در این سال عجیب کرونایی که بر ما گذشت و چند روز دیگر باقی است تا به سالگردش برسیم؛ بسیاری مفاهیم و تعاریفی که سالهای سال بود با آنها خو گرفته بودیم، بهمرور رنگ عوض کردند و چهرهای تازه از خود را بر ما نمایان ساختند. از زمان اعلام ورود کرونا به ایران تا به امروز که با تمام سختیها و تلخیهایش، منتظر تزریق واکسن آن هستیم، گویی با همان شیب ملایمی که ویروس را شناختیم، برخی امور هم که عادتمان شده بود، تغییر کرد.
فیلمهای جشنواره امسال، دربردارنده نگاه ویژهای به مسئله زنانگی و مادرانگی بود. در این نوشتار به سه مورد از این فیلمها خواهیم پرداخت.
پس از سرقت بخش میانی تندیس «تقدیس» پرویز تناولی، این بار خبر سرقت بخشی از تندیس «عاشورای» قدرتالله عاقلی در مجاورت خیابان استانداری اصفهان و تعدادی از کبوتران «درخت دوستی» اثر مرتضی نعمتاللهی خبرساز شد تا داستان تکراری و سریالی ربودهشدن مجسمههای شهری که تقریبا هر سال با چند نمونه آن مواجه هستیم ادامه پیدا کند.
در هفتمین روز از دهه فجر آلبوم موسیقی «سیاه مشق» اثر پویان جمشیدی در سالن سعدی حوزه هنری اصفهان رونمایی شد. به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان اصفهان، در این مراسم که با حضور پویان جمشیدی، خالق این اثر و برخی از استادان مطرح موسیقی اصفهان برگزار شد، مجتبی شاه مرادی رئیس حوزه هنری استان اصفهان گفت: چه روزهایی بهتر از این روزها (دهه فجر) برای شنیدن صدای سازهای دل انگیز و شادی و شادمانیکردن؟!
کارگردان فیلم کاوه صباغ زاده بعد از فیلم «ایتالیا ایتالیا» این بارهم با کمدی رمانتیکی دیگر پا به عرصه هنر میگذارد که روایتهای شیرینی را از عاشقانهای آرام در قالب فانتزی ارائه کند. او که پیشتر عنوان کرده بوده علاقهای به فیلمهای چرک ندارد در این اثر سعی بر این داشته تا مخاطبین از دریچه فیلمش به رؤیاهای خود نظاره کنند.
فیلم کوتاه «ترس خود را جابهجا میکند» به نویسندگی و کارگردانی ایمان صالحی، فیلمساز اصفهانی، پدیده سی و هفتمین جشنواره فیلم کوتاه تهران بود. فیلمی که نظرات مثبت بسیار زیادی را به خودش جلب و البته اصفهان را صاحب جوایزی کرد که در دو دهه اخیر یا شاید در تاریخ سینمای کوتاه اصفهان بینظیر است. جایزه ویژه ایسفا و جایزه ویژه هیئت داوران و همچنین کاندیداشدن در چند بخش دستاورد بزرگ «ترس خود را جابهجا میکند» بود که بعد از سالها سینمای کوتاه اصفهان را بر سر زبانها انداخت.
حالا و با نمایش فیلم «ابلق»، میتوان این ادعا را محکمتر مطرح کرد که کارنامه سینمایی «نرگس آبیار» به دو فصل مختلف تقسیم میشود: فصلی که داستان محدودتر و فردیت اندکی برای «تغییر» دارد و فصل دومی که بیشتر بیگپروداکشن است با مثلث بازیگران تعیینکننده. «ابلق» اگرچه تکمیلکننده آزمونوخطای جدید کارگردانش است اما به کلاژی تبدیل شده که نشانههای واضحی از تمام داشتههای سینمایی قبلی کارگردانش را در خود میبیند.
احتمالا بیشتر ما جزو کسانی هستیم که به چهره اهمیت زیادی میدهیم. هر چقدر هم ادعا کنیم که به ظاهر و چهره دیگران یا خودمان بیتفاوتیم، نمیتوانیم این حقیقت را انکار کنیم که انسانها در وهله اول با سیمایشان شناخته میشوند. بدون وجود چهره نمیشود از مفاهیمی مانند هویت، عشق، جایگاه اجتماعی یا حتی اخلاق سخنی به میان آورد. حتی وقتی که فقط صدای کسی را میشنویم یا نامههایش را میخوانیم بلافاصله در ذهنمان برای او یک چهره خیالی ترسیم میکنیم. در واقع نخستین پدیدار انسانیای که در مواجهه با دیگران بر ما آشکار میشود چهره است.