بازپسگیری فدک از سوی حضرتزهرا(س) صرفا یک مسئله اقتصادی یا حقوقی نبود؛ بلکه حادثهای چندبعدی با پیامدهای عمیق سیاسی، اجتماعی و دینی بود که نقش مهمی در تبیین جایگاه اهلبیت(ع) و افشای انحراف از مسیر اصلی خلافت پس از رحلت پیامبراکرم(ص) ایفا کرد.
در آموزههای دین اسلام، همواره «زهد» و «بیرغبتی به دنیا» ترویج شده است؛ چنانچه بهعنوان نمونه، قرآن کریم میفرماید: «وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقَى»؛ «زندگی آخرت، بهتر و ماندگارتر است.»
یکی از بچههای مدرسه رو کرد به من گفت «آقا! ما خیلی زیر فشاریم.» جوری این یک جمله کوتاه را گفت و همانطور که سری تکان میداد به سمت کلاس قدم برمیداشت؛ گویی لایهلایه دردودل، زیروروی همین تکجمله تلنبار شده بود.
در نگاه نخست، شاید تلاش و مطالبه جدی فدک توسط حضرتفاطمهزهرا(س) با آموزههای زهد اسلامی در تعارض به نظر برسد؛ بهویژه آنکه احادیثی منسوب به حضرتزهرا(س)، در باب زهد و بیاعتنایی به دنیا روایت شده است. بر این اساس قرار است «اصفهانزیبا» در گفتوگویی با استادان حوزه و دانشگاه به این پرسشها پاسخ دهد که چرا حضرتزهرا(س) نهایت تلاش خود را در بازپسگیری سرزمین فدک بهکار بردند؟ آیا موقعیت اقتصادی ویژه این زمینها، نقشی در این مطالبهگری داشت و اساسا چرا بانویی با این جایگاه والای عفاف و وقار، باید خود شخصا بهدنبال بازپسگیری زمینهای خود باشد؟
نمایش «پروفسور ونوچ» به کارگردانی شفق کاظمی، اثری است که قالب اصلی آن بر بستر موسیقی پیش میرفت. موسیقیهای انتخابشده قابلقبول بودند و ترکیب آن با حرکات فرم بازیگران، فضایی شاد و رنگارنگ برای مخاطب کودک ایجاد میکرد.
مسلما موضوع «لباس سنتی و محلی، بهعنوان نماد هویت فرهنگی»، یکی از غنیترین و درعینحال تلخترین موضوعات در حوزه اجتماعیفرهنگی ایران است. این روزها کافی است پایت را از خانه بیرون بگذاری تا لباسهایی را ببینی که نه هویت ایرانی دارند و نه اصالتی.
در مجموعه «سبز اشباعشده»، محمدرضا مهاجر تماشاگر را به سفری بصری از دل طبیعت به درون انسان دعوت میکند؛ جایی که برگها بهانهای میشوند برای بازتاب زیست معاصر در قابهایی که نه سیاهوسفیدند و نه رنگی، بلکه جایی در میانه رنگ و بیرنگی ایستادهاند.
فنجان چای داغ میریزم. بخار از روی آن بلند میشود. روی مبل طوسی رنگ مینشینم.
در دنیایی که همه چیز با سرعت میگذرد، از خبرها گرفته تا احساسها، انگار دیگر برای همدیگر حوصلهای نمانده است. ما آدمهای عجولی شدهایم؛ عجول در کار، در قضاوت، در دوست داشتن و حتی در بریدن. کافی است کمی احساس خستگی کنیم، کمی از تفاوتها دلگیر شویم، فورا میگوییم: «نمیتونم ادامه بدم»، «دیگه تمومه»، «طلاق بگیریم و خلاص».
دیشب با تودهای از ریزگردهای چهار میکرونیهای پُررو گلآویز شدیم. ما نزدیک به هزارتایی بودیم، هزارتایی هم آنها. از سجزی آمده بودند این سمت اصفهان.
جنگ جمل بهعنوان نخستین رویارویی داخلی در دوره خلافت امیرالمؤمنین علی(ع)، از نقاط عطف تاریخ صدر اسلام بهشمار میآید.
سهشنبه در سالن کنفرانس کتابخانه مرکزی اصفهان با حضور فعالان تربیتی و رسانهای و مدیریت شهری و تعدادی از دانشآموزان کتابی رونمایی شد که لباس دغدغه شهرمان را به تن دارد؛ کتابی 130صفحهای که زخمهای پیکر شهر زیبایمان را در قالب داستانی نمادین به تصویر میکشد.