مقوله خوراک و فرهنگ غذایی هر جامعه برآمده از فضای تاریخیجغرافیایی آن جامعه است و عوامل متعددی در شکلگیری آن دخالت دارند. اغلب جوامع، عادات غذایی را به عنوان کلیتی پیچیده از فعالیتهای آشپزی، تمایلها و تنفرها، آگاهی جمعی، اعتقادات، تابوها، موهومات وابسته با تولید، تهیه، مصرف غذا و در یک مفهوم فرهنگی بزرگ مینگرند و غذا را در مواجهه و ارتباط با بسیاری از مفاهیم فرهنگی دیگر ارزیابی میکنند.
خانم صفوی سه مقاله جنجالی، هر سه با عنوان «مگر زن هم روزنامه میخواند» را در اخگر به چاپ رسانید. او از انتقاد به فضای فرهنگی اصفهان و نبود امکانات سوادآموزی برای زنان شروع کرد و با نتایجی که آموزش زنان، در جهت توانمندسازی ایشان، همچنین پیشرفت اوضاع جامعه و بهبود حال و روز مردان به همراه خواهد داشت، اهداف نوشتارش را مشخص کرد. سپس به میان جامعه واقعی آن زمان آمد و پیامدهای بیسوادی را که برای مخاطبش نمود عینی و ملموس داشت، بیپرده بیان کرد:« اگرچه اخلاق و رفتار مردم به نظرم عجیب آمده است، خصوصا شنیدن جمله مگر زن هم روزنامه میخواند، لیکن از موهومپرستی و عقاید مهمله مردم هم چندان بیاطلاع نیستم. قضیه معجزه آردچی و مراد دادن علیقاپو، بختگشایی منار ته برنجی و خوردن آب کثیف کاغذ گرخانه …»
هر چقدر هم در جهان پیچیده امروز غرق شویم، نمیتوانیم ریشه باورهای عامیانه همچون ریشه مذهبی، اسطورهای، افسانهای و امثال آنها را نادیده گرفته و ازعمق نفوذ و رسوخ آن بر تمام ابعاد زندگی مادی و معنوی چشم پوشی کنیم. یکی از نزدیکترین ابزار مادی به آدمی پوشش اوست و همواره جز حفظ او در برابر طبیعت، هویتساز و فرهنگپرور نیز بوده است.
فرهنگ حافظه یک ملت است و همه هستی ما به ویژه رفتار ما را تحت تأثیر قرار میدهد. فرهنگ شامل سنتهایی است که در جامعه حضور دارد و نگرش ما را به خود و اطرافمان شکل میدهد. آنچنانکه هرسکویتس میگوید: فرهنگ بخش انسانساخته محیط است. شکلدهنده تاریخ است و نشان میدهد از دیرباز تا حال چگونه عمل کردهایم. همه انسانها زبان، عادات غذاخوری، حقیقت، هنر، اسطوره، مراسم مذهبی، ساختار خانوادگی، سیستمهای اقتصادی، دولت، جنگ، خویشاوندی، سرپناه، سیستم آموزشی، بهداشت و تحریم ازدواج با محارم دارند. منتها در شیوه اجرای هریک قواعد و الگوهایی دارند که فرهنگ یک جامعه را از دیگری متفاوت میکند. این شیوههای اجرایی و سلیقه عمومی در اجرای مؤلفههای فرهنگی فرهنگ عمومی را تشکیل میدهد.
جشنواره بین المللی فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان امسال به صورت آنلاین برگزار شد تا در شرایط کرونا شادی و امید در دل کودکان ونوجوانان زنده بماند. ۴۹۸ فیلم در این دوره از جشنواره ثبت نام کردند.
«فستیوال تکگویی نمایشی پژواک» عنوان جشنوارهای بود که از سوی دفتر تخصصی هنرهای نمایشی و تالار هنر وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان برای روشن نگهداشتن چراغ نمایش در زمان شیوع ویروس کرونا برنامهریزی و اجرا شد.بیش از یکصد اثر نمایشی به دبیرخانه این فستیوال ارسال شد که با نظر حمید شهرانی، کارشناس ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان، رسول هنرمند بازیگر و عضو شورای نظارت بر نمایش و احسان جانمی دبیر فستیوال، کارگردان و عضو هیئتمدیره انجمن هنرهای نمایشی استان بهعنوان اعضای هیئت انتخاب، 40 اثر به مرحله بعدی راه یافت.در نهایت هیئت داوران متشکل از احسان جانمی، امید نیاز، مژگان نوایی، اسماعیل موحدی و پیمان کریمی 10 اثر را به عنوان آثار برتر انتخاب کردند.
