پویانمایی کوتاه «فصل کوچ» برش کوتاهی از دوران نوجوانی حاجقاسم سلیمانی را به تصویر میکشد که از کتاب «از چیزی نمیترسیدم»، زندگینامه خودنوشت شهید سلیمانی، اقتباس شده است.
«آقا ما از این جمعها زیاد دیدهایم. تهش خبری نیست!» این جمله معمول چندین نفر از شرکتکنندگان در برخی جلسات پاتوق مهر بود.
انجمن سینمای جوانان استان اصفهان به منظور شناسایی و معرفی آثار کوتاه برگزیده در سطح استان اصفهان، جریانسازی و رقابت سازنده بین فیلمسازان و ارج نهادن به خلاقیت سینماگران جوان، «چهارمین دوسالانه فیلم کوتاه اصفهان» را برگزار میکند.
استان شکلگیری اردوهای راهیان نور به سالهای بعد از دفاعمقدس بازمیگردد؛ زمانی که نسلهای جدیدی پا به میدان گذاشته بودند که بهدنبال آشنایی بیشتر با رخدادهای جنگ هشتساله ایران و عراق بودند. حالا با گذشت 40 سال از آن زمان بار دیگر نام اردوهای روشنگری با عنوان «راهیان پیشرفت» به گوش میخورد.
بیش از چهل سال پیش، آن زمان که دشمن برای وجببهوجب این خاک دندان تیز کرده بود و قصد داشت به بهانه خاک، ایمان و معنویت این سرزمین را به غارت ببرد، جنگی نابرابر را شروع کرد که بنا داشت پس از یک هفته خود را به پایتخت ایران اسلامی برساند.
سرش را روی میز میگذارد و میخوابد؛ آنهم نه در کلاس، بلکه در دفتر منِ معلم راهنما.
چند سالی میگذرد از آن روزهای بیقراری؛ حوالی همین روزها بود که وقتی در روزمرگیهایم گم شده بودم، از خواب که بیدار شدم، خبری شنیدم که خیال کردم دروغ است؛ خبری که ترجیح میدادم خواب باشد تا بیداری؛ ولی خواب نبود. انگار خود واقعیت بود و چه واقعیت تلخی…
مسئله زن و پرداختن به آن ازجمله موضوعاتی است که نهتنها در تاریخ جمهوری اسلامی و تمدن ایرانی مورد بررسی قرار گرفته، بلکه در سراسر ادوار تاریخ همواره یکی از مسائل مورد بحث بوده و واکنشهای مختلفی را برانگیخته است.
با اخم و بدون خداحافظی در را پشت سرم بستم و زدم بیرون. بلند گفت: «پس حداقل شال و دستکشت رو ببر!» خودم را زدم به نشنیدن. درست یادم نیست سر چی بحث شروع شد و کار به آنجا کشید؛ اما یادم هست که راضی نبود به رفتن و من اصرار داشتم که وعده کردهام و باید بروم. آخرش حتی صدایم هم کمی بالا رفته بود.
دوران ابتدایی در یک مدرسه دولتی درس میخواندم. آن سالها اولین کلمهای که با شنیدن «مدرسه دولتی» در ذهن تداعی میشد «شلوغی» بود.
13 دی 1398 داغی بر دل ایران و جهان مقاومت گذاشته شد. چهار سال پیش بود که سرمای زمستان از هر زمستانی گزندهتر شد و تا دنیا دنیاست، این داغ زمستانه بر دل ملت ایران پابرجاست.
آتش از سر شب شعله میکشید و با اشتیاق، به حرفهای گرم بابابزرگ گوش میکرد و به جمعشان در آن پاییز سرد کنار ساحل گرما میبخشید.