هرجا سخن از نظافت و زیبایی است، عموما زنان بهخاطر میآیند. آنها به تمیزی، زیبایی، چیدمان و هماهنگی رنگها توجه دارند؛ ساعتها وقت صرف میکنند تا غذا بپزند و آن را تزیین کنند؛ لباسی بدوزند یا آن را انتخاب کنند که رنگهایش با هم هماهنگ بوده و مطابق سلیقهشان باشد؛ مدتها جلوی آینه میایستند تا ظاهرشان را مرتب کنند؛ بسیار فکر میکنند که چیدمان وسایل خانه را چگونه قرار دهند تا زیباتر و آرامشبخشتر بهنظر آید و… .
بیش از حدود پنجاه روز از آغاز جنگ رمضان و بیش از دو هفته از آغاز آتش بس گذشته است.
این روزها و شبها همه ما احساسات پیچیده و متراکمی را درک کردهایم؛ اما بدترین حسی که یک نفر میتواند در روزهای جنگ احساس کند، حس تعلیق و ابهام است.
زمان به عقب برمیگردد. انگار به دوران اردوهای مدرسه برگشتهایم. کنار خیابان منتظریم تا بهمحض رسیدن اتوبوس، اولی باشیم و جای خوبی گیرمان بیاید. خانم مسئول گفته ساعت هشت شب کنار مسجد انقلاب باشید؛ ولی اتوبوس 8:35 میرسد.
یکزمان بحث درباره علومانسانی ایرانیاسلامی مطرح بود. استاد ما میگفت اگر به دنبال این مضامین هستید، باید به ادبیات ایران نگاه کنید.
«انسانهای ایرانی، توده نیستند؛ مردماند؛ چه بسا ملت؛ هرچند گاهی خودمحور» جان کلام این یادداشت همین است. مردم ایران آن جمعیت انبوه منفعلی نیستند که فقط به فکر قیمت خوردوخوراک زندگیشان باشند و به هیچ چیز دیگر فکر نکنند.
میتوان پدیده «حضور شبانه مردم در خیابانها» در واکنش به تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشور عزیزمان را از منظر جامعهشناختی و فرهنگی تحلیل کرد.
میگویند آب راه خودش را پیدا میکند و این روایت فعالیتهای فرهنگی در محیط شهری است که در طول سالیان متفاوت، متناسب با تغییرات اجتماعی، اشکال متفاوتی به خود میگیرد.
شانزدهمین جشنواره فیلم فجر اصفهان امسال در دو سینمای «ساحل» و «چهارباغ» در حال برگزاری است؛ جشنوارهای که البته این بار بدون سانس هنرمندان و اصحاب رسانه در حال برگزاری است و همه فیلمها در قالب سانس مردمی اکران میشود.
دوره چهلوچهارمِ رویداد سینماییِ فجر امسال در حالی آغاز به کار کرد که جامعه ایران، مثل بسیاری از سالهای دیگر، درگیرِ بحرانهای فراگیر و فرساینده است.
فیلم تمام میشود و صدای ممتد تشویق سالن را پر میکند. با این حال، برداشت من این است که اگر «کوچ» اقتباسی از زندگی قهرمانِ معاصر ایرانیان، شهید سپهبد قاسم سلیمانی نبود، کمتر کسی تمایل داشت تا انتهای فیلم بنشیند.
در ابتدای امر باید به این مسئله اذعان داشت که نوشتن فیلمنامه بیوگرافی یکی از سختترین فیلمنامههاست که خوشبختانه محمد اسفندیاری به خوبی از پس آن برآمده است. از نمونه فیلمهای زندگینامهای در تاریخ سینما میتوان به رفقای خوب، هوانورد، مالکوم ایکس، آمادئوس و… اشاره کرد.
فیلم «کوچ» را محمد اسفندیاری بر اساس کودکی تا سالهای انقلاب زندگی حاج قاسم سلیمانی ساخته است و یکی از دلایلی که تماشاگران به سالن سینما برای دیدن فیلم آمدند، همین موضوع بود. فیلم کوتاه «سیزدهسالگی» در رابطه با اتفاقی است که در نوجوانی حاج قاسم برایش رخ میدهد.