بهطورکلی تنها مرجعی که در مورد افشا و انتشار آرای قضایی تصمیمگیری میکند، خود قانون است. تعریف و تفسیر ما از علنی بودن یا نبودن دادگاه اجرایی یا اعلامیبودن آرا، نحوه ابلاغ یا انتشار مفاد رأی و مفاهیم مشابه نمیتواند به ما این مجوز را بدهد که تصمیم بگیریم آرای قضایی مربوط به موضوعات مدنظرمان را علنی کنیم. بهعنوانمثال نمیتوانیم معتقد به این باشیم که بهصرف علنیبودن یک دادگاه، پس رأی صادرشده آن نیز علنی و قابل نشر در جراید باشد. هر رأی، هر پرونده، هر موضوع و هر دادگاه ویژگیهای مختص به خود را داشته و نحوه علنی کردن یا انتشار آرای قضایی باید بر اساس تمام این شرایط بررسی و تعیین شود.
«اگر با کشتن یک ثروتمند در کشوری دیگر، و بدون اینکه از خانهات خارج شوی، ثروتمند شوی چه کار میکنی؟ آیا او را میکشی یا نه؟». این سوالی است که ذهن بسیاری از متفکران و روشنفکران قرن نوزدهمی اروپا را به خود مشغول کرده بود. بعضی از تاریخنگاران آن را به غلط به روسو نسبت میدهند، در حالی که مشابه این پرسش برای اولین توسط یکی از شخصیتهای رمان باباگوریوی بالزاک مطرح شد. شاتوبریان هم سالها درگیر چنین مسئله بغرنجی بود و علاوه بر او، داستایوفسکی نیز نظیر این پرسش را بارها در رمانهایش مطرح کرد. آیا اگر به ما نیروی جادویی داده شود که توسط آن بتوانیم افرادی را که هرگز در زندگی ندیدهایم از میان برداریم چه کار خواهیم کرد؟ احتمالاً امروز بیشتر مردم، به خاطر حضور در شبکههای اجتماعی و زندگی در دهکده جهانی، در پاسخ به سوال مذکور خواهند گفت که طرف را نخواهند کشت (راست یا دروغش بماند). اما ماجرا برای کسانی که قرنها پیش زندگی میکردند متفاوتتر و پیچیدهتر بود چرا که دنیا برایشان همانند دنیای ما این اندازه کوچک و دهکدهمانند نبود. زمانه تغییر کرده ولی با این حال امروز هم روح اصلی پرسش بالزاک همچنان زنده و معنادار است؛ بیایید آن را به شکل دیگری مطرح کنیم: آیا باید اخلاق را نسبت به کسی که هرگز ندیده و نخواهیم دید رعایت کنیم؟ آیا اعمال شر نسبت به فردی که حتی از وجود خارجیاش بی خبر هستیم مجاز است؟
پروژه جدید خانه کاریکاتور اصفهان با همکاری اداره امور اجتماعی سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان و باهدف توجه به بخش آسیبپذیر کودکان کار آغازشده و اگرچه گستره اجرای آن فقط محدود به اعضای خانه کاریکاتور اصفهان و در قالب یازده اثر خواهد بود، اما انتخاب این دغدغه اجتماعی که نهتنها در اصفهان بلکه در ایران مسئله است، نشان میدهد که نگاه کاریکاتوریستهای اصفهان نسبت به مسائل اجتماعی نهفقط همگام و همسو با مسائل اجتماعی روز حرکت کرده است بلکه با تفکر انتقادی و دستمایههای مختلف طنز به مسائل بنیادیتر اجتماعی که سالها در جامعه جاری و ساریاند نیز میپردازند.
اولین مطلبی که از روزنامه اخگر برداشت شد و در این ستون به نگارش درآمد، تحلیل کوتاهی از نمایش ملانصرالدین بود که بنا بر توصیف نگارنده تحلیل، در سالونی [سالن] تنگ و بدون امکانات در اصفهان به نمایش درآمده بود. پس از آن مطلب، در جستوجوی صفحات اخگر تا سال 1312 شمسی، مطلب قابل توجهی از اجرای تئاتر که مورد استقبال منتقد قرار گرفته باشد و به عنوان اتفاقی فرهنگی در اصفهان نمود داشته باشد، به چشم من نیامد. البته موارد اندکی بود که همانند نمایش ملانصرالدین، هدف نویسنده از بررسی نمایش، تنها ذکر مصیبت افول فرهنگی و نبود شرایط مساعد برای رشد هنر تئاتر و اعتراض به آنچه هرگز تئاتر نیست و به اسم نمایش در سالونهای نامناسب توسط افراد نالایق نشان داده میشد، بوده است.
