مونا فاطمی نژاد
همه ما روزنامه‌نگاریم
۱۱:۴۶ - شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۳
درنگی در «روزنامه‌نگاری شهروندی»

همه ما روزنامه‌نگاریم

شهروند‌روزنامه‌نگار را گروهی از این منظر نگاه می‌کنند که یکی از انواع روزنامه‌نگاری است. درواقع، نوعی روزنامه‌نگاری است در جهان رسانه‌های عصر جدید که خصوصا در پیوند با فناوری‌های نوین شکل گرفته است.

خاطره‌نگاری؛ آینه رشد تمدنی
۱۰:۴۷ - پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۳
کتاب‌های خاطرات به روایت یک خاطره‌نگار و پژوهشگر تاریخ

خاطره‌نگاری؛ آینه رشد تمدنی

سالیان عمر آدمی از دست می‌رود، یادها فراموشی می‌گیرند و تن همه ما روزی در گور آرام خواهد گرفت. نگاشتن و چاپ خاطرات و خواندن کتاب‌های خاطره‌نگاری مجالی است برای سفر به سال‌های بی‌بازگشت؛ سال‌هایی که ماندگاری‌شان را مرهون گنجایی و یارایی قلم و کاغذ و صنعت نشر هستیم.

رویش‌های شاعرانه
۰۹:۵۵ - پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۳
بازتاب گل‌وگیاه در قلمرو ادبی سرایندگان اصفهان به مناسبت روز گل و گیاه

رویش‌های شاعرانه

گل‌ها و گیاهان بدون شک بخشی جدانشدنی از هویت و فرهنگ ما ایرانیان را شکل می‌دهند. رد گل‌ها و گیاهان دلربا و خوش‌بوی ایران‌زمین در دامنه‌ای گسترده از هنر و ادبیات فارسی یافتنی است.

پناه قالی‌ها
۱۰:۳۱ - یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۳
درنگی بر نامی‌ترین فرش‌های نوشته‌دار در تاریخ معاصر اصفهان به مناسبت روز ملی فرش

پناه قالی‌ها

اینکه امروز فرش ایرانمان با چه چـالش‌هـایی روبه‌روسـت، مسئله‌ای بنیادین به‌شمار می‌آید که کارشناسان هنر و فرش و اهل صنعت و تجارت باید درباره‌اش نظردهی کنند و راهکار بدهند …

چهارباغِ هزارداستان
۰۹:۵۱ - سه‌شنبه ۸ خرداد ۱۴۰۳
درنگی در مجموعه‌داستان «قصه مردمان چهارباغ»

چهارباغِ هزارداستان

مهندس حجازی به روزی فکر می‌کرد که با چمدانی در دست و هزاران آرزو در سر با اتوبوس رحیم پاشنه‌طلا به اصفهان آمد. به روزی که نخست‌وزیر، نخستین شیر فشاری را در میدان نقش جهان افتتاح کرد. به روزی که همراه با اکبرآقا قرارداد اجاره‌خانه قدیمی چهارباغ را امضا کرد …

پیر سپیدموی بی‌باک
۱۳:۲۳ - شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳
خیام نیشابوری به روایت «با کاروان حله»

پیر سپیدموی بی‌باک

«داستان نخستین آشنایی من با خیام هرگز از خاطرم نمی‌رود. اول باری که با این پیر سپیدموی دیرینه‌روز آشنا شدم سیزده‌ساله بودم. درست یادم نیست که آن نسخه چاپی پاره پرغلط و بازاری رباعیاتش را کدام یک از یاران مدرسه به من داده بود اما یادم هست که با وجود سخت‌گیری و دقتی که پدرم در کار تربیت و تهذیب من داشت، نتوانست از ورود این کتاب (که آن را سراسر کفر و شک و الحاد می‌دانست)به خانه ما (که آن روز جز بانگ نماز و ذکر قرآن در آن هیچ نبود) جلو بگیرد و مرا از داشتن و خواندن آن منع کند.»این مقدمه یادداشتی است که عبدالحسین زرین‌کوب نامدار و پرفرهنگ ایرانمان درباره خیام نیشابوری یا به قول خودش «پیر سپیدموی دیرینه‌روز» یا «پیر نومید بی‌باک» می‌نویسد.

