چشمان آدمی تشنه است و تنها چیزی که آنها را سیراب میکند، تماشای نور مطلق است؛ نوری که گاه در ضمیر انسان یافت میشود و گاه در گوشهای از جهان، که محضر دوستان خدا بوده است.
نمایشگاه «بازگشت سیمرغ، تولد دوباره» به تصویرهای درونی هنرمندان معاصر میپردازد. در این آثار، سیمرغ صرفا یک پرنده نیست، بلکه نمادی از زایش دوباره امید و زندگی است.
«اینجا به پناه آمدهایم»؛ نشسته بود کنج دعوتنامهشان. دعوت شدم به روضهای به قد سه شب برای جگرگوشه سهساله امامحسین(ع) جانِ همه ما؛ دعوتی از طرف رفقای رسانهای به تکیهای به نام «خاتونآبادی» در سرزمین مقدس تختفولاد.
توی زیرزمین مسجدِ رضوی نشستهام و پسرها مشغول بازیاند. اینجا کسی کاری به کار بچهها ندارد، درست است که صدای آقای معمار منتظرین لابهلای سروصدای بچهها کم رنگ میشود. اما با دقت کردن میفهمیم حاج آقا در مورد چه موضوعی صحبت میکنند.
از دهه هفتاد به بعد جامعه ایرانی با فزونی جمعیت مواجه شده و همین امر باعث تغییرات گسترده در ساحتهای گوناگون شده است؛ مثلا همزمان با شهری شدن، مردم تمایل دارند تعاملهایشان در فضاهای عمومی شکل بگیرد و این تمایل باعث نوعی تغییر در شمایل فضاهای بیرونی شده است
هر کسی یه اخلاقی داره. البته شاید همه اون اخلاق رو قبول نداشته باشند. ولی وقتی تبدیل به عادت شد دیگه کاری نمیشه کرد. بنده حقیر هم در ضمن عادتهای ریز و درشت و خوب و بدی که دارم دوست دارم راجع به هرچی میبینم و میشنوم اظهارنظر کنم
هفته گذشته سید عباس صالحی، وزیر فعلی فرهنگ و ارشاد اسلامی برای پاسخگویی به سؤالات نمایندگان در صحن علنی مجلس حاضر شد و در نهایت به دلیل قانع نشدن نمایندگان از پاسخهای او از مجلس کارت زرد گرفت.
سعید محسنی، نویسنده، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر، متولد ۱۳۵۵ در اصفهان، از چهرههای فرهنگی است که در کنار فعالیتهای هنری، سالهاست به تدریس نیز مشغول است.
هنر، از دیرباز نه تنها جلوهای از احساس و ذوق، بلکه عرصهای برای اندیشه و تأمل عقلانی بوده است. از دوران باستان، فیلسوفان یونانی همچون افلاطون و ارسطو کوشیدند هنر را به عنوان پدیدهای عقلپذیر تعریف کنند.
در روزگاری که روایت از وطن نیازمند زبانی تازه است، هنرمندی ایرانی با نگاهی نو و بیانی مدرن، اثری آفریده که ایران را نه فقط بهعنوان وطن، بلکه به معنای مفهومی برآمده از ایثار، حقیقت و ایستادگی عاشورایی به تصویر میکشد.
برق رفته است. با اینکه طبقه اولیم، ولی تا چند لحظه دیگر آب شیر هم به پتوپت میافتد و قطع میشود. آخر با پمپ کار میکند. میخواهم بروم محضر. یادم میآید امروز را تعطیل اعلام کردهاند. حالم بهم میخورد از هر چه بینظمی است؛ از لاپوشانی، از بی مسئولیتی.
گروه تئاتر هیدن این بار مهمان شهر اصفهان شدهاند. این گروه با اعضای جوانش نشان داده که توانایی اجرای تئاترهای حرفهای و نو را دارند و میتوانند جریانسازی کنند.