دیدن زیبایی های خلقت در هر سن و موقعیت برای بشر همراه با آرامش بوده و با تلطیف روحیات همراه است. در کلانشهر های ایران نیز که روزمرگی و شلوغی بیش از حد با زندگی مردم در آمیخته است، نیاز به چنین امکاناتی بسیار محسوس است. همین موضوع نیز باعث شد تا باغ پرندگان اصفهان تاسیس شود.
یکی از مساجد بسیار مشهور و زیبای عهد صفوی، مسجد حکیم است. کاشیکاریهای نفیس و کتیبههای نوشتهشده به خطوط متنوع کار اساتيد نامدار عصر از جمله زیباییهایی است که وقتی به مسجد حکیم میروید، باید با دقت بیشتری ببینیدشان.
کلیسای خشت و آجری، مستطیلی شکل و شرقی-غربی به نام آسدوادزادزین (ماریام، مریم) مقدس را در محله میدان جلفا خواجه آوِدیک باباکیان از بازرگانان معروف دوره صفوی در سال 1613میلادی بنا کرد. با تالارهای گنبددار که در معماری ارمنی معروف هستند با چندین گنبد قوسی شکل کوچک و یک گنبد اصلی بزرگ که چهار نورگیر دارد.
اصفهان عزیز ما، نمونه بارز شهری است که در آن، هر چهار آئین در کنار هم زندگی میکنند. در این شهر، زرتشتیان آزادانه در آتشکده خود رسومشان را اجرا میکنند. مسلمانان در مسجد، ارمنیهای مسیحی در کلیسا و یهودیان در کنیسههایشان عبادت میکنند.
خیلی وقت است که اصفهان را به شهر ادیان میشناسند و این به طور ویژه از زمان حکومت شیعی شاه عباس صفوی آغاز شد. وقتی این شهر شهروندان زرتشتی، کلیمی و مسلمان داشت و ارمنیان مسیحی هم به شهروندیاش درآمدند.
امروز اگر سرتاسر این سرزمین پهناور را بگردید به اندازه انگشتان دست نیز نمیتوان عصارخانه بسامانی یافت؛ اما این صنعت در تاریخ ایران زمین سابقهای دیرینه داشته است.
درست کنار بازار هنر در خیابان چهارباغ عباسی، مدرسه سیصد ساله چهارباغ را میبینید که در فهرست آثار ملی هم ثبت شده است.
علی قلی آقا یکی از بزرگان درباره دو پادشاه آخر سلسله صفوی بود که طبق رسم زمانه خود، اقدام به ساخت بازارچه، حمام، چهارسوق، سرا و مسجدی به نام خودش کرد؛ بناهایی که حالا در محلهای به نام علی قلی آقا در مرکز شهر اصفهان هنوز بعد از سه قرن و نیم، پابرجا ایستادهاند و ساکنان و گردشگران بسیاری به خود دیدهاند.
در خانه شیخ الاسلام که پای میگذارید، طرح خانه های قدیمی با معماری صفوی بهخوبی نمایان می شود. از ضلع غربی ساختمان که واردحیاطی مشجر می شویم، گویی بخشی از بهشت دراینجا نهفته است.
این توصیف ملال آوری است از گردشگاهی که روزگاری زیباترین و مشهورترین گردشگاه آسیا بوده. گردشگاهی شاهانه که پاتوق اصلی مردم عادی شهر بوده است. اصفهانی ها در آن روزهایشان را به شب می رسانده اند و شبهای چهارباغ را تا صبح به خوشی می گذرانده اند. در کنار حوض هایش خاطره بازی ها می کرده اند و زیر سایه سار درختانش،گرمای ظهر تابستان را به خنکای عصر می رسانده اند.
«زاینده رود» را قلب شهر اصفهان مینامند؛ رودی که طی دهههای اخیر مرارتها کشیده، مرده و زنده شده و از رود «زاینده»زندگی به رود گاهی«زنده» تقلیل درجه داده است. زاینده رود فراتر از یک جاذبه گردشگری است.
منار ساربان، زیباترین و بلندترین منار تاریخی اصفهان و دارای تزئینات آجر و کاشی است؛ اما به نظر میرسد که هنوز جایگاه تاریخی و ارزشهای معماری این سازه به درستی معرفی نشده و شایسته توجه و معرفی بیشتر برای گردشگران است.