سیوهشتمین دوره جشنواره جهانی فجر این روزها به صورت فیزیکی و مجازی در حال برگزاری است؛ جشنوارهای که سال گذشته به دلیل شیوع کرونا برگزار نشد و امسال با بهرهمندی از تجارب جشنوارههای سینمایی جهان که طی یکسال گذشته برگزار شدند، توانست برنامههای خود را از سر بگیرد.
در یادداشت گذشته گفتیم که طرحها و اتودهای اولیه آثار هنری علاوه بر جنبه هنری در پیش بینیهای قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان در مورد آنها، از باب اطلاعات تهیه شده توسط افرد حقیقی و حقوقی نیز میتوانند در قوانین خاص دیگری مورد حمایت واقع شوند.
از جمله این قوانین قانون «انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات مصوب سال 88» در مجمع تشخیص مصلحت نظام است. با اینکه قانون یادشده به طور کلی ناظر بر انواع اطلاعات غیرهنری است و یک قانون حمایتی برای قشر هنرمند محسوب نمیشود، اما همانگونه که گفتیم، طرحها و اتودهای آثار هنری نیز میتوانند مشمول حمایت این قانون باشند و به طور کلی از آنجایی که قانون فوق در حوزه مالکیت فکری و حقوق معنوی مربوط به ایدهها نیز قابل نگاه و تفسیر و تأویل است، استخراج برخی از مواد آن به نفع هنرمندان خالی از ضرورت و لطف نیست.
چندسالی است در تقویم رسمی کشور، روز هفدهم شوال به سبب واقعه نبرد خندق در صدر اسلام و مبارزه مشهور حضرت علی علیهالسلام با جنگاور تنومند سپاه شرک، عمروبن عبدود به عنوان روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانهای ثبت شده و با مراسمها و اقدامات ویژه همراه است. مولای متقیان با رفتار ماندگار خود و غلبه بر خشم و هوای نفس، این درس را به پیروان خویش میآموزد که جنگ و قتال فقط در راه رضای پروردگار ارزشمند است و اگر ذرهای احساسات فردی در آن دخیل باشد، از اساس فاقد ارزش میشود.
محمدعلی دادور متخلص به فرهاد، در 13 فروردینماه ۱۳۲۹ شمسی در اصفهان متولد شد. از نوجوانی اولین زمزمههای شاعرانه را تجربه کرد و سال ۱۳۴۷ درحالیکه سال دوم متوسطه را میگذراند، به انجمنهای ادبی فروغ و صائب راه یافت و خوشهچین خرمن استادان بزرگی چون صغیر، بصیره متین، توا، دریا، بیریای گیلانی و جلال برجیس شد. رغبت عجیبش به مطالعه، وی را بر آن داشت تا روز و شب را به خواندن و تحقیق بگذراند. وی به سال ۱۳۵۰ تحصیلات دوره متوسطه را به پایان برد و پس از طیکردن دوره نظام در سال ۱۳۵۲ در رشته تاریخ دانشکده ادبیات اصفهان به ریاست دکتر عبد الباقی نواب که از دوستان انجمنی او بود به تحصیل پرداخت.
با وجود استقبال جهانی از ژانر وحشت، این ژانر در ایران همواره یکی از مهجورترین گونههای سینمایی است. دلیل این اتفاق، فارغ از توانمند نبودن سناریستها و کارگردانان ما در زایش لحظات ملتهب از جنس وحشت و نبود فرهنگ کافی از این قلمرو است. جامعه ایرانی، چندان علاقهای به المانهای وحشت، ماورایی ندارد. همین ضعف تاریخی سبب شده تا سینما و تلویزیون ما بیشتر به سمت ملودرامهای اجتماعی و کارهای کمدی گرایش داشته باشد.در سالهای اخیر که نسل جدید کشور، علاقهمندی بیشتری به دنبال کردن آثار موفق جهانی در حوزه وحشت داشته، نیز آثاری فارغ از کیفیتشان تولید شدهاند.فارغ از سینما، تلویزیون نیز حدود دو دهه است که به صورت پراکنده، وارد چنین فضایی شده است. آخرین این تلاش در این زمینه سریال «احضار» است که به تازگی پایان یافته است.
اکنون که چند سالی است خیابان چهارباغ اصفهان، در طرح ارتقای فضاهای شهری، به یک پیادهراه دلپذیر و دعوتکننده برای شهروندان و گردشگران تبدیل شده است و درختان کهنسال یا نهالهای تازهکاشت آن در هوایی بدون دود اتومبیل تنفس میکنند، طراوت و پویایی این فضای زنده شهری گویی باعث شده خاطره حضور پر ترافیک اتومبیلها در چهارباغ از حافظه شهروندان رفته رفته محو شود. اما در باب گذشتههای دورتر چهارباغ، در روزنامه اخگر به گزارشی درباره عبور و مرور در این خیابان به سال 1313 خورشیدی و مشکلاتی که عدم رعایت قوانین توسط عابرین پیاده در مقابل وسایل نقلیه آن زمان که غالبا درشکه بودهاند پیش آورده، برخوردم که خواندنش خالی از لطف نیست.
یکی از دغدغههای همیشگی خانه کاریکاتور اصفهان مسائل اجتماعی است که در قالب همکاری با سازمانهای مختلف و با هدف فرهنگسازی ارائه شده است. سال گذشته همکاری مشترک خانه کاریکاتور و اداره امور اجتماعی سازمان فرهنگی اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان با پروژه سالمند موفق آغاز شد که این روزها نمایشگاهی از کاریکاتورها به همراه محتوایی در قالب طنز در ایستگاههای مختلف متروی اصفهان دیده میشود و مجموعه مکتوب آن نیز در دست تهیه است.
اطلاعات در ابعاد مالکیت فکری به دو گروه اصلی طبقهبندی میشوند: اطلاعات خصوصی و اطلاعات عمومی. از آنجایی که در حوزه مالکیت فکری؛ در قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب سال 1348 به اندازه کافی تعیین تکلیف شده است، در این یادداشت و یادداشتهای آینده به سراغ قانونی رفتهام که به «اطلاعات» به شکل کلی پرداخته و از زوایای مختلف، ابعاد آن را از نظر قانونی بررسی کرده است. از آنجایی که مالکیتهای فکری نیز از زیرگروههای اطلاعات هستند، این قانون نیز به عنوان یک قانون خاص در کنار قوانین اصلی مربوط به هنرمندان، میتواند زوایای تازه در این باب را نمایان کند. در این قانون که در سال 1388 خورشیدی در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسیده است، بیست و سه ماده قانونی و هفت تبصره وجود دارد که برخی از آنان مستقیما در حقوق هنرمندان قابل توجه هستند.
در شهرهای مختلف ایران گالریها ارائهکنندههای آثار هنرمندانی هستند که هریک با توجه به نوع نگرش خود نسبت به خلق اثر هنری اقدام کردهاند. در این میان، همواره این سؤال مطرح است که چرا بازدیدکننده این آثار هنری عموم مردم نیستند و در گالریها فقط باید شاهد حضور قشر خاصی از مردم باشیم که یا در رشتههای هنری بهصورت دانشگاهی و تجربی تحصیل و تجربه اندوختهاند یا اندک علاقهای به هنر دارند و آنچه در اولین پاسخ به آن میرسیم مشکلات فرهنگی و اقتصادی است که باعث میشـود عامه مردم سهمی در گالریها نداشته باشند.
چند سال پیش تاریک و خسته از دنیای رمانهای مدرن و پستمدرنِ ترجمه یا تألیفشده، هراسان از اومانیسم و همه ایسمهای ادبیات داستانی با ابژهای روبهرو شدم که فلسفه زندگی را به شیوهای هنرمندانه بدون هرگونه ملال و اجبار به روحم وارد کرد. باید بگویم که دوباره متولد شدم. به گونهای غریزی، جهانی ماورا، در دستان مردی با تخیلی از عالم مُثل شگفتزدهام کرد. من به مشرق، به نور، به تمام آیینهای مقدسِ ازلی و ابدی نزدیک شدم. بله همه اینها اتفاقی از جنس سرنوشت نیک بود. قرار شده بود زندگینامه داستانی کسی را بنویسم که به دور از دنیای مادی در عالم مجردات چنان رنگ را ترکیب میکرد، گویی تکتک ذرات زنده بودند و نیاز به قلممویی داشتند تا به جهان ما بیایند و جلوهگری کنند. نقاشی چیزی نبود که آن را نفهمم. سالها کار کرده بودم بیزحمت و در هالهای از استعدادی ذاتی. اما این بار فرق میکرد.
همواره یکی از مهمترین پرسشها برای من درباره هنر معاصر اصفهان این بوده که با توجه به نزدیکی اصفهان و تهران و آشنایی هنرمندان اصفهانی با تحولات هنری آن شهر، چرا جریان هنر مدرن و معاصر در اصفهان حدود چهلوپنج سال بعد از تهران ظهور کرده است؟ برای یافتن پاسخ این پرسش تصمیم گرفتم که مطالعه و پژوهش در دورههای قبلتر تاریخ هنر اصفهان را انجام دهم. برای همین سراغ هنر و هنرمندان اواخر قاجار و اوایل پهلوی رفتم. ابتدا در دوره فوقلیسانس درباره زندگی و آثار حاج میرزا آقا امامی و تحولات زمان او کار کردم که نتیجهاش در قالب یک کتاب چاپ شد.