در تقویم جمهوری اسلامی ایران، روز اول محرم به نام روز شعر و ادبیات آیینی و روز بزرگداشت محتشم کاشانی نامگذاری شده است.
به خدمت آشنا رسید و مبلغ کلانی تقدیم کرد. او علیمرادخان زند، حاکم وقت اصفهان بود که از آشنا میخواست این مبلغ را در میان مستحقان تقسیم کند.
حاجخانم را بهاندازه طول عمری که دارم، میشناسم. از همسایههای قدیمیمان است و از زمانی که چشمباز کردهام، مادرم با او سلام و علیک داشته است.
در نیمه اول قرن چهاردهم هجری اساتید بزرگ و برجستهای در حوزههای علمیه جهان تشیع مطرح بودند
محرم آمد. با آمدنش قرار است دوباره عطر اسپند را استشمام کنیم. در روضههایی شرکت کنیم که نشاط را روزی حالمان کنند. بله درست است، محرم آمد.
بعد از شهادت حاجقاسم و تا پیش از سقوط هواپیمای اوکراینی برای من خیلی سؤال بود که چه اتفاقی افتاده که خدا در باز کرده است و همه را بدون غربال دارد راه میدهد.
مسائلی که امروز با آنها سروکله میزنیم، حاصل تصمیمهای امروز نیست؛حاصل تصمیمهای گذشته ماست که شاید در لحظه تصمیمگیری برای آنها کفوسوت هم زدهایم.
تصور شایعی که در اذهان خیلی از مردم شکل گرفته، این است که مدیران ردههای میانی کشور، یکسری “خرفت بیچشمورو هستند” که در کار اداره کشور، انسانهایی درمانده و در پیشبرد منافع شخصیشان، حریص و طمعکارند.
به نام خدایی که قلم را آفرید برای رشد انسان نه برای… توضیح این «برای» و آن سهنقطه مقابلش را با چند تجربه از خودم شرح میدهم. لازم است که بگویم این متن هیچ داعیهای ندارد. فقط در خودش یک تلنگر و چند هشدار دارد. همین.
انقلاب اسلامی، یک انقلاب سیاسی است؛ به این معنا که پیشبرد اهداف انقلاب، تنها در سایه درک سیاسی مردم و حضور سیاسی آنها رقم میخورد.
منشأ تصمیمگیری در وجود انسانها متفاوت است. بعضی وقتها انسان از شوق رسیدن به چیزی که برایش مطلوب است، انتخاب میکند و گاهی هم انتخاب او تنها از سر ترس است برای فرار از وضعیتی که بناست دامنگیر او شود.
در عرصه ادبیات، منابع کهن تاریخی و ادبی در قالبهای شفاهی و نوشتاری، ازلحاظ ساختاری و محتوایی جایگاه والایی دارند.