تا گل سرخ را تماشا کنیم
۱۲:۴۶ - پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۳
روایتی از گلستان‌های قمصر کاشان

تا گل سرخ را تماشا کنیم

دیار کاشان یکی از هزاران قطعه پرشگفت، رازناک و دلربای جورچین ایران‌زمین است که کمتر کسی در دنیا نام و نشانی از آن نشنیده است. جدا از تاریخ و نامداران پرشمارش، طبیعت آن نیز جایگاهی درخور دارد.

در جست‌وجوی رازهای خلیج‌فارس
۱۰:۵۵ - دوشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۳
داستان سفرهای احمد اقتداری در کرانۀ نیلی خلیج‌فارس

در جست‌وجوی رازهای خلیج‌فارس

می‌توانم بگویم همه شهرها و دیه‌های کشور را دیدم. همه آثار قدیمی و منابع طبیعی و زیبایی‌های هنری و معماری و تاریخی کشور را با دقت بازدید کردم

از کتاب‌گردی‌های نوجوانی تا نقش‌آفرینی در راه دشوار نشر
۱۰:۵۲ - سه‌شنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۳
گفت‌وگو با ناشری اصفهانی که کوله‌باری از سی سال تجربه در عرصه نشر را بر دوش دارد

از کتاب‌گردی‌های نوجوانی تا نقش‌آفرینی در راه دشوار نشر

سید محمد نظام‌الدین از چهره‌های فرهنگی اصفهان زیباست که آگاهی تام و تمامی از تاریخ کتاب و صنعت چاپ و نشر در این کهن‌دیار دارد؛ تاریخی که خودش یکی از نقش‌آفرینان کارآزموده و شفیق آن بوده است.

امیدواری؛ از زمستان تا بهار
۱۳:۲۳ - شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲
درنگی بر داستان عامیانه «عمونوروز»

امیدواری؛ از زمستان تا بهار

زبان شکرین و قندبار فارسی سرشار از داستان‌های اسطوره‌ای، عامیانه و کوچه‌بازاری است که سالیان دراز در قلب و خاطر ریش‌سفیدان و گیسوسفیدان ایران‌زمین جا خوش کردند و پناه جستند تا سرانجام روزی و روزگاری به روی کاغذ بیایند و این بار به‌جای داستانی شنیدنی و گوارا، در قالب کتابی خواندنی و شیرین به دست نسل‌های بعد برسند.

دایی‌جان، عید نزدیک است!
۱۱:۱۶ - پنجشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۲
بازتاب تلخ و شیرین آیین‌های نوروزی در «قصه‌های مجید»

دایی‌جان، عید نزدیک است!

نوروز بزمی ماندگار است که نامش با واژگان خنده و گشایش و خرمی سرشته است؛ اما نه همیشه. گاهی رنگ غصه به خود می‌گیرد و بغضی فروخورده می‌شود.

از تخم‌مرغ‌بازی تا شاه‌بازی
۱۱:۲۳ - دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۲
نظری به بازی‌های محلی اصفهان به وقت نوروز

از تخم‌مرغ‌بازی تا شاه‌بازی

هرچه بگویند آدم‌ها در جامعه کنونی ما آمدوشد و بروبیایی ندارند، دیدارها و دورهمی‌های خانوادگی و دوستانه کمرنگ شده و تفریحات غیروابسته به تکنولوژی رنگ‌باخته است، نمی‌شود انکار کرد که هنوز در فرهنگ ایران شکوهمندمان آیین‌هایی چون نوروز دلگشا و رنگین و گران‌بها می‌درخشند.