک خانه کاریکاتور و اداره امور اجتماعی سازمان فرهنگی اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان با پروژه سالمند موفق آغاز شد که این روزها نمایشگاهی از کاریکاتورها به همراه محتوایی در قالب طنز در ایستگاههای مختلف متروی اصفهان دیده میشود و مجموعه مکتوب آن نیز در دست تهیه است.
اطلاعات در ابعاد مالکیت فکری به دو گروه اصلی طبقهبندی میشوند: اطلاعات خصوصی و اطلاعات عمومی. از آنجایی که در حوزه مالکیت فکری؛ در قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب سال 1348 به اندازه کافی تعیین تکلیف شده است، در این یادداشت و یادداشتهای آینده به سراغ قانونی رفتهام که به «اطلاعات» به شکل کلی پرداخته و از زوایای مختلف، ابعاد آن را از نظر قانونی بررسی کرده است. از آنجایی که مالکیتهای فکری نیز از زیرگروههای اطلاعات هستند، این قانون نیز به عنوان یک قانون خاص در کنار قوانین اصلی مربوط به هنرمندان، میتواند زوایای تازه در این باب را نمایان کند. در این قانون که در سال 1388 خورشیدی در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسیده است، بیست و سه ماده قانونی و هفت تبصره وجود دارد که برخی از آنان مستقیما در حقوق هنرمندان قابل توجه هستند.
در شهرهای مختلف ایران گالریها ارائهکنندههای آثار هنرمندانی هستند که هریک با توجه به نوع نگرش خود نسبت به خلق اثر هنری اقدام کردهاند. در این میان، همواره این سؤال مطرح است که چرا بازدیدکننده این آثار هنری عموم مردم نیستند و در گالریها فقط باید شاهد حضور قشر خاصی از مردم باشیم که یا در رشتههای هنری بهصورت دانشگاهی و تجربی تحصیل و تجربه اندوختهاند یا اندک علاقهای به هنر دارند و آنچه در اولین پاسخ به آن میرسیم مشکلات فرهنگی و اقتصادی است که باعث میشـود عامه مردم سهمی در گالریها نداشته باشند.