حرفزدن از شهادت آیتالله رئیسی و تشییعجنازه عجیب او سخت و آسان است. آسان از آن جهت که همه دارند این ماجرا را تحلیل و تفسیر میکنند و سخت از آن رو که در واقع این حادثه است که باید ما را به سخن درآورد و آیا ما گوشی برای شنیدن خود این ماجرا داریم یا خیر؟ حال ما در مواجهه با شهادت آیتالله رئیسی حال عجیبی بود.
وَکُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَجَاءَكَ فِی هَذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ. (سوره هود، آیه 120)
کلمه «اخلاق» جمع خُلق و به معنای نیرو و سرنوشت باطنی انسان است که تنها با دید بصیرت و غیرظاهر قابلدرک است. در مقابل، خَلق به شکل و صورت محسوس و قابلدرک با چشم ظاهر گفته میشود.
در توصیف شخصیت سیاسی آیتالله رئیسی باید خیلی تلاش کنیم جوری روایت نکنیم که گویی با یک الگوی تمام از دولتمرد روبهرو هستیم.
هجدهم ذیالحجه روزی است که رسول خدا(ص) پس از انجام حج در سال دهم هجری به هنگام مراجعت به مدینه، مردم را در وادی «غدیر» جمع کرد و فرمان خدا، یعنی منصوبشدن حضرت علی(ع) به امامت و ولایت بر امت را به آنان ابلاغ کرد.
وقایع و رویدادهای مهم انقلاب اسلامی همیشه با الگوگیری از انقلاب پیامبر (ص) سعی بر آن داشته است که آمادهساز تمدن نوین اسلامی و مقدمهساز ظهور باشد.
اگر نهجالبلاغه را شامل مباحث اعتقادی، اخلاقی و سیاسی اجتماعی بدانیم میتوان مدعی شد که در طول چند دهه اخیر مباحث سیاسی اجتماعی بیشتر موردتوجه قرار گرفته است.
در اصفهان جلسات و حلقههایی وجود دارند که در آنها اساتید قابلی به شرح و بررسی نهجالبلاغه میپردازند.
در قدیم چنین تصوری نبود که نهجالبلاغه کتابی باشد که قابلیت تدریس داشته باشد. شاید بتوان گفت برای اولین بار در حوزههای علمیه شیعه این حرکت در اصفهان دنبال شد و در دوران معاصر اولین کسی که اهتمام به تدریس نهجالبلاغه بهصورت جدی داشت، حکیم جهانگیرخان قشقایی بود.
انقلاب اسلامی که پیروز شد، به همراه خود شاخص مردمسالاری دینی را به میدان آورد. بنا بر همین شاخص، امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب، به نیمی از جمعیت مردم که بانوان هستند، بهطور ویژه توجه کردند.
واقعه غدیرخم یکی از مهمترین وقایع تاریخ اسلام است. پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد(ص) به فرمان الهی در ۱۸ ذیالحجه سال دهم هجری و هنگام بازگشت از آخرین سفر حج خود، حجهالوداع، در مکانی به نام غدیرخم، علیبنابیطالب(ع) را ولی و جانشین خود معرفی کرد.
ولایت یعنی رابطه ظاهر و باطن عالم. ارتباط زمین و آسمان. هر امری در این عالم نازل شده حقیقتی است و ریشههایی در باطن عالم دارد.