آخ پام! سوختم، خدا سوختم! پدرم در حال مرتبکردن طارمه است. من با شلوار استریج آلبالویی در حصار شمشادهای دور باغچه خانه نشستهام و با بیلچه کوچک مشغول کندن گودال هستم.
داستان غدیر از آن دست رخدادهایی است که با گذشت بیش از 1400 سال، روزبهروز پررنگتر و در اذهان مردم بیشتر متجلی میشود.
در کـوچـهپـسکـوچـههـای خیـابــان عبدالرزاق، بازارچه حاجمحمد جعفر، بازارچه وزیر، همسایگی جامعه مصطفی، مسجـد خـوشآبورنگــی اســت کــه چراغهایش تا ساعتها بعد از اذان مغرب و عشا روشن است؛ مسجدی که رفتوآمد کودکان و نوجوانان به آن کمتر از بزرگترها نیست؛ بچههایی که با شوق فراوان به مسجد میآیند و بهسختی از آن دل میکنند.
حوزه علمیه اصفهان پس از اسلام از گستردگی و جامعیت علمی بالایی برخوردار بود و از قرن سوم دانشمندان زیادی از نقاط دیگر جهان اسلام به این شهر مهاجرت کردند.
غالباً اینطور تصور میشود که آنچه اداره امور را بسامان میکند، تکنیکهای مدیریتی است؛ مثلاً اگر برویم و از یک دانشگاه درجهاول، علم مدیریت، یک مدیر بیاوریم و رئیسجمهورش کنیم، کشور گلستان میشود.
در شهادت آقای رئیسی چه چیز وجود دارد که این همه برکت در بر داشت؟ خداوند متعال به واسطه هر شهید یک حرفی را به میان مردم میآورد و همه شهادتها بر اساس یک سنت الهی پیش میآید.
چرا باید شخصیت آقای رئیسی را روایت کنیم؟ نظام جهان نظام مبتنی بر اجمال و تفصیل است. خود عالم تفصیل یک اجمال است. بزرگان ما میگویند، خداوند برای معرفی خودش عالم را خلق کرده است.
یکی از چالشهای اساسی ما، در نسبت بین دولتمرد با ولایتفقیه است. گاهی این نسبت، تبدیل به چماق میشود برای بیرون راندن برخی آدمها از ساختار نظام. آقای رئیسی چه درکی از ولایت داشت؟
یک درکی از آقای رئیسی در اذهان جامعه ما موجود است که ایشان آدم سادهای بود. الان هم بعد از شهادتشان، بیشتر روی همین تصویر تمرکز میشود و حتی سیاسیونی که در دوران حیات آقای رئیسی با ایشان مسئله داشتند، الان دارند از سادگی آقای رئیسی تعریف میکنند.
اگر بخواهیم متناسب با درک وجودی انقلاب اسلامی به نظام دانشی برسیم که پدیدهها را برای ما تحلیل بکند، بهترین کاری که میتوانیم انجام بدهیم روایت درست ظهورات و تجلیات انسانِ انقلاب اسلامی است و از این جهت موقعیتی که با شهادت آیتالله رئیسی در آن قرار گرفته ایم، واقعاً موقعیت مهمی است.
روزهای نزدیک به انتخاب دولت چهاردهم است. بیشتر صفحهها، کانالها و گروههای فضای مجازی پر است از کامنتهای تبلیغی برای نامزدها. در لابهلای کامنتها دنبال کاربرانی میگردم که کامنتهایشان حاوی تبلیغات نباشد.
محمدرضا شفیعی، نقاش جوان و باتجربه، در گفتوگو با «اصفهان زیبا» درباره مسیر هنری متفاوت خود میگوید.