محرم شروع میشود با همه شور و شعورش؛ هرچند غم اباعبدالله همیشه تازه است و ما شیعیان هر جا اسم اربابمان بیاید، بغض گلوگیرمان میشود. اسم ماه عزای آقا خودش حزنانگیز است؛ چه برسد که فرارسد.
داربستها که میرود بالا و با پارچههای سیاه پوشانده میشود، دلم را گره میزنم به روضههای خانگی در خیابان کمال؛ خیابانی متفاوت که گُلهبهگُلهاش روضه خانگی برپاست.
در چند دهه گذشته مجالس عزاداری در ایران عموما شکلی ثابت داشته و ترکیبی از سخنرانی، مداحی و سینهزنی بوده است.
هرگاه صحبت از تاریخ میکنیم، مثلا تاریخِ جنگها، ادیان یا اقوام، برخی نقاط و لحظهها هستند که گویی منفک از مابقی، بیرون از بدنۀ تاریخ، ایستادهاند و کارِ کارِستان خود را همچنان انجام میدهند.
حلول ماه «حسین» است. سالگرد قیام امام، برای «جهاد». آمده است تا باری دیگر یادمان بیندازد که «مظلوم» نباشیم.
«کتاب دَه» یک مجموعه داستانک عاشورایی است. «داستانک» یکی از قالبهای ادبی به شمار میآید که از داستان کوتاه، کوتاهتر است.
میگفت نیت ششروز کرده بودم. میگفت زمان جنگ و بمباران بود؛ صدای آژیر خطر را که شنیدیم همگی فرار کردیم توی زیرزمین خانه.
لباسهای مشکیمان را از کمد درمیآورم. نگاهی میاندازم. شور محرم از همین لباسهای مشکی شروع میشوند.
از اتوبوس که پیاده شدم، غروب بود؛ از همان غروبهای دلگیر جمعه؛ اما کافی بود سرت را اینطرف و آنطرف بچرخانی تا در ازدحام آدمها غرق شوی و یادت برود امروز چندشنبه است.
هیئتها ازجمله محافلی هستند که افزون بر برکات معنوی فراوان برای آحاد مردم، تأثیرات اجتماعی گستردهای هم در سطح جامعه دارند. درحالیکه اساس تشکیل هیئتهای مذهبی اقامه عزا برای اهل بیت وحی علیهمالسلام، بهویژه سید و سالار شهیدان، امام حسین علیهالسلام است …
در تقویم جمهوری اسلامی ایران، روز اول محرم به نام روز شعر و ادبیات آیینی و روز بزرگداشت محتشم کاشانی نامگذاری شده است.
محرم آمد. با آمدنش قرار است دوباره عطر اسپند را استشمام کنیم. در روضههایی شرکت کنیم که نشاط را روزی حالمان کنند. بله درست است، محرم آمد.