ارکستر موسیقی ملی اصفهان بعد از دوسالونیم خاموشی در روزهای ۱۷، ۱۹ و ۲۱ بهمن به اجرای کنسرت میپردازد. کنسرتی که طی سهشب از ساعت 21 به صورت زنده از صفحه اینستاگرام سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان (Isfahanfarhang) پخش میشود. آهنگهای ملیوطنی، آثار فاخر موسیقی ایران و همچنین اجرای ویژه قطعه شنیدهنشده «نغمه اصفهان»، ساخته استاد روحالله خالقی، برنامه این ارکستر برای سه کنسرت مجازی است و در این رویداد پارسا حسندخت، رضا شریعت و اسماعیل اللهدادیان، به ترتیب خوانندگی اجراها را بر عهده خواهند داشت. گفتوگو با مرتضی شفیعی، سرپرست ارکستر موسیقی ملی اصفهان اگرچه درباره اجرای اخیر در شرایط کرونا شکل گرفت، اما صحبتهای او بسیار فراتر از تعطیلی مطلق ارکستر موسیقی ملی اصفهان در سال کرونا، مسائل و مشکلات بزرگتر این ارکستر را هم شامل میشود.
زالاوا فیلم اول ارسلان امیری ادامه جریانی در فیلم سازی چند سال اخیر سینمای ایران است که داستانی را در یک موقعیت تاریخی (عموما دوران پهلوی دوم) با بنمایههایی نظیر دلهره، معما و ترس تعریف میکند. سرآمد این فیلمها و به نوع آغاز کننده آن در یک دهه اخیر فیلم «اژدها وارد میشود» مانی حقیقی است که با استفاده از کتاب ملکوت بهرام صادقی و اتفاقی تاریخی فیلمی دلهرهآوری را میسازد. بعد از آن نمونه موفق این عرصه فیلم «سرخپوست» به کارگردانی نیما جاویدی است که موفق میشود موقعیتی دلهره آور را با پیرنگی عاشاقانه درهم بیامیزد.
یکی از رفتارهای متعارف در کلاسهای آموزشی در حوزههای هنر، درخواست باز آفرینی استاد از شاگردان برای خلق مجدد یک اثر است. این گونه ارائه سرمشق به شاگردان و قضاوت بازخورد آثار خلق شده جدید اگر مقید به تکرار عینی اثر باشد جنبه ممارستی و تمرینی داشته و چنانچه با هدف خلق خلاقانه و آزادانه اثر ارائه شده باشد، دارای زوایای تازه هنری محسوب میشود و میتواند منتهی به پدیدآمدن آثار نوینی با اقتباس از اثر اصلی شود.
سیونهمین دوره جشنواره فیلم فجر از چهارشنبه در اصفهان کلید خورد تا طی هشت روز، تمامی فیلمهای این دوره در سه سینمای ساحل، سیتیسنتر و فلسطین به روی پرده برود. اطلاعاتی که «سمفا» از میزان مشارکت مردمی در شهر ما گزارش داده، حاکی از استقبال پرشور مخاطبان سینمادوست است. استقبالی که طی دورههای قبل، عموما در نیمه دوم جشنواره صورت میپذیرفت، اما اینبار به دلیل پخش تنها یکباره فیلمها و عدم تخصیص سانسهای فوقالعاده، مخاطبان را واداشته تا از نخستین روز به تماشای فیلمها نشسته و میزان مشارکت را بالا ببرند.
روشن داستان انفعال و اختگی است. داستان مردی که میخواهد بازیگر شود اما قواعد بازی زندگی خودش را گمکرده است. روشن (با بازی رضا عطاران) زندگیاش را باخته است. مریم (با بازی سارا بهرامی) همسرش او را ترک کرده و به دنبال گرفتن حضانت دخترشان است. صاحبخانه اجارههای عقبافتادهاش را میخواهد و به دنبال فرصتی برای بیرون ریختن اسباب و اثاثیه او است و خانهای که تمام داروندارش را در آن سرمایهگذاری کرده هنوز تمام نشده است. روشن مدام دستوپا میزند. دستوپا زدنی که باعث میشود بیشتر در این منجلاب فرورود.
فیلمهای این سالهای سینمای ایران فراتر از بحثهای سینمایی میتواند آینه تمام نمایی از سینمای روبهزوال ایران در تمام بخشها باشد. سینمای ورشکستهای که در سال رکود جهانی، تعطیلی و ورشکستگی صنعت سینمای بسیار از کشورها همچنان فیلمهای میلیاردی پرشمار میسازد. فیلمهایی که حتی فرصت اکران را هم به دست نمیآوردند و فروششان اندازه دستمزد بازیگران هم نمیشوند. بااینحال سالها است که مسئله اکران نیست مسئله مسابقه هزینه کردن پولهایی است که از خارج از جریان سینما به فیلمها تزریق میشود و به دنبال اهداف خاصی میگردد. پولهای کثیفی که قرار است با وارونه نشان دادن حقیقت به تثبیت وضع موجود کمک کنند.
