در ستون پیشین، با عنوان «زنان شرق محتاج ورزش هستند» به مطلبی در روزنامه اخگر پرداختیم که ترجمهای از مقالهای مصری بود و و در سال 1312 شمسی، مسئله ورزش زنان را مورد توجه و بررسی قرار داده بود. در همان ستون اشاره کردیم که نویسنده تنها به ترجمه مقاله مصری بسنده کرده و تصویری از اوضاع ورزش در زندگی زنان ایرانی و اصفهانی ارائه نداده است. از آنجایی که در مطالعه شمارههای روزنامه اخگر، دریافتم که روال پرداختن این روزنامه به یک موضوع، در چند شماره پی در پی دنبال میشود؛ لذا در صفحات پس از 17 فروردین 1312 به دنبال مطلبی درباره مبحث ورزش زنان، سرتیترها را بررسی کردم. به تیتر جالبی برخوردم که خبر از یک فعالیت اجتماعی در حوزه زنان میداد، در آخرین روز فروردین ماه که اصفهان به بهشت سبز اردیبهشت نزدیک میشود. خبر از این قرار بود:
چهارباغ خاطره در این روزهایی که کرونا افسارگسیخته میتازد، آرامتر از همیشه است؛ اگرچه هنوز هم صدای چهارباغ از سکوتش پیداست. حالا من در این شهر قرنطینه مسیر دولتخانه به خانه را انتخاب کردهام و در سپاهانی که صفای اردیبهشتش شهره است، جایی درست در ابتدای چهارباغ با گذر از مجسمه چوگانباز و کاخی که جهاننماست، آبراههای را دنبال میکنم که نشانهای است تا مرا به انتهای این خط تاریخی همراهی کند. صدای حرکت ماشینها، امتداد بوق و همهمه آدمهای چهارباغ برایم زدودنی نشده و دستانی که در دست مادر گرهخورده بود و چهارباغ را گز میکرد. باران اندک و نمنم در قیلوقال کلاغهای گمشده در پیچوخم درختان سربهفلککشیده چهارباغ راه به سنگفرشها نمیبرد و میان زمین و آسمان معلق میماند و حالا در این روزهای خشکی نصفجهان برای دیدن گذر عمری که با چهارباغ زیست باید به آبراهه بسنده کرد.
موسسه فرهنگی رویش مهر 23 سال پیش با تلاشهای زهرا مهریار و همسرش هوشنگ صریریان راه اندازی شد؛ وقتی که هر دو از جای خالی یک موسسه برای اهالی کتاب و دوستداران فرهنگ دراصفهان میگفتند. رویش مهر فعالیتش را با آموزش زبان انگلیسی آغاز کرد اما کم کم ساختار یک موسسه فرهنگی را پیدا کرده و به پاتوقی جدی برای اهالی داستان نویسی، اصفهان گردی، اصفهان شناسی و … تبدیل شد و توانست با برگزاری رویدادهای مختلف جایگاه ویژهای برای خود در شهر پیدا کند.
ساختمانسازی از رشتههای مهندسی است و معماری با توجه به قرابتی که با رشته عمران دارد، غالبا با این رشته اشتباه گرفته میشود؛ اما درحقیقت معماری بخش موجز و هنرمندانهای از هنرصنعتهای تجسمی در کنار عمران است. معماری بیشتر از آنکه به عمران شبیه باشد به مجسمهسازی و طراحی و نقاشی شباهت دارد. به همین علت قانون در خصوص معماری و حقوق مربوط به معمارها نیز پیشبینیهایی در ابعاد مالکیت فکری کرده که آنان را مشابه با هنرمندان و در کنار آنان دیده و شغل و هنر ایشان را مورد تصریح قرار داده است.
آیین رونمایی از تولیدات مراکز اداره فرهنگی سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان شامل مرکز تخصصی خانه کودک، خانه نوجوان، خانه جوان، مرکز بانوان آفتاب، فرهنگسرای پرسش، مرکز تخصصی رسانه و مرکز آموزش نجوم ادیب به مناسبت هفته فرهنگی اصفهان چهارشنبه، هشتم اردیبهشتماه، در خانه جوان اصفهان برگزار شد. رئیس اداره فرهنگی سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان میگوید: «اداره فرهنگی شاید اولین مرکزی بود که پنجمفروردینماه1399 اولین جلسه مجازی از طریق اسکایروم را در مرکز نجوم ادیب برگزار کرد و سایر مراکز این اداره نیز کمکم به همین صورت پیش رفتند و دورههای مختلف آنها در فضای مجازی برگزار شد. هر مرکز به تولید محتوا در حوزه خود پرداخت و همگی این تولیدات که در سال گذشته انجام شد به مناسبت هفته فرهنگی اصفهان رونمایی شدند.»
کتابهای مرمت خیال (بر اساس زندگی استاد حسین مصدقزاده)، من یک نگارگرم(بر اساس زندگی استاد هوشنگ جزیزاده)، مجموعه مقالههای هندی محمدعلی صاعد و مجموعه داستانهای برگزیده دومین دوره جایزه ملی جمالزاده، از سوی دفتر تخصصی ادبیات و زبان و مرکز آفرینشهای ادبی قلمستان در هفته فرهنگی اصفهان وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان در ششمین روز از هفته فرهنگی اصفهان رونمایی میشود.
