«در آغوش درخت» اولین فیلم بلند بابک خواجهپاشا است که بهتازگی و بعد از فیلم دوم او (آبیروشن) به نمایش در آمده است.
روز دوشنبه، ۲۹ مردادماه ۱۴۰۳ از خبر درگذشت هوشنگ حریرچیان، بازیگر سینما و تلویزیون ایران متأثر شدیم؛ هنرمندی که حدود هفت دهه در سینما، تئاتر، رادیو و تلویزیون کشور فعالیت کرد.
طی روزهای اخیر، وزرای پیشنهادی دولت چهاردهم با تأیید مجلس شورای اسلامی، روانه وزارتخانههای مربوطه شدند و میز کار خود را از وزرای پیشین تحویل گرفتند. سید عباس صالحی نیز برای به دست گرفتن سکان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی راهی این وزارتخانه شد.
عمود ۸۳۳، موکب نداء الاقصی. قدمهای خستهشان را میبینم که روی صندلی پلاستیکی آرام میگیرند. زن و مرد، بزرگ و کوچک، چشمان بیرمقشان را دوختهاند به تریبون روبهرویشان. عبدالله میکروفن در دست میگیرد.
پیرزن هنوز روی چهارپایه نشسته و چشمبهراه مهمانهای ابوسجاد بود. بهرسم هر سال، از اول تا آخر صفر کارش همین بود.
فرض کن راهیات کنند بدون اینکه از قبل کولهبارت را بسته باشی. فقط از یک تماس تلفنی آغاز شد سفر اربعین امسال؛ اما این بار تنها زیارت هدف نبود.
حالا که اربعین 1446 هم سپری شد بد نیست به یکی از ظهورات نوین آن بپردازیم. درچندسال گذشته یکی از مفاهیم و پدیدههای جدیدی که وارد فرهنگ ایرانی شده و بهکرات هم مورداستفاده قرار گرفته، «موکب» است.
چند سالی هست که مراسم پیادهروی جاماندگان اربعین حسینی در شهر اصفهان هم مثل سایر شهرهای ایران برگزار میشود.
پیادهروی اربعین مکان نمیشناسد، چون امام حسین (ع) محدودیت مکانی ندارد. او در هر زمان و زمینی حضور دارد، چرا که شبیه به ما محدود نیست.
چشمهایش زلالاند؛ آنقدر که دلت میخواهد ساعتها در آن غرق شوی. زبانش را تا جایی که بیبی یادم داده میفهمم.
هر سال زائران پیادهٔ آقا، هرکدام یک نشان از کشور و ملیت خودشان همراه داشتند؛ یکی پرچم کشورش را دور شانههایش انداخته بود؛ یکی پرچم کشورش را به کالسکه فرزندش متصل کرده بود؛ یکی پیکسلی شبیه پرچم کشورش را به کولهاش نصب کرده بود و… هر یک به نحوی میخواستند بگویند ملیت و اصلیت ما از کجاست.
امسال هم مثل دوسال قبل با خانواده راهی مسیر کربلا شدیم و مثل همیشه میگویم این سفر، آنهم خانوادگی، تفاوت و لذت دیگری دارد.