جعفرقلی دادخواه، طراح فرش و از شاگردان استاد جزیزاده درباره سابقه کار و همکاری با او میگوید: من از سال 1335 به مدت شش سال شاگرد و سپس به مدت 30 سال به عنوان همکار در هنرستان هنرهای زیبا در خدمت استاد جزیزاده بودم و همچنان از نظرات بیدریغشان بهرهمندم.
به آتلیهاش که پا میگذاری، انگار در یک خانه موزه دیدنی قدم گذاشتهای. در و دیوار با رنگ و نقشهای بیمثال تزیین شده است. کارها هم غالبا مثل خودش شوخ و شنگ و پر از رنگ و زندگیاند.کنار هر تابلو که بایستی، روایتی با تو میگوید و شعری ساز میکند.سیاحت در کارگاه و گالری امیرهوشنگ جزیزاده فقط به دیدن تابلوها ختم نمیشود؛ بلکه طرحهایش را میتوان بر آثار قلمزنی، میناکاری، معرق، منبت و… هم دید که تنوعشان آدم را شگفتزده میکند و عجیب اینکه هنوز و در 88 سالگی تقریبا روزی چند ساعت کار میکند بدون خستگی و هیچ اثری از ملال!استاد جزیزاده را خیلیها به هنر و هنرمندی میشناسند.مینیاتوریست و طراح برجسته فرش اصفهان که بیش از پنج دهه سابقه کار هنری دارد و نامش با نام هنر ایران به نیکی عجین است. هرچند که گفتوگوهای مختلفی با استاد جزیزاده تاکنون انجام شده است ولی گپ و گفت با او همچنان خالی از لطف نیست.
نخستین دوره اعطای دو نشان عیسی خان بهادری و استاد ابوالحسن خان صبا از سوی دفتر برنامهریزی و آموزشهای هنری معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بهمنظور پاسداشت معلمان هنر و هنرآموزان منتخب هنرستانهای هنرهای زیبای این وزارتخانه برای هنرمندان رشتههای هنرهای تجسمی و موسیقی برنامهریزی شد که همزمان با بزرگداشت مقام معلم نشان عیسی بهادری در گروه هنرهای تجسمی به استاد امیر هوشنگ جزیزاده، هنرمند نگارگر، هنرآموز و مدرس هنرستان هنرهای زیبای اصفهان و نشان ابوالحسن صبا در رشته موسیقی به استاد تقی ضرابی، هنرمند، هنرآموز و مدرس هنرستان عالی موسیقی تهران اهدا شد و در سال آینده نشان معلم منتخب تئاتر نیز به این آیین افزوده میشود. در همین رابطه با معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، طراح نشان و معاون فرهنگی سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان به گفت و گو نشستیم.
این روزها سایه شوم کرونا اولین تهدید برای زندگی بشر شناخته میشود و ایران نیز پس از فرود یک پیک به ناگهان فراز دیگری را تجربه میکند و اعلام قربانیان این بیماری به یکی از مهمترین اخبار روزانه تبدیلشده است. فرهنگ و هنر نیز از آسیب روزهای موسوم به کرونایی در امان نبوده و همه فعالیتهای این گروه تعطیل و نیمهتعطیل و بعضا بهصورت مجازی برگزار شده است. گالریها نیز روزهای مشابهی را تجربه کردهاند و برای مثال، نمایشگاههایی که برای سال گذشته برنامهریزیشده بود، با مانعی به نام کرونا روبهرو شده تا درنتیجه، ارائه در فضاهای مجازی را تجربه کنند و یا بهناچار برگزار نشده و به سال کنونی موکول شوند.البته که جان بسیار عزیز است و شیرین اما موجودی که چونان بختکی بر سر جهانیان آوار شده است، علاوه بر این جانِ دوستداشتنی، مشاغل بسیاری را نیز تهدید و زمینگیر کرده است و همچنان تنها باید امید داشت تا روزی در مقابل دانش، سر خم کند. آن زمان است که روزهای بدون کرونا بار دیگر سر میرسند و جان و جانانمان راحت میزید و گویی دوباره زندگی نفس میگیرد. اکنون بعد از تعطیلی که کرونا بر گالریهای اصفهان تحمیل کرد، آنها بار دیگر فعالیت خود را آغاز کردهاند و امید که نویدی باشد برای روزهای بدون کرونا.
در ستون پیشین جزئیات گزارشی در روزنامه اخگر از یک دادگاه با عنوان «محکمه ازدواج» متعلق به سال 1312 خورشیدی را، بررسی کردیم (اصفهان زیبا 28 اردیبهشت 1400). دادگاهی که فردی به نام حسین لنبانی را مجرم شناخته، چراکه وی با عالیه بیگم شریفی متولد 1305 (که هنوز استعداد جسمانی برای ازدواج نداشته)، اقدام به مزاوجت نموده بود.
