بحث پیرامون «انتقام» در ساحت سیاسی، بهمراتب فراتر از یک واکنش فردی، عاطفی یا حتی عقیدتی است. انتقام در ادبیات سیاسی و روابط بینالملل، گاه به معنای بازگرداندن معادله قدرت، ایجاد بازدارندگی و جلوگیری از تکرار یک اقدام خصمانه معنا میشود.
در هفتههای اخیر، «انتقام» به یکی از پرکاربردترین واژههای فضای سیاسی و اجتماعی کشور تبدیل شده است. از شعارهای خیابانی تا مواضع رسمی، این مفهوم حضوری پررنگ پیدا کرده است.
«انتقام» واژهای است که دستکم در یکی دو هفته اخیر زیاد شنیدهایم. آنقدر زیاد که حتی گاهی به بحث و درگیری میان گروهها هم منجر شده و در نهایت باعث جذب یا طرد چهرهها از جریانهای مختلف شده است.
بیرقِ «یا اباالفضل» روی دیوار، مربوط به روضه خانگی ماست. نه اینکه محرم شده باشد و علم را بالا برده باشیم، نه؛ دستکم یک سالی میشود که خانواده مادریمان جمعه صبحها برنامه مختصری از قرائت دعای ندبه به همراه سخنرانی دارند.
امتداد حضور مردم در میادین اصلی و اتصال آن به ماه محرم و عزاداریهای همیشگی، شهر را به یک آزمایشگاه اجتماعی بدل کرده است.
همزمان با فرارسیدن ماه محرم و مصادف شدن این ایام با حضور سراسری مردم در میادین اصلی شهر جهت پاسداشت رویدادهای ملی، هیئتهایی که معمولا در حسینیهها و فضاهای سنتی مراسم برگزار میکردند، حالا به میان جمعیت آمدهاند؛ جایی که عزاداران، رهگذران، گردشگران و خانوادهها در کنار یکدیگر حضور دارند.
زیستن در جغرافیاهای متفاوت، تجربیات گوناگونی برای انسان دارد؛ چنان که انقطاع از محیطی فیزیکی ، عینک تازهای به چشم آدمی میزند تا نظمهای پذیرفتهشده را از دریچه دیگری بنگرد.
در روزهایی که سخن از مقاومت مردم و عبور از بحرانها بیش از هر زمان دیگری شنیده میشود، معمولا ذهنها به سمت حضور در خیابان و تهدیدهای خارجی میرود.
در دوران جنگ و پساجنگ، جوامع با مجموعهای از چالشهای اقتصادی، اجتماعی و معیشتی روبهرو میشوند.
برای درک دقیق پدیده حضور مردم در میدان، باید صورتمسئله را بهدرستی تقریر کنیم. بنده چند پیشفرض دارم: نخست اینکه، ما اکنون در یک «نبرد عینی» قرارداریم و پدیده خیابان را باید در نسبت با همین نبرد تعریف کرد.
در بازخوانی معنای خیابان و استمرار حضور مردم در فضای عمومی، یکی از جدیترین مسائلی که ذهن بنده را مشغول کرده، این است که گویی ما در مواجهه با این پدیده دچار نوعی «فقر تخیل» شدهایم؛ یعنی سطوحی از معنا وجود دارد که ما اصلا نتوانستهایم آنها را تخیل و رؤیاپردازی کنیم.
نخستین نکتهای که بنده از شب اول این تجمعها تا الان در ذهن داشتم، پرسش اساسی درباره معنای خیابان بود و معتقدم اگر بخواهیم با نگاهی فرهنگی به موضوع بنگریم و فرهنگ را بهمثابه معنای پسِ پدیدهها ببینیم، باید هر شب این پرسش را بازخوانی کنیم که حضور در خیابان چه معنایی دارد؟