مصادف با 30 مهر 1388، در شانزدهمین سالگرد شهید مهران حریرچیان، در گفتوگو با محمود فروزبخش، پژوهشگر فرهنگ، به بررسی نحوه الگوگیری از این شهید برای نسلهای آینده پرداختهایم.
فکر کنم همهمان خوب افتاده بودیم نه؟
ما را حسابی دید دیگر؟ بگذار آن کوفیه را مرتب کنم! حسابی خاک نشسته رویش.
از آن آدمهایی بود که لجت را درمیآوردند؛ از آنها که بلد بودند چطور اعصاب دشمن را بگیرند توی دستهایشان. شوخی است مگر؟
دست گذاشته بودیم زیر چانه و چشم دوخته بودیم به مانیتور، چشمانتظار راه افتادن سامانه فارغالتحصیلی دانشآموزان.
علم و عمل کار سختی است؛ آنقدر سخت که حتی نشدنی به نظر برسد و حتی شاید پارادوکسیکال باشد. من به همین دانستهام که علم بیعمل بیفایده است و وزر و وبال، «کل علم وبال علی صاحبه یوم القیامه الا من عمل به»، هم نمیتوانم عمل کنم.
در زندگی همه ما کسانی هستند که وقتی در پستوی خاطراتمان به یادشان میافتیم، مثل ستاره میدرخشند.
در تیتر اول روزنامهها او را تروریست معرفی کردند و در جلسات محرمانه اسمش را در لیست ترور قرار دادند؛ اما بهتر از هر کسی میدانستند او شیر بیشه و سلطان غزه است.
ادبیات شفاهی به درازای عمر بشر قدمت داشته و پیشینهای کهنتر از ادبیات کتبی دارد. ادبیات شفاهی همان است که انسانها برای یکدیگر گفتهاند و سینهبهسینه میان نسلها منتقل شده و اکنون به دست ما رسیده است …
نشست تخصصی در محضر آیتالله شهید شمسآبادی در باغ طوبی به همت مجموعه تاریخی، فرهنگی، مذهبی تختفولاد برگزار شد.
من منهای دو سال سکونت در مشهد، تمام عمرم را در اصفهان زندگی کردهام. تقریبا اسم تمام خیابانها و محلههایش را بلدم و اگر بلد نباشم، اسمشان را که بشنوم، میتوانم مکان حدودیشان را حدس بزنم.
شاید عجیب به نظر برسد که برای تحلیل یکی از مهمترین رویدادهای سیاسی تاریخ معاصر، دست به دامان تحلیل ادبی شویم. اما گاه رویداد آنچنان بزرگ و بدیع است که مفاهیم سیاسی و اجتماعی معمول کشش تحلیل آن را ندارند.
زنگ خورد. ده ثانیه بعد در زد و اجازه گرفت بیاید توی دفتر. مستقیم آمد سمت میزم. سرم توی کامپیوتر بود و دانشآموزان جامانده از کتاب درسی را ثبتنام میکردم. چشمتوچشم که شدیم، یکهو گفت: «آقا! شما نویسنده مورد علاقهتون کیه؟»