دفاع مقدس
ایثار شهدا، حماسه مردم!
۱۲:۵۴ - پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۲

ایثار شهدا، حماسه مردم!

من از ۲۵ آبان ۶۱ سخن می‌گویم؛ روزی که برای اصفهان حماسه شد؛ حماسه‌ای از جنس ایثار و شهادت؛ حماسه‌ای که ۳۷۰ شهید آن را رقم زدند و هزاران هزار اصفهانی در آن نقش‌آفرینی کردند.

یک تریلی میلگرد از ذوب‌آهن خریدیم، حجله ساختیم!
۱۲:۳۷ - پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۲
یک روایت و هزار حرف از 25 آبان 61:

یک تریلی میلگرد از ذوب‌آهن خریدیم، حجله ساختیم!

بیست‌وپنج روز از آبان ۶۱ می‌گذشت. اصفهان ‌زیبا، پاییز دلربایش را محکم در بغل گرفته بود؛ سردی هوا هم قشنگی پاییز را نوازش می‌کرد. شهر میهمان داشت. همه میهمان داشتیم. پسرهایمان می‌آمدند؛ برادرهایمان و پدرهایمان.

حاج‌حسین گفت برویم بچه‌هایی را که آب برده، پیدا کنیم
۱۰:۵۷ - پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۲
رودررو با مسئول وقت تعاون لشکر امام حسین(ع):

حاج‌حسین گفت برویم بچه‌هایی را که آب برده، پیدا کنیم

آن روز که تابوت‌های مطهر شهدای عملیات محرم روی دست‌های مردم به‌سمت گلستان‌شهدا می‌رفت، شاید کسی به این فکر نمی‌کرد که چه ساعت‌ها و لحظه‌های سختی گذشته است تا یک‌یک این شهدا از آب گرفته شوند.

صفر تا صد برنامه‌های 25 آبان با مردم بود
۱۰:۰۸ - پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۲

صفر تا صد برنامه‌های 25 آبان با مردم بود

تشکیل و راه‌اندازی ستاد شهدا در اصفهان به سال‌های اوایل جنگ و حدود سال 60 برمی‌گردد؛ اما تشییع 370 شهید در 25 آبان 61 بهانه‌ای برای قوت و انسجام بیشتر فعالیت‌های این ستاد شد.

هنوز خیلی‌ها از رفتنت خبر ندارند!
۱۶:۴۱ - شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۲

هنوز خیلی‌ها از رفتنت خبر ندارند!

شاه‌نظری شانزده‌ساله بود که در والفجر مقدماتی، پایش روی مین می‌رود و نقطه دردهایش درست از 21 بهمن 61 شروع می‌شود؛ همان جانبازی که می‌گفت: «توی همه این سال‌ها شبی را به یاد ندارم که آسوده خوابیده باشم و صبح آسوده بیدار شده باشم.»

«به ‌نام شهید» باید به یک پویش ملی تبدیل شود
۰۸:۳۷ - شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۲
شهروندان اصفهانی از شهدای دفاع‌مقدس می‌گویند:

«به ‌نام شهید» باید به یک پویش ملی تبدیل شود

پویش «به نام شهید» با هدف مشارکت شهروندان در تکمیل تابلوهای مزین به تمثال شهدا در معابر شهر اصفهان، پنجشنبه، هجدهم آبان، با حضور خانواده‌های معظم شهدا، رزمندگان هشت سال دفاع‌مقدس، جانبازان، مردم اصفهان و جمعی از مدیران شهری اصفهان به‌صورت رسمی آغازبه‌کار کرد.

آدم‌های بدون‌فیلتر!
۱۲:۲۴ - شنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۲

آدم‌های بدون‌فیلتر!

غیرت داشتند. سن‌وسال بهانه بود. آن‌ها فهمیده بودند مدرسه و کلاس درسشان، همان جبهه است؛ برای همین پشت سنگرنشستن را به پشت نیمکت‌نشستن ترجیح داده بودند.

مدیری که با دانش‌آموزانش راهی جبهه می‌شد!
۱۲:۰۹ - شنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۲
گزارشی از اولین هنرستان اصفهان فعال در جبهه و پشت‌جبهه؛ «هنرستان ابوذر»:

مدیری که با دانش‌آموزانش راهی جبهه می‌شد!

مهندس اصغر شریفی‌پور مدیر سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۹ هنرستان ابوذر بوده است، مدیری که در طول سال‌های جنگ تحمیلی کنار دانش‌آموزانش مانده، با آن‌ها جبهه رفته، با آن‌ها در عملیات شرکت کرده، با آن‌ها پای تابوت دانش‌آموزان شهید هنرستان گریه کرده و خودش هم مجروح شده است.

کاش با شهادت قد بکشیم و بزرگ شویم!
۱۱:۱۱ - شنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۲

کاش با شهادت قد بکشیم و بزرگ شویم!

نمی‌دانم… نمی‌دانم تک‌تک حرف‌های امروزم در قدوقواره ذهن کم‌وبیش بی‌قرارم می‌گنجد یا نه؟! اما بسم‌الله می‌گویم و مثل همیشه می‌سپارم به خودشان…

بچه‌زرنگ!
۱۰:۱۸ - شنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۲
رودررو با برادر شهید «احمدرضا ربانی»؛ اولین شهید دانش‌آموز اصفهان:

بچه‌زرنگ!

خبرنگار روزنامه اطلاعات که آن لحظه در منطقه حضورداشته است، خبر شهادت احمدرضا را این‌طور می‌نویسد: «وقتی این جوان تیر خورد و افتاد، سرش را روی زانویم گذاشتم. جمله‌ای که او در لحظه‌های پایانی زندگی‌اش گفت، این بود: «من خدا را دیدم… .»

«شب‌های جمعه، تکیه شهدا یادت نره»!
۱۰:۵۳ - شنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۲
مروری بر زندگی شهید «حسین قصاب» به روایت مادرش:

«شب‌های جمعه، تکیه شهدا یادت نره»!

«در رو که باز کردم سراغ تو رو گرفت. چرا این هفته نیومده سر خاک من؟ مامان کجاس؟» گفتم: «یه ماچ بده تا بگم!» صورتش را جلو آورد. نمی‌دانم صورتش را بوسیدم یا نه؛ اما همین که گفتم تکیه شهدا دیگر حسین را جلوی رویم ندیدم.

هشت سال جنگ با سلاح «همدلی»!
۱۴:۴۸ - چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۲
روایتی از تأسیس ستاد پشتیبانی جنگ در دانشگاه اصفهان:

هشت سال جنگ با سلاح «همدلی»!

همه ما جنگ را خوب می‌شناسیم. جنگ برایمان یعنی گلوله و آتش؛ یعنی خرابی و آوارگی؛ یعنی داغ آدم‌هایی که دوستشان داریم: برادر، پدر، فرزند، همسر و رفیق.