تاکنون آنچه راجع به گردشگری در مطبوعات منعکس میشده است، بیشتر معطوف به مرمت و زیباسازی عمارت و مکان گردشگری بود. اما مطلبی از شصت سال پیش را یافتم که نشان میداد شخصی به موضوع «بلیت فروشی» و شرایط و ضوابط متصدی این کار و نیز قیمت بلیت توجه کرده و البته اطلاعات جالبی را نیز در خلال پیشنهادات خود ارائه داده است.
محال است آخرین دهه صفر باشد و هنگام گذر از کوچههای برخوار صدای شیپور و آواز تعزیه ایرانی را نشنوی، اما امسال این ویروس کوچکی که جهان را تسخیر کرده، دستش به آیین سنتی و مذهبی ایرانیان هم رسید و تقریبا تمام مراسمهای تعزیهخوانی اصفهان را به تعطیلی کشانده است؛ از حسینیه تاریخی حضرت ابوالفضل قودجان در خوانسار تا مراسمهای کوچک و بزرگ شهرستان برخوار و خمینی شهر. اما حالا که از دیدن میراث مهمانان بازماندهایم، پای صحبتهای حجتالاسلام سیر محمد مؤمنی نشستیم تا از تعزیه بشنویم.
منبت شهرستان گلپایگان هنری بینظیر است و بهزودی این شهر بهعنوان شهر ملی منبت ایران به ثبت خواهد رسید، اما هنوز برنامهریزی و گامهای استواری برای شناسایی این رشته بهعنوان یک هنر صادراتی انجامنشده است و این هنری که در خون مردمان گلپایگان جریان دارد نتوانسته درآمد پایداری را برای هنرمندانش ایجاد کند. در گفتوگو با رئیس اداره میراث فرهنگی شهرستان گلپایگان، سعی کردیم درباره تلاشهای این شهرستان برای معرفی منبت ویژهاش در سطح ملی و بینالمللی جویا شدیم و در ادامه روایتهایی درباره چگونگی خلق آثار منبت را نقل کردهایم تا بهاینترتیب پنجرهای برای آشنایی مخاطبان با این هنر سنتی ویژه بگشاییم.
تولید و فروش صنایعدستی در اصفهان که در این زمینه شهری جهانی محسوب میشود با مشکلات و موانع بسیار روبهرو است. البته چند ماهی است کرونا هم مزید بر تمام علتها شده است. در این گزارش و بنا به گفته رئیس اتحادیه صنایعدستی استان اصفهان، تنها راهکار مبارزه با تأثیرات فزاینده کرونا، تحریمها و عدم ثبات ارز، بالارفتن قیمت مواد اولیه که به رکود صنایعدستی اصفهان منتهی شده و حمایت همهجانبه سازمانها از صنایعدستی و هنرمندانی است که اصفهان از آنها نام و آواز یافته است.
یک ضربالمثل انگلیسی میگوید آنکه فقط لندن را دیده است، از لندن چه میداند؟! یعنی این کافی نیست که در اصفهان نشست و زیباییهای آن را ستود و گفت در آنهمه چیز هست. بیگمان بـــایــد شــهــرهــای دیـــگر را هم دید و زیباییهای آنها را هم چشید. این گفتار ما را به کاشان میبرد؛ شهری در دوساعتی شمالشهر اصفهان و البته یکی از شهرهای باارزش و تاریخی استان، کشور، منطقه و البته جهان. شهری که میتواند پازل گردشگری استان را تکمیل کند. در دوران اپیدمی کرونا، وقتی صحبت از گردشگری میشود، یکی از دستورالعملها، تشویق به جایگزینی سفر به مقصد نزدیک به جای سفر به مقاصد دور است. بنابراین توصیه میکنیم این روزها بیشتر درباره مقاصد گردشگری نزدیک مطالعه کنید و اگر هوس سفر داشتید، با رعایت پروتکلها، مسافت کوتاهتر را انتخاب کنید.
در ۲۸ کیلومتری اصفهان روستایی به نام سهروفیروزان دربخش پیربکران شهرستان فلاورجان قرار دارد که بیشتر این باغها میوه «به» داشته و این روزها کشاورزان مشغول برداشت محصول خود هستند.
او بر فراز بلندترین نقطه باغ که میایستاد، در یک نمای تام و تمام، کوه و جنگل و دریا و شهر سلطنتی و باغ پارسی را نظاره میکرد و حالا بعد از 420 سال، در یک پاییز عجیب به دیدار پنجمین باغ پارسی میراث جهانی بشر میروم تا نماها و روایتهایی از این باغ را ببینم و بشنوم؛ بلکه بتوانم بخشی از شکوه گذشته و اعجاز و ایجاز معمارانهاش را درک کنم. از شهری که شاهعباس کبیر و معماران خوشذوق دوران، نقشجهان و جواهرات دولتخانه صفوی را برایش به یادگار گذاشتند، به شهری میروم که شاهعباس در موطن مادریاش از نو ساخت تا به تعبیر برخی از جهانگردان و تاریخ نویسان، «اصفهان» شمال باشد؛ شهری بندری با باغ و بناهای زیبا و صدالبته باغ پرشکوه عباسآباد که نامش در کنار هشت باغ دیگر در پرونده باغهای پارسی به ثبت جهانی رسیده است، باغی که به روایت مصطفی شریفی، کارشناس مجموعه، میراثش در پایان دوران حکومت صفویان به اصفهان منتقل شد، متروک ماند و به زیر تلی از خاک رفت تا اینکه ربع قرن پیش، به مدد باستانشناسی کمکم هویدا و به میراث جهانی بشر بدل شد.
