وارد پیادهروی وسط چهارباغ بالا شدیم. پدر و پسرم گلهمند بودند؛ پدرم از رسم روزگار که پیری و بیماری برایش به ارمغان آورده و پسرم از عصر بلند تابستان که خسته و کسلش کرده بود.
اسماعیل داشت اصرار و التماس میکرد و مرد هم تشکر میکرد و میگفت: «نه بابا خودم میبرم.» داشتم نگاه میکردم که چه چیزی را قرار است خودش ببرد که یکدفعه چشمم خورد به یک چمدان بزرگ و بلند. از همان هوایی که حاجیها از سفر حج میآورند.
چند سالی میشود تنور سبکی به نام «روایتنویسی» داغ شده است؛ همان متنهایی که رد پای واقعیت و لحظههای ناب زندگی راوی را در خود دارند، با شاید کمی چاشنیهای ادبی برای زیباترشدن.
تولستوی معتقد است جنگ بستری را فراهم میکند که در آن تلاطم لجنهای روحیه برخی اشخاص به سطح بیاید و خشم و عقدههای بیمارگونه بیرون ریخته شود و تعمیم این شرایط جنگی به دوران صلح، مصیبتی عظیم برای مردم بههمراه دارد.
پارچههای روی خمرههای سفالی را یکی یکی کنار زد. بوی سرکه توی اتاق پیچید. نگاهش روی پشههایی که دور انگورها میلولیدند، مانده بود. این چندروز دست و دلش به کار نمیرفت.
داشتیم دنبال جای خواب میگشتیم که مرد عربی به ما گفت: بیایید اینجا بخوابید. به آنجا که نگاه کردیم، یکدفعه بدنمان لرزید؛ نه از سرما؛ از چیزی که روبهرویمان میدیدیم.
سید محمود علایی طالقانی، متولد اسفند ۱۲۸۹ شمسی، روحانی شیعه، مفسر قرآن، نواندیش دینی و فعال سیاسیاجتماعی بود. او در خانوادهای مذهبی و دارای روحیه انقلابی در روستای گلیرد طالقان در استان البرز به دنیا آمد. پدرش ابوالحسن علایی طالقانی، نخستین استاد او بود.
در هول و هراس این بودیم که نکند دعوت بشود که رسیدیم به شوهرخاله و مرد عراقی. گفتم: «چی شده؟ دعواتون کرد برای صلوات؟» شوهر خاله گفت: «نه بابا. میگه بیاید بریم خونه ما امشب.»
از مرز که رد شدم، همه صداها تمام شد. من گوشم از «اشرب مای یا زائر» پر شده؛ از «برد گلبگ یا زائر» وسط آفتاب سوزان کربلا. تمنای صدای «اشرب حلیب» میان دل تاریک شب را دارم.
تقریبا امروز روز اول پیادهروی ما بود. دیروز از عصر راه افتادیم و آنطور به سختی افتادیم. امروز انگار تازه همهچیز را دیدیم. عراقیهایی را که در مسیر، پیاده میآمدند، میدیدیم و بهتزده راه میرفتیم.
از هر کوی و برزن شهر که میگذریم، اگر بر درودیوار نظاره کنیم، محال است از خیابانی عبور کنیم و عبارت «وقف…» از نظرمان نگذرد. وقف، سنت حسنهای است که یادِ انسان را حتی بعد از مرگ نیز زنده نگه میدارد. وقف انسان را به دریایی بدل میکند که هزاران رود از آن میجوشد.
وقف یک سرمایهگذاری مادی و معنوی و جزو بهترین مصادیق انفاق و صدقات جاریه بهشمار میرود که توجه به آن، به تناسب مسائل مکانی و زمانی پاسخگوی نیازهای جامعه است؛ بهویژه آنکه برای عزاداری امام حسین علیهالسلام و پیادهروی اربعین صورت گیرد.