از هفته پیش تا کنون که آسمان ایران شاهد حمله رژیم صهیونیستی است، اتفاقهای مختلفی در ابعاد گوناگون افتاده است.
در سالهای گذشته زیاد پیش میآمد که در صحبتهایمان از معادلات بازدارندگی میگفتیم؛ از اینکه نکند بار دیگر کشورمان دچار جنگ مستقیم شود و با چه اقدامهایی میتوان موازنهای را طراحی کرد تا دشمن جرئت نکند به کشورمان تعدی کند.
ارتباط قلبی ایرانیان با شعر فارسی موضوعی انکارناپذیر است و رد این ادعا را میتوان در عمر هزارانساله شعر فارسی بهوضوح دید. شعر قطاری است که هیچگاه متوقف نخواهد شد و تا ابد مسافران دلدادهاش را با خود به همراه خواهد برد.
جنگ همان واژه ترسناکی که تا به امروز این چنین آشنا نبود. برای من خلاصه میشد در زندگینامه شهدای دفاع مقدس و بعدترها در خاطرات شهدای مدافعان حرم. ولی این روزها واژهای است که در معاصرترین دوران نمود پیدا کرده است و این طور به یک باره، سرو کلهاش پیدا شده است
درست به فاصله چندساعت بعد از حمله آمریکا به ایران و بمباران سه مرکز هستهای در فردو، نطنز و اصفهان، بسیاری از خبرگزاریها و پایگاههای خبری مختلف داخلی و خارجی تحلیلهای زیادی درباره ابعاد مختلف این ماجرا اعم از اقتصادی، سیاسی و امنیتی ارائه دادند.
دومین فیلم بلند اکتای براهنی پس از یک سالونیم توقیف از چهارشنبه 21 خرداد برای اکران عمومی راهی سینماهای سراسر کشور شد.«پیر پسر» از چند منظر متفاوتترین فیلم سینمای ایران است.
کلاسهای بازیگری در میان اقشار مختلف مردم همواره موردتوجه بوده است و هرسال بر تعداد هنرجویان بازیگری نسبت به گذشته افزوده میشود
بیش از یک هفته از جنگ گذشته است و دیشب آمدیم خانه مادربزرگ در جنوب تهران. دیروز ظهر که از خرید برگشتیم، همسایه کناری با اضطراب و هراسی که چنگ انداخته بود به گریبانش، چند دقیقهای ما را توی راهرو سر پا نگه داشت و مرثیه خواند که فلانطور شده و بَهمانطور میشود و جمع کنید از تهران بروید.
چند روز است خانه نرفتهام. شب و روز را گم کردهام. خیلی خستهایم، اما پای کاریم. نفس میکشیم تا آنکه پا روی نفسمان گذاشته است را از خانهمان بیرون کنیم. دشمن صهیونیستی، سگ هار شده است، نه! سگ هار بوده، حالا قلاده پاره کرده است.
این روزها مردم ایران به دلیل تجاوز خارجی رژیم صهیونیستی با محوریت مقام معظم رهبری، به یک وحدت سیاسی بیسابقه رسیدهاند؛ وحدتی که طی سالهای گذشته و به دلیل مسائل مختلف اقتصادی و سیاسی دچار خدشه شده بود.
چند روزی است که دیگر «جنگ» موضوعی حاشیهای و محدود به خاطرات و عکسها و فیلمها نیست. ما با هر صدای شلیک پدافند، غرق هیجان میشویم و با هر خبر ناگوار غمگین!
اگر یک روز کاری نکنم حالم بد است!» این جمله از بانوی نقاشی است که ۵۸ سال قبل در نوشهر پا به جهان گذاشت. این بانوی نقاش را اهالی هنر پایتخت، اصفهان، کاشان و کسانی که با حوزه هنری و مخصوصا آثار نقاشی در ارتباط هستند، خوب میشناسند.