محله طوقچی و میدان کهنه در عصر آلبویه و سلجوقیان مرکز مهم سیاسی و اداری شهر بودند. آثاری که از آن روزگار برجای مانده است، همگی از حضور و وجود شاهان و بزرگان در این دو محله نشان دارد. از قبر ملکشاه سلجوقی و دیگر پادشاهان این سلسله بگیرید تا مقبره خواجه نظامالملک طوسی که وزیر آنان بود. در آنسوتر یادگار دوران دیالمه (آلبویه) هم مقبره صاحببن عباد است. این مطلب مروری دارد بر روند شکلگیری و بازسازیهای مقبره صاحب بن عباد در طول تاریخ؛ از زمان مرگ وی تا به روزگار ما.
زبان، آیینها و آدابورسوم، هنرهای اجرایی، مهارت در ساخت صنایعدستی و همچنین دانش سنتی مرتبط با طبیعت و کیهان، تجلیگاه میراث فرهنگی غیرمنقول، معنوی یا ناملموس است. در این میان، استان اصفهان با داشتن 125 پرونده ملی ثبتشده درزمینه میراث ناملموس یکی از استانهای شاخص است که در ششماهه اخیر نیز پروندههای مرتبط با میراث ناملموس همچنان باوجود آسیبها و موانع بسیاری که تحت تأثیر کرونا ایجادشده برای ثبت در فهرست میراث ملی بررسی میشوند. میراث ناملموس و معنوی جزئی لاینفک از میراث مادی زندگی مردم است و در اجزای زندگی ما ریشه دارد که این موضوع از یکسو، عاملی خوشایند است و از سویی دیگر، نشان میدهد مردم و مسئولان در حفظ و حراست از این میراث وظیفه خطیری دارند.
کمیسیون تخصصی بانوان هنرمند صنایعدستی در اتحادیه صنایعدستی استان اصفهان فعالیت خود را آغاز کرد. یک هفته از انتشار این خبر میگذرد؛ اقدامی که علاوه بر اینکه میتواند در اقتصاد هنر نقش مهم و مؤثری داشته باشد، قطعا در اقتصاد بانوان نیز راهگشاست. پای صحبت رئیس اتحادیه صــنایــعدستی و مسئول کمیسیونهای اتــحادیــه صنــایــعدســتــی استان اصفهان نشستــیــم تا دربــاره این کمیسیون تازه، اهمیت وکارکردهایش جویا شویم. استان اصفهان با داشتن 198 رشته، دوسوم رشتههای صنایعدستی و هنرهای سنتی جهان را در خود جایداده است، این موضوع نشاندهنده ظرفیت بالای این استان درزمینه صنایعدستی است که بهواسطه وجود زنان و مردان هنرمند خود شهر جهانی صنایعدستی نیز نامگرفته است. در این میان نقش زنان در صنایعدستی بهعنوان نیمی از جمعیت جامعه و همچنین با توجه به جایگاه صنایعدستی بهعنوان یکی از منابع رشد اقتصاد جهانی، شایسته توجه است.
خیابان کمال در محله جوباره، در قرن سوم تا ششم برای خودش بروبیایی داشته است. از محله قبر کمال اسماعیل که بگذریم، دو منار دارالضیافه و تشکیلات وسیعی که مربوط به این منارهها بود به ما میگوید آنجا قطب اصلی شهر بوده است. از شعر کمالاسماعیل هم که «دردشت» و «جوباره» را به عنوان محلههای اصلی اصفهان ذکر میکند، میتوان دریافت که آنجا همپای دردشت، برای خود شهرکی بوده است. خلاصه وقتی از سبزهمیدان به سمت خیابان کمال بپیچید، سمت چپ شما کمی دورتر از خیابان، سر زیبا و نعلبکیمانند یک مناره از دور پیداست. گویا دارد به کل خانههای محله سرک میکشد! دو سه کوچه شما را به پای مناره میرساند، اما از هر کدام که بروید باید از «بازارچه شاهاسدالله» بگذرید. از آن بازارچههای کوچک و جمعوجوری که سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری در محلهها و در مسیرهای گردشگری دوباره احیا و بازسازی کرده است. از بازارچه که گذشتید به سمت راست، سنگفرش شما را به پای منار میبرد.
سال 1381 بود که اصیلترین هنر مذهبی ملی ایران به قلب نیویورک رفت و تعجب یک شهر را برانگیخت و با تعزیهخوانان اصفهانیاش توانست روی جلد مجلهها و روزنامههای آمریکایی برود و از یک هنر نوظهور تازهکشفشده خبر بدهد. حاج حسن نرگسخانی یکی از تعزیهخوانان برجسته کشوری بود که در ضیافت تعزیهخوانی نیویورک حضور داشت و درخشید. امروز پای صحبتهای حاجحسن نرگسخانی نشستیم تا از تعزیه در قلب ایالتی بشنویم که یک سال قبل از این اجرا حمله یازده سپتامبر در آن به وقوع پیوسته بود. شخصی که به جرئت میتوان گفت افتخار تعزیه ایران و اصفهان است.حسن نرگسخانی، مشهور به حسن دلیگانی را علاقهمندان و فعالان هنر تعزیه به خوبی میشناسند. شخصیتی که سابقه چهل و سه ساله فعالیت در تعزیهخوانی و مداحی اهل بیت را دارد. پای گفتوگو با او نشستیم و حالا شما میتوانید روایتهایی از یک عمر تعزیهخوانی را از زبان خود او در ادامه این گزارش بخوانید.