بعد از انتشار احتمال تعطیلی موزه موسیقی اصفهان به دلیل مشکلات مالی و ارائه اظهارنامه تخلیه به این موزه توسط دو ملک از سه مالک خانههای در اختیار موزه موسیقی، کمیسیون فرهنگی شورای شهر و کمیته گذر فرهنگی چهارباغ در جلسهای با انتقال موقت موزه به سرای قزلباش واقع در گذر فرهنگی چهارباغ موافقت کردند که این مسئله علاوه بر آنکه موجب تداوم حیات موزه موسیقی خواهد شد، قطعا میتواند به کسالت و سکون و سکوت بدنه شرقی چهارباغ نیز کمک کند. اما آن چیزی که رئیس اداره کل موزههای اصفهان از آن خبر میدهد، این است که موزه موسیقی اصفهان بعد از گذران یک دوره موقت در چهارباغ، به یکی از بناهای تاریخی اصفهان منتقل خواهد شد.
لیلی رضوانی که برگزاری نمایشگاه «طبیعت جاندار» با پیشنهاد او انجام شده است بابیان اینکه طبیعت جاندار نقطه مقابل طبیعت بیجان است و هر نقشی که بر روی بوم مینشیند از جام وجود نقاش جان میگیرد، میگوید: «همگی نقاشیهای این نمایشگاه المانهایی از طبیعت شامل کوه، درخت، گل و حیوانات هستند که با نگاه و تکنیک منحصر هر نقاش و با توجه به نگاه آنها به طبیعت از فیلتر نقاشی عبور کرده و جان گرفتند و حتی حسی متفاوت از طبیعت دارند که برخی باتوجه به سلیقه نقاش دارای عنوان منحصربهفرد و برخی بدون عنواناند.»
نشستی با موضوع گفتوگو و ارائه گزارش صدروزه عملکرد هیئتمدیره خانه مطبوعات با حضور منصور گلناری، رضا صالحی، زینب هاشمی و مریم کلانتری بهعنوان اعضای هیئتمدیره خانه مطبوعات اصفهان در روز چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشتماه در محل مجتمع مطبوعاتی اصفهان برگزار شد.
در بیش از یکسالی که کرونا در ایران، بیش از چهار پیک را پشتسر گذاشته، تقریبا هیچ صنفی مانند سینما متضرر نشده است. حجم تولیدات به کمتر از یکچهارم رسیده و بسیاری از سینماگران تلاش کردهاند به دلیل خانهنشینی اجباری مردم و تغییر سبک زندگی، به سمت شبکه نمایش خانگی کوچ کنند. سینماها هم طی 15 ماه اخیر، بیش از 10 ماه تعطیل بودهاند و در همان چند ماهی که فعالیت داشتهاند نیز با استقبال چندانی مواجه نشدهاند. به همین دلیل سینما، یکی از ضرر دهترین مشاغل دوران کرونا بوده است.
نویسندگان زن و مرد بخشی از جریان ادبیات معاصر به شمار میروند که هریک با نگاهی ویژه در پی ارائه شیوهای نو در فرم و پرداخت داستان هستند، اما در این میان باورها و نگاه زنان فضایی شاید خاصتر را برای حضور آنها در عرصه داستاننویسی فراهم کرده است. اگرچه ویرجینیا وولف میگوید «برای هرکسی که مینویسد، فکرکردن درباره جنسیت خود مخرب است و زن بودن یا مردبودن بهصورت خالص و مطلق مخرب است؛ باید زنانه، مردانه یا مردانه، زنانه بود» اما واقعیت این است که در جامعه ما زنان به لحاظ مسائل اجتماعی با محدودیتهای بسیاری مواجه بودهاند و اگر با گذر از بانوان داستاننویسی که پیش از سیمین دانشور زیستهاند، او را نخستین بانوی داستاننویس جدی و متعارف بدانیم درمییابیم که تا مدتها بعد از این شروع جدی بانوان، هنوز هم در بسیاری از شهرهای ایران محدودیتهای بسیاری برای آفرینشهای ادبی زنان وجود داشت.
«در ذیل به شرح یک فقره از دوسیههایی که قرار مجرمیت آن صادر شده است میپردازیم و گذشته از وظیفه خبرنگاری، این خبر را مخصوصا از آن رو درج میکنیم که سایر همشهریان، ترک این خلاف قانون گفته و خود را مورد تعقیب قانون قرار ندهند»(اخگر 930، اسفند 1312).
این پاراگراف، بخشی از جملههای نخستینِ گزارشی در روزنامه اخگر است که در بخش اخبار شهری، به آنچه در یک دادگاه رخ داده، پرداخته است. اگرچه پیشتر نیز در روزنامه اخگر به گزارشهایی از دادگاههای جنایی یا اخبار مربوط به وقوع جرم برخورد بودم، اما گزارش «محکمه ازدواج»، با فاصله قابل توجهی نسبت به دیگر گزارشها، فضای ویژهای از التزام به قانون، در جبههای مقابل با عرف جامعه و در 88 سالِ قبل را که زمان متعلق به یک قرن پیش از دوران اکنون بوده است برایم ترسیم میکند.