امیرقلی امینی، سردبیر کوشا و خوشذوق روزنامه اخگر علاوه بر روزنامهنگاری، به کار پژوهش و ترجمه نیز مشغول بود. او در حوزه ترجمه در برگرداندن زبانهای انگلیسی، فرانسه و عربی به فارسی فعال بود و تقریبا در اغلب شمارههای اخگر یک یا دو ترجمه مقاله از روزنامههای خارجی که حاوی اخبار روز دنیا یا مسائل مربوط به ایران و خاورمیانه باشد، از سوی او منتشر میشده است. در اینجا بخشی از مقالهای که از روزنامهای مصری ترجمه شده با عنوان (زنان شرق محتاج ورزش هستند) و در اخگر به چاپ رسیده را میخوانیم و سپس به مندرجات آن میپردازیم:
هفت سال از رفتنش گذشته است؛ اما عجیب که نه تصویرش از ذهن شهر پاکشده و نه جای خالیاش پر. زاون قوکاسیان متولد 7 اردیبهشت 1329 در اصفهان بود. تا زنده بود جز در هوای شهرش نفس نکشید و جز به آبادانیاش نیندیشید و البته که موفق هم شد نام و نشان اصفهان را پیش روی جهانی بگذارد. هر چند رفتنش به قول احمد طالبینژاد چون رفتن زایندهرود، ریشه خیلی چیزها را در شهر خشکاند و باعث شد اصفهان به قوت و قدرت قبل در نظرها نباشد، اما برکات حضورش آنقدر هست که هنوز و هر بار بخشی از آن را از تاریخ بیرون بکشی و به امید گرفتن برگی برای آینده پیش چشم بنشانی.
مجسمه برنزی شیخ بهایی با قامتی استوار، چشمانی نافذ و کتابی در دست، از ساختههای تحسینبرانگیز استاد مرتضی نعمت الهی است که انجام عملیات پیادهروسازی چهارباغ موجب شد تا برای مدتی از نگاه شهروندان به دور باشد؛ اما پنجم اردیبهشتماه و تنها دو روز بعد از روز بزرگداشت شیخ بهایی این مجسمه به چهارباغ بازگشت. اگرچه استاد مرتضی نعمت الهی ورودی پارک شهید رجایی را برای قرارگیری اثر چشمنواز خود انتخاب کرده بود اما این مجسمه بیش از بیست سال فروتنانه در چهارباغ و مقابل خیابان شیخ بهایی ایستاد و سالها نظارهگر آمدوشد مردمان چهارباغ شد. اکنون و فارغ از نگرشهایی که میتواند در مورد جانمایی مجسمه شیخ بهایی مطرح شود باید حضور دوباره آن به شهر را خوشآمد گفت.
دیرزمانی است که صحنه از هنرمندان مختلف تئاتر و هنرهای نمایشی میزبانی کرده است، حالا اما همزمان با هفته فرهنگی اصفهان صحنه پذیرای صحنهپژوهان خواهد شد تا از ناصر کوشان مؤلف کتاب تاریخ تئاتر اصفهان، مریم موحدیان نویسنده کتاب دوجلدی نمایشنامهنویسان معاصر ایران و علیرضا ارواحی مؤلف کتاب نامتناهیسازی سیاست در آیینهای نمایشی، بهعنوان پژوهشگران اصفهانی حوزه تئاتر تقدیر کند.صحنهپژوهان آیینی است که توسط دفتر تخصصی تئاتر (تالار هنر) وابسته به سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان و در موزه هنرهای معاصر اصفهان برگزار میشود تا ضمن تقدیر از سه پژوهشگر اصفهانی حوزه تئاتر، اهمیت فعالیتهای پژوهشی در این حوزه و ضرورت آن را به جامعه تئاتری اصفهان یادآوری کند.
کیپلینگ ویلیامز1 به مدت بیش از 36 سال، تأثیرات تنبیه سکوت2 را مورد مطالعه و بررسی قرار داده است و در طول این فرآیند با صدها قربانی و مجرم دیدار داشته است: زن بالغی که پدرش، در طول زندگی او، هر بار به مدت شش ماه، بهعنوان تنبیه از صحبت کردن با او امتناع میورزید. ویلیامز گفت: «پدرش در طول یکی از این دورههای ترسناک و دلهرهآور مُرد. وقتیکه دختر، کمی قبل از مرگ پدرش، در بیمارستان به ملاقات او رفت، پدر از او رو برگرداند و حاضر نشد حتی برای خداحافظی کردن سکوت خود را بشکند.»
کتاب «تاریخ سینما از ما شروع نمیشود» از سوی دفتر تخصصی سینما وابسته به سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان و در زادروز زاون قوکاسیان، رونمایی میشود. این کتاب شامل تعدادی یادداشت، مقاله و گفتوگوهایی از زاون قوکاسیان است که در پنجاه سال گذشته در مجلههای مختلف فرهنگی و هنری به چاپ رسیده و بار دیگر با انتخاب مصطفی حیدری و حامد قصری در قالب یک کتاب منتشرشده است.