تا همین یک ماه پیش مشخص نبود در سالی که کرونا همچنان به تاختن ادامه میدهد، آیا بزرگترین رویداد سینمایی کشور اجرا خواهد شد یا خیر. وقتی شیب شیوع کرونا نزولی و وضعیت کرونایی بسیاری از استانها به زرد و آبی تبدیل شد، در روزهای ابتدایی بهمن، مجوز برگزاری جشنواره فجر نیز صادر شد. مجوزی که پیرو آن، فیلمها علاوه بر اهالی رسانه و منتقدان، برای مردم نیز نمایش داده میشدند؛ اتفاقی که از همان زمان، موافقان و مخالفان بسیاری را به خود دید.اما حالا با تداوم وضعیت زرد و آبی کرونایی در کشور، این جشنواره از روز گذشته در مراکز بسیاری از استانهای کشور نیز رونمایی شده تا بزرگترین رویداد سینمایی کشور که خیلیها از لغوشدن قطعی آن سخن میگفتند، حالا تقریبا به روال سالیان گذشته برگزار شود.
معجزه تئاتر و روزهای روشنش او را پابند اصفهان کرد. قرار بر ماندن نبود؛ ولی مگر میشد رفت وقتی بالاخره تئاترْ اداره و تشکیلات پیدا کرده بود؟ مگر میشد از اصفهان دل کند حالا که نمایشنامههای حرفهای همگام با پایتخت روی صحنه میرفت؟ کجا بهتر از اینجا وقتی که دستمزد بازیگرها روی قاعده و اصول پرداخت میشد آنقدر که لذت زندگی در کسوت پهلوان اکبر مایه خانه دار شدن بازیگرش باشد؟ بازیگر دلسپرده تئاتر اصفهان حالا بعد از 30 سال فراغ صحنه، هنوز از گذشته که میگوید چشمهایش برق می زند، صدایش بی پروا و محکم از سینه برمیآید و دستهایش به سوی رؤیایی دور اما شیرین پرواز میکند.
حالا من و آقا رضای عماد و چند نفر دیگر از خانواده تئاتر هستیم که داریم دهه هفتاد زندگیمان را با موی سپید و قلبی زخمدار اما سری پر از خیال و رؤیا در خلوت خانه میگذرانیم. حالا اگر هنرمند صحنه باشی بازیگر و اهل قلم چه بهتر. آقارضا! پنجاه سال سابقه نمایش کم نیست. شما خیلی زودتر از من پا بر صحنه گذاشتید و آثار زیادی بر صحنه بردید. امروز وقتی جسته و گریخته به گذشته نگاه میکنم و دهه پنجاه را به یاد میآورم، شما را میبینم. جوانی خوشتیپ با موی بلند و بیانی گرم. من امروز رضا را بیشتر با آثار ماندگارش به یاد میآورم.
نام «رضا عماد» هنرمند پوینده و بازیگر گرانمایه که میآید بیاختیار به سالهای گذشته برمیگردم، سالهایی که سرشار از شوق آموختن بودیم، سالهایی که بر ذهن پراشتیاقمان رویای زیبای بازیگری و کارگردانی نقش میبست و نفسزنان میدویدیم تا تالاراشرف (اداره تئاتر) جمع میشدیم و بیتابِ رسیدن به سکوی صحنه، بحثوجدل میکردیم تا برسر نمایشنامهای به تفاهم برسیم. میدانستیم که فاصله زیاد است و امکانات در حد هیچ. میدانستیم که در این اشتیاق تنها نیستیم. اصلا گذشتِ سنگین زمان را حس نمیکردیم، سبک و پرهیجان گام برمیداشتیم با پرسشهای بیپایان. تا اینکه در یک توافق جمعی متن دلخواهمان را انتخاب میکردیم و با جان دل برای رسیدن به اجرایی مطلوب زحمت میکشیدیم تا نمایشی را در ناکجاآبادی، اصفهان یا شهرستان دیگری به صحنه ببریم.
رضا عماد پیشکسوت تئاتر در اصفهان تجربه حضور در حدود 40 نمایش و چند سریال و سالها همکاری با تئاتر سپاهان را دارد. او نوشتن متن و کارگردانی را هم تجربه کرده است. «چوب دستهای ورزیل»، «پهلوان اکبر میمیرد»، «داش آکل»، «پشت آب انبار خرابه» و «آخرشب اول صبح» برخی از مهمترین اجراهای عماد در صحنه تئاتر است.