بخشهای آخر کتاب جغرافیا که به توسعه و اقتصاد مربوط میشود برایم جذاب است؛ چون درباره راهکارهای پیشرفت اقتصاد کشور بحث کرده است. مباحث کتاب تاریخ، مخصوصاً تاریخ ایران، چون با بیطرفی تمام نوشته شده و منصفانه قضاوت کرده، جذاب است.
نه شوق اول دبستان را دارم نه انگیزه دوران راهنمایی را. استرس دبیرستان هم تمام شده است. ولی گویی انگار مهرماه را به شنبهای میشناسم که شب قبلش تمام خانواده متحد میشوند تا زودتر بخوابم و از قضا دیرتر از همه شبها خوابم میبرد. روزهای پایانی شهریور، شهر هم حال و هوای دیگری دارد.
انتخاب نماینده هر کشور برای حضور در شاخه بهترین فیلم بینالملل اسکار فقط یک تصمیم سینمایی، نیست. آکادمی علوم و هنرهای سینما در آییننامه خود به صراحت توضیح میدهد که هر کشور صرفا حق معرفی یک فیلم را دارد.
با اینکه در ماههای پیشرو، دو جشنواره مهم سینمایی، یعنی «جشنواره فیلم کودک ونوجوان» و «جشنواره فیلم کوتاه تهران» قرار است برگزار شود، اما مهمترین خبر حوزه سینما در هفتههای اخیر، انتخاب نماینده ایران برای حضور در جشن اسکار بود.
نمایش کارآگاهیجنایی «بازگشت شرلوک هولمز (نشانه انتقام)» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی بهزاد سیفی در حوزه هنری اصفهان به اجرا درآمد. سیفی تاکنون در ژانرهای جنایی و ماجراجویی آثار مختلفی اجرا کرده است.
«فقط از اصفهانیها برمیآید»؛ توصیفی است از طرح اقتصادی ازدواج آسان «کانون پیوند مهر خوبان». در زمانهای که هزینههای برگزاری مراسم عروسی روزبهروز بیشتر میشود و ازطرفی، با گسترش مدگرایی، متغیرهای مختلفی هم به آن اضافه میشود؛ بهخصوص در کلان شهرها که این مسئله با وضوح بیشتری دیده میشود، افراد و مؤسسههایی روی کار میآیند تا این مسئله اجتماعی را تسهیل کنند؛ از خیرانی که بهصورت خرد، اموال و داراییهایشان را در این راه صرف میکنند تا مؤسسههایی که با ارائه خدماتی، بهدنبال آسانسازی مسیر برای جوانان هستند.
این روزها در شبکههای اجتماعی مختلف، چه آنهایی که فیلتر شدهاند و دسترسی به آنها مثلاً سخت شده چه آنهایی که ایرانی نام گرفته و راحتتر قابل دسترس است، در هر کدام که میگردیم پر از رؤیافروشیهای دورغین و نَخنماشده است.
مثل سالهای گذشته با فرا رسیدن ماه مهر و شروع سال تحصیلی، در میان هیاهوی دانشآموزان برای تهیه لوازمالتحریر موردنیازشان، جشن عاطفهها و کمک به دانشآموزان محروم هم به میان میآید. گاهی در این روزها یادمان میافتد که در کنار ما کودکانی هستند با دستان خالی؛ اما با رؤیایی بزرگ که به استقبال کلاسهای درس میروند. «جشن عاطفهها» فرصتی است برای اینکه جامعهای یکدل شویم، فرصتی برای اینکه هر دفترچه، هر کیف و هر مدادی به پلی تبدیل شود میان امید و آینده.
این روزها تصمیم گرفتهایم با نگاهی تازه سری به کانونها و مجموعههای فرهنگی بزنیم. نه اینکه تاکنون چنین نکردهایم؛ ماهیت این صفحه همواره چنین بوده است، اما این بار میخواهیم در کنار گفتوگو با مسئولان کانونها و مجموعههای فرهنگی و بیان مشکلات و سازوکارهایی که باید برای رفع آنها اتخاذ شود، کمی هم از اعضای کانونها بگوییم.
صبحهای شهریور، وقتی خانوادهها در تکاپوی خرید لوازم و آمادهسازی فرزندانشان برای سال تحصیلی تازهاند، پای دغدغهای تکراری دوباره به میان میآید: «لباس فرم مدرسه». لباسهایی که قرار است نشانی از یکدستی، نظم و هویت جمعی باشند، اما برای بسیاری از دانشآموزان چندان دلپذیر نیستند.
بعد از شروع فرایند فعالسازی مکانیسم ماشه تقریباً مشخص بود که آمریکا و کشورهای اروپایی، به قطعنامه ادامه لغو تمدید تحریمهای ایران، رأی منفی داده و اجازه نخواهند داد سایه تحریمها از سر ایران برداشته شود.
بحث اخیری که از آقای مصطفی ملکیان منتشر شد، بهانه خوبی است برای تأمل. ایشان در این صحبت اینطور نتیجه میگیرد که اسلام، هرچه دارد، وامدار غرب است. استدلال ایشان به گزارههایی پراکنده از عبارات عالمان و پیشوایان دینی است که مابازایی مشابه در دوران گذشته فرهنگ غرب مثل یونان باستان دارد.