در تابستان 1312 خورشیدی، نمایشی برگرفته از اشعار فردوسی، نوشته غلامحسین زیرکزاده و به فرم «تمامآهنگی» در «فضای جنب کافه جهاننما واقع در ابتدای خیابان پهلوی، روبهروی پلهای چهارباغ اصفهان» به روی صحنه اجرا رفت. در ستون پیشین (اصفهان زیبا 13 تیر 1400) به جزئیاتی از پی اس این نمایش که روزنامه اخگر گزارشی اختصاصی دربارهاش منتشر کرده بود، پرداختیم. یک هفته پس از این گزارش، موعد اجرای نمایش فرا رسیده و روزنامه اخگر نیز تحلیلی از آن ارائه داده است. اکنون طبق قرار قبلی، به سفری تاریخی میرویم تا از ورای سال 1400 خورشیدی، همزمان با گزارشگر اخگر، به تماشای نمایش کیخسرو و سیاوش در تابستان 1312 بنشینیم:
نشست خبری اولین جشنواره ملی داستان کوتاه کوتاه «ذکر خیر» با محوریت نگارش داستان کوتاه و با شعار «در کار خیر قلم بگذاریم» با هدف پرداختن به اقدامات خیرخواهانه در ارتقای بهداشت و سلامت عمومی جامعه در سالن امام هادی(ع) حــوزه مــعــاونــت بــهــداشتی دانــشـگاه علومپزشکی اصفهان و با حضور کمال حــیــدری، مـعــاون بــهــداشــتــی دانشگاه علومپزشکی اصفهان و رئیس هیئتمدیره مجمع خیرین بهداشت و سلامت استان اصفهان «امام هادی (ع)» و محمدحسن مردانی، دبیر این جشنواره برگزار شد.
می دانیم که هر گونه نشر، پخش، عرضه، استفاده و کپی از آثار هنری که مشمول حمایت قانون هستند ممنوع بوده و دارای عواقب مادی و مجازات برای فرد متخلف است. انواع این تخلفات و سوءاستفادهها در قانون ذکر شدهاند. ازطرفی در همین قانون خاص یعنی قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب سال چهل و هشت خورشیدی در مجلس سنای ایران، استثنائاتی برای برخی استفادهها از آثار هنری وجود دارد. یکی از این استثنائات را در یادداشتهای گذشته بررسی کردیم که عبارت بود از استفاده آثار هنری در جزوات و مطالب آموزشی توسط اساتید و معلمان به شرط عدم انتفاع مادی و عدم فروش یا نشر گسترده آنان.
«غفور اسکندری سخندری» ازجمله شوریدگان وادی و طریق معرفت است که روح ناآرام و کمالخواه و دل بیقرارش همیشه در پی خلق آثار هنری بوده است. او که هیچگاه دست از طلب برنداشته و پیوسته در شکوفایی و طرب بوده است، گاهی نکاتی ظریف و باریکتر از مو در خط نستعلیق میبیند و آن را در نهایت اخلاص به هنرجویان و دوستداران خط پیشکش میکند، گاهی بهصورت خاص رد قلم میرزای کلهر، میرزا غلامرضا، میرحسین ترک و میرزا کاظم را میگیرد و گاهی نیز دل به زیبایی خطوط میرعماد میبازد و به عشق آن مینازد.
بالاخره و پس از ۱۶ ماه رکود سینماها، یک فیلم پرمخاطب روی پرده آمد تا نجاتبخش گیشه سال ۱۴۰۰ باشد. در طول این ۱۶ ماه، حدود ۱۲ فیلم ایرانی به روی پرده رفت که تقریبا هیچیک از آنها آثار پرمخاطب نبودند. در این میان، دو فیلم شنای پروانه و خوب، بد، جلف ۲ که گمان برده میشد با استقبال حداکثری مخاطبان مواجه میشوند، فروش چندانی نداشتند تا صاحبان آثار پرفروش ریسک چندانی برای نمایش فیلم خود در دوران کرونا نکنند.
تیر ماه است، سخن از عباس کیارستمی خنکایی است که به سینمای تب زده این روزها جانی دوباره میبخشد. او در تیر ماه متولد و در همین ماه به ابدیت سفر میکند. چه خوب است که به رسم «تکرار» از او یاد کنیم. نه فقط برای برگزاری نکوداشت یاد او که آنهم بباید و بل اینکه با تکرار از او به فصلی تازه بیندیشیم که سینمای امروز بدون کیارستمی انگار چیزی کم دارد.
مازیار زارع، مدرس موسیقی و نویسنده کتاب «من و ملودیکا»، متولد 1357 در شهر اهواز است و از سال 1372 تاکنون در اصفهان سکونت دارد. او که موسیقی را با ساز کیبورد شروع کرده و رفتهرفته به سمت پیانو گرایش پیدا کرده، دانشآموخته کارشناسی موسیقی ساز جهانی از دانشگاه صدا و سیمای تهران است و بهعنوان کارشناس موسیقی در رادیوی صدا و سیمای مرکز اصفهان فعالیت دارد و در برنامههای بسیاری بهعنوان تهیهکننده و آهنگساز فعالیت داشته است. زارع تنهامدرس سیستم دودستینوازی ساز ملودیکا در ایران است که کتاب «من و ملودیکا» بهعنوان اولین کتاب آموزش موسیقی به کودکان توسط او منتشرشده و سه تألیف دیگر او درباره ملودیکا نیز بهزودی منتشر میشوند، همچنین آلبوم «جان مریم» تکنوازی او از چند آهنگ خاطرهانگیز با استفاده از ساز ملودیکاست.
