اختتامیه چهارمین جشنواره سراسری دانشجویی داستان کوتاه زایندهرود در کتابفروشی اردیبهشت جهاد دانشگاهی واحد اصفهان با حضور سرپرست جهاد دانشگاهی، دبیر چهارمین دوره جشنواره و نماینده داوران این دوره برگزار و بهصورت زنده از طریق شبکههای مجازی پخش شد.
مهدی ژیانپور، سرپرست جهاد دانشگاهی واحد اصفهان و مدیر چهارمین دوره جشنواره سراسری دانشجویی داستان زاینده رود در این برنامه گفت: «جشنوارهها محل تلقی پاسداشت و پویاییاند و هم آوردگاه. بستری برای احترام و رقابت. عمیقا معتقدم فضای فرهنگی و اجتماعی ما نیاز به پدیدههای مستمر دارد. جشنوارهها چنین هستند.
بحث نمایش فوتبال در سینماهای کشور، هماکنون چندسالی است که با جدیت از سوی سینماداران دنبال میشود. در نیمههای دهه 90، این اتفاق تنها محدود به نمایش دربی پایتخت بود و بعدها با استقبال فراوانی که از جانب مخاطبان به عمل آمد، پای سایر تورنمنتهای فوتبال ملی و حتی رقابتهای والیبال هم به این غائله باز شد تا درآمدزایی خوبی برای سینماداران به وجود بیاید. شدت استقبال به اندازهای بود که برخی پردیسهای بزرگ پایتخت، چندسالن خود را به نمایش بازیها اختصاص میدادند. باشدتیافتن این شکل بلیتفروشی، پلیس پایتخت وارد عمل شد و هرگونه بلیتفروشی با این محوریت را منوط به دریافت مجوز عنوان کرد. اتفاقی که کار را کمی سخت کرد و بههمین دلیل، از شدت پخش مسابقات فوتبال و والیبال در سینماهای پایتخت کاسته شد.
پالینکیل در مقاله بدنامش در نیویورکر «بزرگ کردن کین» (Raising Kane) که حرف اصلیاش این است که فیلمنامهنویس حق هرمان جی. منکویتس بود که اعتبار کامل برای نوشتن همشهریکین را بگیرد (به جای شریک شدن با اورسن ولز)، نوشت: «صنعت فیلم از ادعای خسارتهای مالی وحشت داشت»، و در عین حال در پرانتز اشاره میکند که: «صنعت سینما همیشه در ترس به سر میبرد و همیشه بیش از همه به فیلمهایی افتخار میکند که در بزرگداشت شجاعت است». در اینجا کیل دارد به ترسهای آن دوره سرمایهگذاران بزرگ فیلم از انتقام روزنامهدار بزرگ ویلیام رندولف هِرست اشاره میکند که الگوی واقعی منکویتس برای چارلز فاسترکین بود و برخلاف بسیاری از مطالب دیگر در آن مقاله که اعتبارش از آن زمان تا کنون مدتهاست زیر سوال رفته این ادعا، ادعایی درست است. اما کیل میتوانست به فهرست چیزهایی که هالیوود در بزرگداشتشان کم نمیگذارد «فیلمهای مربوط به خود هالیوود» را هم اضافه کند.
شاید عجیب به نظر برسد که نقشههای جغرافیایی در گروه آثار هنری مشمول چتر حمایتی قانون قرار داشته باشند. اما در حقیقت، این برای برخی گونهها صدق میکند. در عین حال با نظر به سال تصویب قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب سال چهل و هشت خورشیدی و با نگاهی تاریخی و تفسیر عمومی این بخش از قانون یادشده در مورد نقشههای جغرافیایی، همچنین بررسی جملات بهکاررفته در این خصوص و سایر مواد قانونی نزدیک به آن، شاید بتوان نتیجهگیری عقلانی در باره علت شمول برخی نقشههای جغرافیایی در رده آثار هنری انجام داد.
به مناسبت چاپ کتابی با عنوان «درختان» از مجموعه اخیر آثار استاد عباس رستمیان، خانم «کارین تیسو» ،رئیس وقت مرکز هنرهای معاصر سوئیس، در مقالهای به نقد و تحلیل این مجموعه آثار پرداخته که مطالعه ترجمه آن به زبان فارسی خالی از لطف نیست. «این درختان زیتون انباشته و زمخت، با آن نمای قوی، ناهموار و شکافهای عمیق و گرهدار، درهمتنیده و چاکچاک، چنان تصویر چشمگیر و مهیبی ساختهاند که گویی روحِ جنگلی سرد، با چهرهای یخزده و نگاهی خیره، در این درختان زندانی است. یا همچون اسطورههایی تبدیلشده به درخت که در میان این دگردیسی، ثابت، بیحرکت و جاودانه شدهاند.»
«بودن با دوربین» کتابی درباره کاوه گلستان عکاس خبری و مستندساز ایرانی است. حبیبه جعفریان در این کتاب با جمع آوری چند یادداشت و انجام تعدادی گفتگو جزییاتی از زندگی او ارائه میدهد و از کنار هم قرار گرفتن این بخشها پازلی از شخصیت گلستان چیده میشود که به شناسایی بهتر و دقیقتر او و مسیری که در زندگی پیش گرفته کمک میکند. فخری گلستان، لیلی گلستان، هنگامه گلستان (جلالی)، پیمان هوشمندزاده و زنده یاد بهمن جلالی کسانی هستند که در کتاب با آنها گفتگو شده است.