بهانه این یادداشت درگذشت تلخ بهروز بدخشان، فعال ادبیات داستانی سه دهه اخیر اصفهان است. مرگ او ناگهانی و ناباورانه بود. اما هدف این یادداشت صرفا پرداختن به چگونگی مرگ او نیست؛ چراکه پیش از این، چنین مرگهای ناباورانهای در فضای ادبی اصفهان بازهم داشتهایم؛ روزبه فقیرزاده، رضا رحیمی و عبدالله شاهسیاه از این جملهاند. همه امیدمان این است که آخرین باشد. یقین مرگ از هرچیز دیگر به ما نزدیکتر است و ما «شکاریم یک سر پیش او» و اعتراضی به آن نیست. این یادداشت نیز اختصاص به یک فرد ندارد.
مرور اینستاگرام مرحوم مصطفی بطلانی کافی است تا بهخوبی عشق او در مورد آموزش سرود و موسیقی به نوجوانان را درک کرد، علاقهای که در دوران نوجوانی خودش با نواختن سنتور آغاز شد و حتی بعد از بازنشستگی در آموزش و پرورش نیز ادامه یافت. اما تداوم روزهای سیاه کرونایی در اصفهان باعث شد تا حیات استاد بطلانی در سی و یکمین روز فروردینماه به خط پایان برسد و دفتر نوازندگی سنتور آقا معلم برای دانش آموزان ناحیه دو اصفهان بسته شود.
شهریار صمصام از جمله نقاشانی است که به دست خودش بندناف اصول و قواعد نهفته درنقاشی کلاسیک را بریده است. به طورکل، صمصام آگاهی خودش را خرج ناخودآگاه میکند و برای ایجاد شکل، فرم و فضا و پرداختن به موضوع اثرش، آن (لحظه) و فی البداهگی را بهکار میبرد. اگرچه آثاری نیز با ساختار واقعگرایانه و ترکیببندی با قواعد و اصول و مبانی درکارش دیده میشود. شهریار صمصام هنرمندی است با انگیزه فردی، ذوق و قریحه غریزی با نوستالژی و دلبستگی خاطرات گذشته همراه با جاذبهای که نسبت به زادبومش دارد و به خلق آثاری میپردازد که بیشتر به فرهنگ قومی و بومی نقاش نزدیک است.
شاید وقتی در کودکی آثار والت دیزنی را دردفترچه کوچکش کپی میکرد، والدینش مسیر جدی و پررنگی بهسمت نقاشی را برایش متصور نمیشدند، اما علاقه به هنر و فضایی که صرفا با نقاشی میتوانست تجربه کند، باعث شد در 50سالگی دنیای دیگری از رنگ، طرح و زیبایی بسازد و مخاطبانش را به نقشی دیدنی در ضیافت شادمانی مهمان کند. دنیای نــقـــاشـــیهــای شهـــریـــار صمصام، نقاش خودآموخته اصفهانی، دنیایی بداهه ساز، آزاد و رهاست. دنیایی ساده اما عمیق که آدمها را به بودن در کنارهم و درک لذت زندگی دعوت میکند. دنیایی برای همین لحظه که در آنیم و این همان چیزی است که ما این روزها بیش از اینها کمش داریم.
محدودیتهای اعمالشده ناشی از شیوع ویروس کرونا بار دیگر به تعطیلی بازارهای فرهنگی اصفهان منتهی شد و کتابفروشیها و فروشگاههای نوشتافزار نیز باتوجهبه قرارگیری در مشاغل گروه دو مجاز به فعالیت نیستند. اگرچه برخی فروشندگان این صنف در اصفهان فروش غیرحضوری را در پیشگرفتهاند، اما این راهکار نوپا هنوز جایگاه خود را بهدرستی نیافته و نیازهای این صنف آسیبپذیر را جبران نکرده است. دراینبین، تلاشهای صنف کتاب و نوشتافزارفروشها برای خروج از رده مشاغلی که باید تعطیل باشند همچنان بینتیجه مانده است و حال باید دید درصورتیکه کرونا همچنان افسارگسیخته باشد و محدودیتها ادامه پیدا کند، جان کمرمق کتابفروشیهای اصفهان که به طولانیشدن طرحهای فصلی فروش کتاب امید بستهاند تا کجا تاب خواهد آورد.
دومین سال است که کرونا هفته فرهنگی اصفهان را در بهترین زمان تقویمی اصفهان یعنی اردیبهشت تحتالشعاع قرار میدهد؛ برنامههایی که هریک رنگ و رونقی به شهر میبخشید و شهروندان اصفهانی را در یک ضیافت بزرگ میزبانی میکرد. هفته فرهنگی اصفهان که به همت سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان چندسالی است برگزار میشود، امسال هم به فضای مجازی کوچانده شده است و شهروندان ازطریق پلتفرمهای فضای مجازی میتوانند شاهد و ناظر برنامههای متنوع این رویداد فرهنگی و هنری باشند. در هفته فرهنگی اصفهان 80 عنوان برنامه در قالبهای متنوع هنری و فرهنگی تدارک دیده شده است.