خداوند متعال در آیات متعددی از قرآنکریم، بهشدت محبت و شفقت پیامبر اکرم(ص) به امت خویش اشاره فرموده است. کتاب آسمانی در مواضع مختلفی از این علاقه وافر یاد کرده و حتی گاهی به سبب فراوانی این شفقت که تا حد سلب آرامش و آسایش رسول الله(ص) پیش رفته بود، به ایشان تذکر داده است.
چوگان، یکی از ورزشهای باستانی و محبوب در ایران است که بهویژه در دورههای مختلف تاریخ هنر و فرهنگ ایرانی، جایگاه ویژهای داشته است. این ورزش به طور خاص در نگارگری ایرانی به عنوان نمادی از قدرت، شجاعت، و زیبایی به تصویر کشیده شده است.
رویداد هنری «عشق سرزمینی» با هدف ایجاد همدلی و تقویت پیوندهای فرهنگی میان سه استان اصفهان، یزد و چهارمحال و بختیاری، برگزار میشود.
سفر همیشه برای هر آدمی، کولهباری از تجربه و خاطرات ناب به همراه دارد؛ تا آنجا که هر کس که بیشتر سفر میکند برای سفر بعدی تقلا و تکاپوی زیادتری دارد.
امروز وارد اصفهان شدیم. عجب شهر غولپیکری است. چقدر آدم اینور و آنور هستند، ماشینها، کارخانهها. نرسیده به اصفهان، یکی پیرمرد ده میکرونی میگفت «خیلیها آرزو داشتن توی اصفهان نفس بکشن. ولی عمرشون کفاف نداد و نرسیده به اصفهان زمینگیر شدن.»
سینمای کمدی ایران از محبوبترین و پرفروشترین ژانرها در میان مخاطبان است که موفق شده با خلق لحظات شاد و مفرح، نقش مهمی در سرگرمی مردم ایفا کند.
فیلم «پلی بر رودخانه خشک» که این روزها در سینماهای «هنر و تجربه» کشور ازجمله شهر اصفهان به نمایش درمیآید، با پلزدن بین دو خانواده رنجور به جهان چندلایه زخمهای آدمی و جراحتهای آشکار و نهان شهری قدم میگذارد که حالا دیگر پلهایش برای رودخانهای خشک است.
میگن توی هر لیوانی دنبال نیمه پُرش باشین، پس اگه جنگ تحمیلی دوم را توی لیوان جا کنیم، نیمه پرش معلوم میشه. البته توی پارچ و سطل و هر چیز دیگه هم که باشه باز نیمه پرش از بس که تیزه، خودش رو مثل نیزه فرو میکنه توی چشممون.
کنار تخت پدرم ایستادهام و دارم به رد عمیق چروکهای صورتش نگاه میکنم. دلم میخواهد دستش را توی دستم بگیرم؛ اما نگرانم از خواب بیدار شود. به چهرهاش نگاه میکنم. پدرم خیلی زود پیر شده، گرد نقرهایرنگ پیری روی موهایش نشسته و چشمهایش برق همیشگی را ندارد. دیگر زمان استراحتش بود که بیماری این اجازه را نداد.
هشت روز است که داروهای اعصابم را قطع کردهام. آرامش به خانهمان برگشته است. صبحها قبل از آنکه شهاب بیدار شود، میز صبحانه را میچینم و موقع رفتن بدرقهاش میکنم. زندگی در شهرک استرسهایم را کمتر کرده است.
روحالله توکلی، مستندساز جوان اصفهانی، به واسطه اینکه پدرش عکاس بود با ترکیببندی، قاببندی، نور و تصویر آشنا شد و همین مقدمهای شد برای او که در رشته گرافیک تحصیل کند و سپس در دانشگاه عکاسی خبری بخواند و مسیر خود را تا مستندسازی ادامه دهد.
«شیائوما» که مردی جوان، کاری و ناشنوا است در جلسهای ظاهراً با حضور چند حقوقدان و وکیلِ غیرمعلول مینشیند.