«ای برادران و خواهران گرامی که خیال کردهاید زن وجودش در جامعه بیثمر است؛ این یک اشتباه بزرگی است که فرموده و راه غلطی است که پیمودهاید. اینک به من گوش بسپارید تا بدانید که زن تا چه پایه ممکن است وجودش مثمر ثمر شود. زن در جامعه ترقی میکند، تحصیل میکند، زن عالمه میشود، جریدهنگار میشود، معلمه میشود، قابله میشود، جراح میشود، دندانساز میشود، صنعتگر میشود، میکانیک میشود، نقاش میشود، مهندس میشود؛ زن مستخدم دوایر دولتی میشود، زن وزیر میشود و بالاخره زن میتواند عنان اختیار مملکت را به دست گیرد. زن میشود آنچه که مرد میشود. اما چه زنی و به چه طریق؟ این موضوع مهمی است که باید در شمارههای آتیه به عرض شما برسانم. اینک خداحافظ تا شماره دیگر.»
نخستین جشنواره طنز ادبی شهروندی با عنوان «شهر به خیر» به همت اداره توسعه فرهنگ شهروندی و مرکز آفرینشهای ادبی قلمستان وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان برگزار میشود. شاعران و نویسندگان سراسر کشور تا سیام آذرماه فرصت دارند آثار خود را در قالب شعر، داستانک (حداکثر 500 کلمه) و کاریکلماتور در موضوعات اخلاق شهروندی (مدیریت خشم، فرهنگ آپارتماننشینی، وندالیسم)، حملونقل عمومی و پاک (رعایت قوانین حملونقل و ترافیک)، فضای سبز و محیط زیست (حفظ و نگهداری فضای سبز، استفاده از گیاهان دائمی در فضای سبز خانگی)، مصرف بهینه انرژی (گاز، آب و برق) و پسماند و بازیافت (کاهش مصرف پلاستیک، کاهش تولید پسماند) به دبیرخانه این جشنواره ارسال کنند.
جایگاه فروید و نظریاتش طی سالهای گذشته تا به امروز دستخوش دگرگونیهای زیادی شده است. اگرچه بسیاری از واژههایی که او به کار برده است، مانند عقده ادیپ ، ناخودآگاه ، ایگو و …، هنوز هم به همان صورت به کار می رود، اما یکی از مهمترین فعالیتهای فروید، که در ابتدا توجه کمتری به آن شد، ابداع نقد ادبی روانکاوانه بود؛ دستاوردی که خیلی از شیفتگان هنر را بر آن داشت تا با کمک آن به تبیین آثار هنری بپردازند.
ویلیام فاکنر یکی از مطرحترین نویسندگان آمریکایی و بهخصوص جنوب این کشور است. برنده نوبل ادبی سال 1949 در نیو آلبانی میسیسیپی به دنیا آمد. همان رودی که برای ما همیشه یادآور سفرهای هاکلبری فین و مارک تواین بوده. رمانها و داستانهای کوتاه فاکنر همواره تحت تأثیر سرزمینی است که در آن به دنیا آمده بود. سبک خاص نویسندگان جنوب آمریکا، سبکی شاخص و متمایز است. آنها از بردهداری، کشاورزی و زمینداری، فقر، کارگری، جنگهای انفصال و… سخن میگویند. شخصیتهای داستانهای نویسندگان جنوب نه روشنفکر و شهری بلکه ساده، سرراست و زودباورند. اغلب در آثار این نویسندگان طنز و شوخی بسیار دیده میشود و زبانی که برای روایت برمیگزیند پر از کنایاتی است که در عین سادگی منظور نویسنده را به خوبی منتقل میکنند و از زندگی پر از مشقت مردمان جنوب سخن میگویند.
گمان کنم احمد اخوت در کتاب «تا روشنایی بنویس» از تقدس میز نویسنده میگوید. به کتاب دسترسی ندارم اما همین که این موضوع در گوشهای از ذهنم ذخیره شده است میخواهم بهیادش بیاورم و از آن برسم به چیزی که در این نوشته به دنبالش هستم: «چگونه میشود به پوشههای احمد اخوت سرک کشید؟» یا اصلا «چرا باید به پوشههای احمد اخوت سرک کشید؟» پوشههایی که برای من که ندیدمشان در ابری از رمز و خیال پیچیده شدهاند، پر از تکههای ناب زندگیهای پشتسر گذاشتهشده. همین شاید بتواند بار آن تقدس میز نویسندهای را به دوش بکشد که سالها پیش در «تا روشنایی بنویس» خواندهام و بهیادم مانده است. درباره تقدس میز نویسنده، پل آستر هم در رمان «شب پیشگویی» تصویری میسازد.