در شرایطی که بشر شاهد اعتراضات مدنی نرم و مسالمتآمیز، اغتشاشات سخت و خشونتآمیز، قطعی ملالآور اینترنت، نرخ بیسابقه ارز و سکه و سایر بحرانهای تمدنی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی است، اکثر عناصر جدول مندلیف در هوا معلق و چهبسا سرگردانند و او را با پدیدهای موسوم به «آلودگی هوا» مواجه کردهاند که در زمره «بحرانهای زیستمحیطی» قرار دارد.
نزدیک به نیمقرن پیش، اواسط دهه چهل، جمعی از بزرگان حوزه علمیه اصفهان همچون آیات عظام خادمی، صادقی، شهید شمسآبادی و جمع دیگری از علما و خیّران اصفهان، نیاز به احداث مساجد در مناطق و روستاهای محروم کشور، بهویژه نقاط آسیبپذیر فرهنگی و اقتصادی را وظیفه دینی تشخیص دادند. در نتیجه این احساس نیاز، این حرکت مهم به توصیه آن حضرات آیات، توسط حضرت آیتالله فقیهی که آن زمان از طلاب جوان بودند، آغاز شد.
در روایات اهلبیت (ع)، به نصیحتکردن سفارش میشود. بهطور کلی، ارشادکردن در فرهنگ ما پسندیده است. در مقابل، نیز بازنداشتن دیگری از رفتاری اشتباه ناپسند شمرده میشود. امام صادق (ع) میفرمایند: «هرکه در برادر خود امر ناخوشایندی ببیند و بتواند او را از آن بازدارد و چنین نکند، به او خیانت کرده است.»اما بازداشتن از کار نادرست یا سفارش به بهبود کار، در چه فرایندی نادرست محسوب میشود؟ در این یادداشت، میکوشیم تا درباره کنترلگری در روابط و تعاملاتمان سخن گوییم و آن را بهعنوان مصداقی از آسیبهای روابط بینفردی برسیم.
آیات الهی نشانههایی هستند که موجب شناخت و معرفت حق تعالی و ذکر و یاد او میشود. معمولا آیات و نشانههای الهی را به دو دسته تقسیم میکنند: آیات آفاقی و آیات انفسی. آیات آفاقی همچون آفرینش خورشید و ماه و ستارگان با نظام دقیقی که بر آنها حاکم است و آفرینش انواع جانداران و گیاهان و کوهها و دریاها با عجایب و شگفتیهای بیشمارش و موجودات گوناگون اسرارآمیزش، که هر زمان اسرار تازهای از خلقت آنها کشف میشود و هر یک، آیه و نشانهای است بر حقانیت ذات پاک او.
تاریخ هنر ایران، شاهد ظهور هنرمندان بزرگی است که هر یک نقش خاصی در پیشبرد و تحولات هنر این سزرمین و تمدن کهن آن داشتهاند. حاج مصور الملکی یکی از آنهاست. او زمانی پا به عرصه هنر نهاد که مکتب هنر نگارگری ایرانی راه سقوط را میپیمود و فرنگیسازی که در عهد صفویه آغاز شده و با قاجاریه گسترش یافته بود، عرصههای مختلف زندگی، بهویژه دربار و بخشی از زندگی روزمره مردم را دربرگرفته بود.
محمدحسین مصورالملکی معروف به «حاج مصورالملکی» در سال 1269 در اصفهان به دنیا آمد. نیاکان او همگی هنرمند بودند؛ به طوری که او فرزند محمدحسن نقاش و نوه زینالعابدین نقاش و نبیره محمد کریم نقاش بود. حسین در 15 سالگی پدرش را از دست داد و برای تأمین معاش خانواده حرفه پدرش قلمدانسازی را ادامه داد و سپس به تذهیب و نقاشی رنگ و روغن روی آورد.
امامخمینی(ره) در قسمتی از وصیتنامه سیاسیالهی خود (ج20، ص:4-5) و در نامهای که به عروسشان نوشتهاند، به این مطلب اشاره میکنند که ممکن است وقایع انقلاب اسلامی ایران در مصحف فاطمه(س) ذکر شده باشد. اما مصحف فاطمه(س) چیست؟در خصوص این مصحف شریف احادیث بسیاری در منابع شیعی ذکر شده که با بررسی برخی از این احادیث میتوان به شناختی اجمالی در باب این مصحف شریف رسید.
آیتالله سید محمدباقر درچهای بزرگترین نماد مشروعهخواهی در حوزه علمیه اصفهان است؛ البته نمادی در کل در آن سالها به چشم نمیآید و با توجه به آن که در اصفهان تقریبا همه آقایان پشت سر حاجآقا نورالله هستند، دعوای مشروطه و مشروعه چندان در این شهر پا نمیگیرد. در اصفهان مجموعا یک مشروطه بیشتر دیده نمیشود و آن هم مشروطهای است که گرایشهای اسلامی و ضداستعماری آن مشخص است و احتیاجی هم به پسوندهای دیگر از قبیل مشروعه ندارد.
در ایام عزای شهادت حضرت صدیقه طاهره (س)، بر آن شدیم کتابی را درباره ایشان معرفی کنیم. حقیقتادرباره برترین بانوی دو عالم تابهحال کتاب های زیادی نوشته شده است؛ از زندگینامه و سوگنامه بگیرید تا شعر و داستان و کتابهایی در تحلیل وقایع زندگی آن حضرت، بهخصوص دو ماه آخر زندگیشان و ظلمی که مسلمانان نامسلمان بعد از وفات پدر گرانقدر ایشان بر حضرت روا داشتند. اصلا مگر میشود شیعه باشیم و مادری این چنین داشته باشیم و قلممان در اندوه ایشان بر کاغذ نبارد؟
محمدحسن خان جابریانصاری را شاید بتوان پیشتاز کسانی دانست که درباره اصفهان کتاب نوشتهاند و تاریخ این شهر را بهصورت مدونتری بیان کردهاند. کتاب «تاریخ اصفهان» اثر ماندگار از اوست؛ کاری که بهنوعی سرآغاز بود و برای بسیاری از فعالیتهای تاریخی بعدی، انگیزه بهحساب آمد.
میرزا حسن خان جابریانصاری از عالمان و ادیبان دوره مشروطه اصفهان است که تأمل بر رسالهها و نوشتههایش و نقدهایی که بر تجددخواهی دارد، برای نسل امروز هم میتواند مفید باشد. او در حوادث مشروطه اصفهان با هنر انشا و کتابت خویش در انجمن ایالتی اصفهان خدمت شایانی به مشروطه عرضه کرد؛ چنانکه تمام نوشتهها و مکاتبات آن انجمن بهوسیله او انجام میشد.
ما از کنار روایت بهراحتی و سرسری میگذریم. داستان زندگیمان را فراموش کردهایم و با هر باد و موسمی همراه میشویم. نمیدانیم که انسانها راویاند و خواهناخواه در داستانی قرار دارند. داستانی که در آن هستیم، میتواند راهنمایمان باشد و دستمان را بگیرد و جهانمان را تغییر دهد و البته میتواند زمینمان بزند. ما اغلب روایت را نمیبینیم. روایت ظریف است و ناملموس، اما بزرگ و مهم! روایت گاهی فردی است و داستان یک فرد بخصوص را تعریف میکند؛ گاهی داستان یک جامعه است و گاهی داستان کل تاریخ انسانها یا حتی موجودات!