فیلم «پلی بر رودخانه خشک» که این روزها در سینماهای «هنر و تجربه» کشور ازجمله شهر اصفهان به نمایش درمیآید، با پلزدن بین دو خانواده رنجور به جهان چندلایه زخمهای آدمی و جراحتهای آشکار و نهان شهری قدم میگذارد که حالا دیگر پلهایش برای رودخانهای خشک است.
میگن توی هر لیوانی دنبال نیمه پُرش باشین، پس اگه جنگ تحمیلی دوم را توی لیوان جا کنیم، نیمه پرش معلوم میشه. البته توی پارچ و سطل و هر چیز دیگه هم که باشه باز نیمه پرش از بس که تیزه، خودش رو مثل نیزه فرو میکنه توی چشممون.
کنار تخت پدرم ایستادهام و دارم به رد عمیق چروکهای صورتش نگاه میکنم. دلم میخواهد دستش را توی دستم بگیرم؛ اما نگرانم از خواب بیدار شود. به چهرهاش نگاه میکنم. پدرم خیلی زود پیر شده، گرد نقرهایرنگ پیری روی موهایش نشسته و چشمهایش برق همیشگی را ندارد. دیگر زمان استراحتش بود که بیماری این اجازه را نداد.
هشت روز است که داروهای اعصابم را قطع کردهام. آرامش به خانهمان برگشته است. صبحها قبل از آنکه شهاب بیدار شود، میز صبحانه را میچینم و موقع رفتن بدرقهاش میکنم. زندگی در شهرک استرسهایم را کمتر کرده است.
روحالله توکلی، مستندساز جوان اصفهانی، به واسطه اینکه پدرش عکاس بود با ترکیببندی، قاببندی، نور و تصویر آشنا شد و همین مقدمهای شد برای او که در رشته گرافیک تحصیل کند و سپس در دانشگاه عکاسی خبری بخواند و مسیر خود را تا مستندسازی ادامه دهد.
«شیائوما» که مردی جوان، کاری و ناشنوا است در جلسهای ظاهراً با حضور چند حقوقدان و وکیلِ غیرمعلول مینشیند.
نگاهی تازه به زندگی و کار دکتر رضا فرهادی نشان میدهد که او نهتنها در میدان تحقیق، بلکه در سبک زندگی نیز راهی متفاوت را برگزیده است؛ مسیری که کمتر در فضای رسمی و آکادمیک ایران دیده میشود.
دکتر مرتضی فرهادی، انسانشناس و استاد علوم اجتماعی، از معدود پژوهشگرانی است که در طول عمر علمی خود هرگز برای فرصت مطالعاتی به خارج از ایران نرفته است.
امروز، روز مردمشناسی در ایران، فرصتی گرانبها برای بازخوانی تاریخ پرفرازونشیب این علم است، دانشی که ریشههای کهن و درخشانش در ایران، با دانشمندانی چون ابوریحان بیرونی پیوند خورد و سپس، در غرب، به ابزاری برای سلطه و استعمار تبدیل شد.
روز گذشته، طی مراسمی با حضور جمعی از اصحاب رسانه و فعالان حوزه توانیابی، از پوستر هشتمین جشنواره معلولان رونمایی شد.
در قلمرو هنر و ادبیات، «خیال» و «تجسم» فصل مشترک تجربه زیباییشناختی هر هنرمند به شمار میآید. ادبیات هنری تصویر آفرین است؛ هنری که با نیروی خیال، تجسم میآفریند و با عاطفه، به آن جان میبخشد.
هنر همیشه تنها روایتگر زیباییهای ظاهری نبوده است؛ گاه به زبان دل سخن میگوید و به تجربههایی میپردازد که در عمق جان ریشه دارند. یکی از این تجربههای ناب، زیارت است؛ لحظهای که انسان میان شلوغی جهان، به دریچهای آرامشبخش و قدسی گام میگذارد.