بیست و هشتم مهرماه سال 1397 اساتید و هنرمندان پیشکسوت عرصه موسیقی در یکی از خانههای قاجاری خیابان ابن سینا جمع شدند تا گشایش عمارت هنرمند را با مرور تاریخ موسیقی و آواز اصفهان در این خانه رقم بزنند. از آن زمان عمارت هنرمند به نام آشنایی برای اصفهان تبدیل شده است؛ نامی که میزبان و محفلی برای هنرمندان رشتههای مختلف است. کافی است اندکی در کوچهپسکوچههای خیابان ابن سینا گذر کنیم تا به عمارت هنرمند برسیم، عمارتی که با نام مدیرش نیز عجین شده است، اگرچه او خود را خدمتگزار هنرمندان میداند. در این گزارش، فرید صلواتی از فعالیتها و چگونگی مدیریت بر عمارتی میگویـد که سه سال در آن و با آن زیست.
آیین اختتامیه سومین دوره جایزه ادبی جمالزاده که بهصورت مجازی از شبکههای اجتماعی مرتبط برای علاقهمندان پخش شد، همزمان با روز قلم در محل کافه کتاب ژوپیتر برگزار شد که به مدت چهل سال به مکانی برای انتشارات استاد فقید منوچهر قدسی تعلق داشت. در این مراسم برگزیدگان سومین دوره معرفی شدند و همچنین محمد عیدی معاون فرهنگی شهردار اصفهان و مدیرعامل سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان، سعید محسنی دبیر ادبی سومین دوره جایزه جمالزاده، بهزاد دانشگر عضو شورای سیاستگذاری جایزه و پژمان نظرزاده آبکنار مسئول گروه تولید محتوای سومین دوره جایزه ادبی جمالزاده، به تشریح جزئیاتی از فعالیت این جایزه در این دوره پرداختند.
بعد از یک دوره رکود به واسطه شیوع کرونا، بار دیگر چراغ هنر تئاتر در نصفجهان پرفروغ شده و دفتر تخصصی تئاتر وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان چتر حمایت مادی و معنوی اش را بر روی این هنر گسترانده است. مدیر تالار هنر با اشاره به آغاز برنامههای نمایشی تالار هنر پس از کمشدن محدودیتهای کرونایی گفت: تئاتر «بیداری به وقت خون» به کارگردانی احسان جانمی اولین نمایشی بود که در اردیبهشتماه به مدت 15 شب روی صحنه رفت و در ادامه نیز تئاتر «مکث روی ریشتر هفتم» به کارگردانی جواد ایزددوست خردادماه اجرا شد.سعید امامی اظهار داشت: تئاتر «با گارد باز گوشه رینگ» نیز به کارگردانی نورا لک از 31 خرداد اجرا شده و تا 11 تیر در سالن تماشای تالار هنر از ساعت 19 به روی صحنه میرود.
مسابقه عکاسی نجومی Insight Investment که هر سال توسط «رصدخانه سلطنتی گرینویچ» (Royal Observatory Greenwich) برگزار میشود، یکی از برترین رقابتهای عکاسی نجومی در جهان است. امسال هم همانند چند دوره قبلی، عکاسان نجومی ایرانی در این رقابتها خوش درخشیدند و نام دو عکاس نجومی کشورمان در بین انتخاب شدگان لیست نهایی دیده میشود. مسعود قدیریفر با عنوان عکس «شکوه دماوند» و حسن حاتمی با عنوان عکس «خورشید در طیف فرابنفش» برگزیده این دوره از مسابقات شدند. این مسابقه بهانهای شد تا با محسن حاتمی که اهل اصفهان است، گفتوگویی داشته باشیم تا او برایمان در مورد روند و چگونگی این مسابقه و عکاسی نجومی بگوید.
حدود صدسال پیش (سال ۱۳۰۰) کتابی (در برلین) منتشر شد که آن را آغازگر سبک نوین داستاننویسی در ایران میدانند: یکی بود یکی نبود اثر محمدعلی جمالزاده. این کتاب مجموعه هفت داستان کوتاه است به این شرح: فارسی شکر است، رجل سیاسی، دوستی خالهخرسه، درد دل ملا قربانعلی، بیله دیگ بیله چغندر، ویلانالدوله و کباب غاز. به غیر از یکی از داستانها (ویلانالدوله) سایر داستانها از زبان راویان اول شخص که مردند، بیان میشوند. تقریبا در تمام داستانها گویی روح خود جمالزاده، به صاف و سادگی خودش، حلول میکند و شروع به حرفزدن و روایتکردن میکند.