فرهنگ
NONE
۱۱:۵۳ - شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹

هم‌قلمان

مطلبم را با یاد دکتر محمود عنایت، سردبیر نشریه نگین آغاز می‌کنم. من در سیکل اول دبیرستان با «نگین» آشنا شدم و گاهی تا آنجا که پول توجیبی مختصرم اجازه می‌داد، آن را می‌خریدم. روزی نشریه‌ای که اسمش را به یاد نمی‌آورم با دکتر عنایت مصاحبه‌ای کرد. در پیش‌درآمد این گفت‌وگو پرسش‌نامه‌ای دیدم که در آن ویژگی‌های شخصی عنایت درج شده بود. مثلا نام، نام خانوادگی، تاریخ تولد، فرزندان طبع{آثار تألیفی} و مانند این‌ها… .

NONE
۰۹:۲۰ - شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹

سه دهه «زنده‌رود» جاری در فرهنگ اصفهان

فارغ از شلوغی و همهمه مشتری‌های رنگارنگ و متنوع مغازه‌ها و واحدهای تجاری و اداری پاساژ پارسیان اصفهان، یک دفتر حقوقی در طبقه پنجم این مجتمع وجود دارد که مراجعان سه‌شنبه عصرهایش نه جنسی می‌خرند نه برای حل‌وفصل پرونده‌ای می‌آیند! مراجعان واحد 705 این مجتمع سه‌شنبه‌ها یک قرار مشترک دارند: گفت‌وگو و بحث‌وجدل بر سر فرهنگ، ادب و تاریخ.

NONE
۰۹:۰۶ - شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹

عاشقان بی‌ادعای فرهنگ

نوروز سال هزار و سیصد و هشتاد و دو بود که محمد علی موسوی فریدنی (یار دبستانی پدرم) به منزل ما آمد. من از نوجوانی شعرهایم را برای دوستان پدرم می‌خواندم. آن روز هم به درخواست پدر مشغول شعرخوانی شدم که آقای موسوی با لحن مهربان همیشگی‌اش گفت: «عموجان همین‌ها را بده تا اگر در شورای نویسندگان زنده‌رود پذیرفته شد در شماره آینده که ویژه شعر است چاپ کنیم.» با خوشحالی زیاد شعرها را به ایشان سپردم. سه ماه بعد دو جلد از فصلنامه زنده‌رود «شماره ویژه شعر» به دستم رسید.

NONE
۰۹:۰۳ - شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹

مرام زنده‌رودی‌ها

اواخر تابستان سال ۷۷ یا ۷۸ بود که در جمعی داستان کوتاهم را خواندم. وقتی خداحافظی می‌کردیم، احمد اخوت که تازه داشتم می‌دیدمش، با همان آرامش و احتیاط خاص خودش پیش آمد و خواست داستان را به او بدهم تا در تحریریه زنده‌رود بخواند. گفت: «ولی من فقط یک رأی دارم ها!» جمله‌ای که بعدتر، وقتی خودم عضو گروه تحریریه شدم، فهمیدم مهم‌ترین جمله‌ای ا‌ست که باید گفت. چند روز گذشت و محمد کلباسی به خانه‌مان تلفن کرد. دقیق یادم نیست چه گفتند و چه گفتم. پسرکم روی پایم داشت وول می‌خورد و من هم منتظر بودم بگویند چه نقدهایی بر داستان رفته و اینکه حالا باید بازنویسی کنم یا نه، خلاص.

NONE
۰۹:۰۱ - شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹

مستمر کارکردن مستمر ماندن

مجله زنده‌رود یکی از مجله‌های زنده و حساب‌شده شهر اصفهان است. شاید بخش زیادی از این موضوع به زعم من، به دلیل مسئولیت‌پذیری قاطعانه و با وسواس جناب حسام الدین نبوی‌نژاد در جایگاه سردبیر است. گاهی فکر می‌کنم که شاید این نحوه پذیرش مسئولیت بعد از سال‌ها کار جدی به حیطه شغلی اصلی ایشان یعنی مسائل حقوقی و قضایی مربوط می‌شود. آقای نبوی‌نژاد با همان دقتی که کارشان را در رشته حقوق پیش می‌برند برای پدیدآمدن یک مجله خوب به تک‌تک جزئیات اهمیت می‌دهند.