در اواخر قرن شانزدهم میلادی، صدها راهزن سوار بر اسب به مناطق روستایی و حومهنشین آناتولی در دوران عثمانی یورش بردند، روستاها را غارت کردند، دست به خشونت زدند و قدرت و تسلط سلطان وقت عثمانی را به چالش کشیدند. چهارصد سال بعد و تنها چند صد مایل دورتر، در سوریه که سابقاً در قلمرو امپراتوری عثمانی قرار داشت، اعتراضات وسیع و گسترده در سال 2011 به یک جنگ داخلی خونین منتهی شد که تا امروز نیز همچنان ادامه دارد.
محمود لاهیجانیان متولد پانزدهم دی 1333 در خیابان مدرس اصفهان است. او مشق نقاشی را با حضور در مغازه روحالله روحانی معروف به طالعات و از شاگردان حاج مصورالملک آغاز کرد که در همسایگی آنها قرار داشت و به مدت هفت سال نزد تنها استاد خود قلم زد. در دوران دبیرستان هوش و هنر محمود لاهیجانیان در زمینه مینیاتور بیش از پیش آشکار شد و سه سال متوالی در رشته مینیاتور، مقام اول استان اصفهان را به دست آورد و همزمان با این دوران، حاجآقا فخرالدین امامی فرزند میرزاآقا امامی او را برای همکاری فراخواند و بهاینترتیب کاشیسازیهای آثار آقای فخر به عهده محمود لاهیجانیان گذاشته شد. بعد از دوران سربازی به خدمت بانک عمران درآمد و به گفته خود تا این لحظه قلم از دستانش جدا نشده و همچنان میسازد و میپردازد.
«امسال از حیث پیشرفتهایی که در قسمت اصلاحات لازمه بلدی شهر اصفهان خواهد شد، میتوان گفت یکی از سعادتمندترین سنوات دوره اخیر این شهر تاریخی خواهد بود.» (اخگر 1035، 15 اردیبهشت 1314) این جمله اول سرمقاله اخگر در نیمه اردیبهشت سال 1314 خورشیدی است. مقاله در ابتدا، به اوضاع نابسامان شهر اصفهان در دوران قاجار اشاره میکند که آثار ارزشمند عهد صفوی در معرض نابودی قرار داشته، اما با کوتاهشدن دستدرازیهای قجرها نسبت به بناهای باشکوه صفوی (شناختهشدهترینشان ظلالسطان برادر ناتنی مظفرالدینشاه که سالها والی اصفهان بود و خرابیهای بسیاری به بار آورد که در ستونهای پیشین به آن پرداختهایم) همچنین تأسیس انجمنهای بلدی در شهرها که از دستاوردهای مشروطیت بوده و در سال 1309 شمسی، در دوره پهلوی اول و پس از وقفهای بیست ساله میان تصویب قانون انجمن بلدی و اجرای آن در اصفهان تشکیل شد، کمکم رسیدگی به بافت شهری و شکلگیری محورهای توسعه شهر آغاز شد.
طی هفته گذشته، حاشیههای توقیف 30 ساعته «میخواهم زنده بمانم» داغترین بحث شبکه نمایش خانگی بود. سریالی که ابتدای هفته را با شائبه توقیف آغاز کرد، در میانه هفته توقیف شد و در انتهای هفته نیز مشکلش رفع و منتشر شد. مقوله توقیف و ممیزی در سینما و شبکه نمایش خانگی، بحث چندان جدیدی نیست و دیگر مخاطبان و سینماگران، بر روی تمامی ابعاد این اتفاق آشنایی کامل دارند. اما آنچه سبب شد تا موضوع توقیف موقت «میخواهم زنده بمانم» اینچنین برسر زبانها بیفتد، دستور به توقف پس از 14 قسمت پخش بود. اتفاقی که تاکنون مشابه چندانی نداشته و این شاید برای نخستین بار است که یک سریال پس از انتشار 14 قسمت، اینگونه تهدید به توقف شده و از گردونه پخش کنار برود.
هر متن قانونی از دو جنبه حقوقی و ادبی قابل نگرش است که مستقیم یا غیر مستقیم، دریافت اصول و قوانین حقوقی از ادبیات یک متن میسر میشوند. متون حقوقی با پرهیز از استعارهها، ایهامات و کنایهها، نباید تعمدا از صنایع ادبی به نحوی کمک بگیرند که استنباط و دریافت مفهوم اصلی قانون را وارد حوزه ابهام کند. در عرصه صراحت و انتقال اخباری مفاهیم، جایی برای واگذاری دریافت استعاری و غیرمستقیم مفاهیم به مخاطب نیست.
لیلی گلستان به معرفی نیازی ندارد اگرچه سخنگفتن درباره او نیز در این نوشتار نمیگنجد. همین بس که نام او برای هر صاحبهنر و صاحبسخنی، نامی است سنگین و سرشار از گفتنیهای بسیار… . اما در این مجال همینقدر کافی است که بگوییم لیلی گلستان نویسنده، مترجم و گالریداری است که طراحی پارچه را در مدرسه هنرهای تزیینی پاریس، ادبیات فرانسه و تاریخ هنر جهان را در کلاسهای آزاد دانشگاه سوربن فراگرفت و نه فقط او بلکه حضور خانوادهاش نیز در تاریخ، ادبیات و هنر ایران حضوری مثالزدنی و غیرقابلانکار است تا آنجاکه لیلی گلستان درباره خانه پدری خود در محله دروس تهران مینویسد: