ماه محرم، ماه حماسههای جاودان و قیام انسانهای آزاده است. در این ماه، عزاداریهای سیدالشهدا (ع) نهتنها یادآور ظلمستیزی و عدالتخواهی است، بلکه محفلی برای اتحاد و همدلی میان تمام اقشار جامعه، اعم از زن و مرد، به شمار میرود.
موکب منتسب به حضرت رقیه است. این را بالای خیمه با خطی زیبا نوشتهاند. به گمانم روزی گرهی از کارشان بازکرده که 13 سال است پایکارش ماندهاند و این علم را بلند میکنند.
الان تقریباً هفت هشت سالی هست که دهه اول محرم، صبح زود به یکی از این روضههای معروف اصفهانی میروم.
در روزگاری که میدان نبرد تنها به خاک و اسلحه محدود نمیشود، انتخابهای روزمره ما نیز میتوانند بخشی از مقاومت باشند. گاهی یک خرید ساده، یک برند آشنا یا حتی یک بیتوجهی کوچک، میتواند در زنجیرهای از حمایتهای پنهان نقش ایفا کند.
در روزگاران قدیم، جنگ را به شیپورش میشناختند. صبح علیالطلوع شیپور جنگ نواخته میشد و کمی قبل از تاریک شدن هوا، طبل آسایش میزدند.
10 سال پیش در چنین روزی بود که خبری مهم از وین اتریش به دنیا مخابره شد؛ ایران در قالب توافقی با عنوان «برنامه جامع اقدام مشترک» و موسوم به «برجام» توانست بعد از یک دهه و اندی درگیری و بحران، مسئله هستهای خود را حل کند و بر سر آن و همچنین برداشته شدن تحریمها با اروپا و آمریکا به توافق برسد.
یکی از نیازهای مهم دورانی که در آن به همبستگی ملی احتیاج است، ابراز، درک و فهم دیدگاههای متنوع درباره یک پدیده و شناخت کثرت موجود درباره آن است. قطعا یکی از مهمترین این مسائل، مسئله زنان و حریم آنها در ایران است.
در شیشهای را که باز میکنم، بادِ کولر همراه بوی نخ و پارچه به صورتم میخورد. مغازه شلوغ است. چند زن چادری و مانتویی جلوی پیشخوان ایستادهاند.
بیگمان، واقعه غدیرخم را باید رویدادی چندبعدی و ژرفاندیش دانست که در گذر تاریخ اسلام، از منظرهای گوناگون موردتأمل و تحلیل اندیشمندان قرار گرفته است.
یکی از پرتکرارترین واکنشهای انسانی، «خشم» است و در روزهای بحران، از جمله تجاربِ پرتکرار، خشمی است که گاه بیدلیل یا بیتناسب با موقعیت به نظر میرسد، اما این ظاهر ماجراست!
سلام مادر وَهب! نامهنویسی به زنها آداب خودش را میطلبد. یکبار به مادرم، دوبار به همسرم و دوسهبار به عمههایم نامه نوشتهام. وقتی برای زنهای دوروبرم مینویسم، چندان سخت نمیگیرم به خودم و قلم. هر چه بیاید روی کاغذ، همین میشود نامه.
وقتی پرچم عزای سیدالشهدا(ع) بالا میرود و رنگ مشکی در کوچه و خیابان غالب میشود، مکانها برای حضور عزاداران معنای دیگری پیدا میکند. شور و هیجانی در سراسر هیئتها به پا میشود و هیئتداران خودشان را در معرکهای میبینند که باید خوب ادای دین کنند.