بههنگام تماشای فیلم «تمساح خونی» در سینما، خیلی منتظر بودم تا فیلم از یک جایی به بعد شروع شود. درواقع با اینکه دقایق زیادی از فیلم گذشته بود، هنوز داستان اصلی آغاز نشده بود؛ چون داستانی ورای همان چیزی که در لحظه اتفاق میافتاد وجود نداشت.
زن پشت میز ناهارخوری نشست. رنگ به رو نداشت. خسته و گرسنه از راه درازی رسیده بودند. گلویش خشکیده بود و ته دلش از گرسنگی ضعف میرفت.
صدای نفسهای عمیقش، گردن شلویکوری شدهام از بیخوابی دیشب را، کِش میدهد و از روی صفحه پیامک رفیقم بالا میکشد و نگاهم بهصورت ظریف و تبکردهاش میافتد …
آغاز هر نوع اصلاح یا تغییری نیازمند شناخت است؛ چه در حیطه انسانی باشد یا غیرانسانی. بدون شناخت نمیتوان تغییری مفید و مطلوب ایجاد کرد. رشد فردی و توسعه در روابط اجتماعی هم همینطور است؛ یعنی ما در هر زمینهای از رشد خودمان، بخواهیم گامی برداریم، باید از شناخت خودمان آغاز کنیم.
صحیفه سجادیه، اثر گرانمایه منسوب به حضرت سجاد علیهالسلام و از خانواده قرآن و نهجالبلاغه است؛ لذا به آن «اختالقرآن» نیز میگویند. شامل پنجاهوچهار دعاو دربردارنده دقیقترین مسائل توحیدی، عبادی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و… است.
جمعیت ازجمله مؤلفههای اصلی توسعه و پیشرفت هر کشوری است که باید همه سیاستها، راهبردها و برنامهریزیها بر مبنای آن صورت گیرد. صحبت از جمعیت، پویایی و ابعاد آن، میزان رشد، ساختار سنی باروری، مرگومیر و مهاجرت، ازدیاد یا کاهش و کنترل آن، همچنین تنظیم مدیریت و مهندسی زادوولد در خانواده بر عرصههای گوناگون اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی اثرگذار است و قدمتی طولانی دارد …
ده ساله بودم که شناختمشان. با قامت خمیده، خال گوشتی توی صورت، صدایی نرم و مخملی و آرام. بیشتر نمازهای جماعت خانوادگی را توی مسجدی میخواندیم که امام جماعتش آیتالله بهجت بودند.
شب بود. باران نمنم میبارید و قلبم رعدوبرق میزد.
خواب بودم یا بیدار؟ نمیدانم!
زل زده بودم به قطرات باران روی شیشه که با نور تابلوی سردر مغازهها، رنگی میشدند و نفسهای بهشمارهافتادهام را میشمردم.
این روزها تصمیم گرفتهایم با عینکی دیگر سری به کانونها و مجموعههای فرهنگی بزنیم. نه اینکه تاکنون چنین نکردهایم، که اصلا ماهیت این صفحه چنین بوده است؛ اما این بار میخواهیم در کنار تمام گفتوگوهایی که با مسئولان کانونها و مجموعههای فرهنگی داشتیم، علاوه بر بیان مشکلات و سازوکارهایی که باید برای رفع آنها اتخاذ شود، کمی هم از اعضای کانونها بگوییم.
وقتی محلهای به نام مسجدش شناخته شود، یعنی مسجد یکی از ستونهای اصلی آن محله است. مسجدالرضای ۶۰ساله در منطقه یک، خیابان صمدیه، محله مسجدالرضا، بروبیایی دارد و محل رجوع مردم است.
اگر نگاهی کلی به گفتوگوهای ده سال اخیر در حوزه زنان داشته باشیم، اساس و محور صحبت کارشناسان در این راستا، اشاره به نبود زیرساختها برای حضور اجتماعی زنان است؛ موضوعی که از ابعاد گوناگون میتوان به آن نگاه کرد و به همین دلیل قصد پرداختن به آن را هم نداریم؛بااینحال نپرداختن به موضوع بهمنزله حلشدن مشکل نیست.
دو پر روسری را از پشت گردن رد کرده و بالای سر با گرهای محکم کردهام.بعد از دوشب زیر فشار تب چهل درجه، امروز راضی شدم یک استامینوفن ناقابل بخورم. این چندروز هر چه گفتند یک دانهاش را بخوری بهجایی برنمیخورد، راضی نشدم. ترس داشتم خوابم ببرد.