NONE
۰۸:۵۷ - شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹

سه‌شنبه‌های «زنده‌رود»

چنانکه از عنوان مطلب من برمی‌آید، قصدم نوشتن درباره جلسه‌های هفتگی زنده‌رود تا قبل از شیوع کروناست. می‌خواهم درباره خودِ این جمع‌شدن‌ها حرف بزنم که چه مایه برای من پربرکت و آموزنده بود؛ جلسه‌ها هر سه‌شنبه ساعت پنج‌ونیم عصر شروع می‌شد و تا نزدیک‌های هشت و فوقش هشت‌ونیم ادامه پیدا می‌کرد. کم پیش می‌آمد که زود بروی، اما احمد اخوت زودتر از تو آنجا نباشد؛ پای ثابت جلسه‌ها. اگر احیانا زودتر از موعد می‌رسیدی بعید نبود یکی از متلک‌های حسام نبوی‌نژاد را بشنوی که «ها، از تخت افتادی؟»

NONE
۰۸:۵۵ - شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹

تکه‌ای از اصفهانِ من

از جوانی تا میانسالی تا حالا که دهه هفتم عمرم را می‌گذرانم «زنده‌رود» تکه‌ای از اصفهان من است. زنده‌رود تکه شناور و دیدنی کوه یخی است بر دریا که در ادامه  زیر آب، به جنگ اصفهان، دفتر مطالعات فرهنگی، انجمن صائب و جلسات الفت و شاعرانش می‌رسد. آدم‌هایی که به دنبال کلمه، چیدن آن، یافتن جمله‌های غریب و تازه کنار هم می‌نشستند و  شعر و داســـــتان می‌خواندند.

NONE
۱۷:۱۸ - پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹
NONE
۰۹:۴۵ - پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹

تصویر نقش نهان میراث اصفهان

نخستین دوره جشنواره عکس «نیمه پنهان» به همت مجتمع‌های سیاحتی، فرهنگی و ورزشی سپاهان وابسته به شهرداری اصفهان و با هدف ثبت عکاسانه تخریب‌ها، ناملایمات و مشکلاتی که زیبایی، اصالت و ماندگاری ابنیه و آثار تاریخی اصفهان را تهدید می‌کند، برگزار شد. در بخشی از متن فراخوان این رویداد درباره رویکرد این جشنواره آمده است: «با همه لذت‌بخش بودن شنیدنِ اطلاقِ لقب زیباترین به شهری که ساکنش هستیم سوالی هم مطرح می‌شود. آیا هنوز به‌جرئت می‌توان گفت که اصفهان جزو زیباترین شهرهای دنیاست؟

NONE
۰۷:۵۹ - چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۹

نور پس از تاریکی

عمارت هنرمند وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان در ادامه رویدادهایی که برای ارائه آثار هنرمندان توان‌خواه برگزار می‌کند، این‌بار به سراغ نقاشی‌های هاتف شرار، هنرمند روشن دل رفته است و 9 اثر از او را به نمایش عموم گذاشته است. هاتف شرار هنرمند جوانی است که علاوه بر نقاشی در زمینه موسیقی و آواز هم فعالیت می‌کند و سال‌ها در آواز، شاگرد استاد گلپایگانی بوده است. آیین گشایش نمایشگاه نقاشی‌های هاتف شرار در حیاط مجموعه عمارت هنرمند و در جمعی صمیمی با حضور هنرمندان شهر برگزار شد و برخی حاضران جلسه در صحبت‌هایی به توصیف شخصیت و هنر هاتف پرداختند. نمایشگاه نقاشی هاتف شرار تا 18 اسفند به کار خود ادامه می‌دهد.

NONE
۰۷:۳۰ - سه‌شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۹

حاشیه زاینده‌رود یا ساحل سِن (2)

«این خیابان زیباترین معبری است که تاکنون دیده یا شنیده‌ام» (شاردن) «اطراف این خیابان فرح‌انگیز دلپسند باغ‌های وسیع زیبایی است که هر یک دارای دو عمارت کلاه‌فرنگی است.» (شاردن) «یکی از خصوصیات دیگر چهارباغ این است که در دو طرف چنارهای مرتفع تنگ در کنار هم دارد.» (کمپفر) «نهر بزرگی از کوشک مذکور شروع شده در تمام طول خیابان امتداد یافته.» (تاورنیه)

NONE
۰۷:۲۸ - سه‌شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۹

بازخوانی هویت معماری معاصر با «شیر طاقچه»

تندیس «شیر طاقچه» اثر احمد میرمقتدایی از طراحان محیطی شناخته‌شده اصفهان و مدیرگروه گرافیک دانشگاه سپهر است و به عنوان اولین اثر در گالری تک‌اثر، گالری تازه‌تأسیس حوزه هنری اصفهان، به نمایش درآمده است. حجم ششصد و پنجاه کیلویی شیرطاقچه ترکیبی از آهن و ریخته‌گری چدن است که با الهام از طاقچه‌ها و گچ‌بری‌های فرهنگ معماری گذشته با رویکردی معاصر تولید شده است. پرسش از چگونگی استفاده از فضاهای سنتی به زبان هنر معاصر و دستیابی به زبانی امروزی برای بازیابی هویت هنری و روزمره زندگی گذشته در زمان حال دغدغه‌هایی است که احمد میرمقتدایی را پس از سال‌ها مطالعه و پژوهش به طراحی و اجرای شیر طاقچه رسانده است. برای درک و دریافت جزئیات بیشتر این پروژه با میرمقتدایی هم‌کلام شدیم.