فصل اردوی دوران مدرسه که فرامیرسید، اصفهان و زایندهرودش پای کار ثابت این اردوها برای ما شهرستانیها بود.
«صفیه لطیف» ازجمله هنـرمنـدانی است که گرهخوردن زندگیاش با هنر از مسیـر متفاوتی رقم خورده است. او نقاشی با گذشتهای منحصربهفرد، توانسته است صدای متفاوتی در هنر معاصر باشد.
هیجانزدهام؛ مثل نوزاد چند ماههای که از اتصالات شبکههای نورونی مغزش به کشف تازهای رسیده باشد …
سالهایی که نومعلم بودم و زیستشناسی تدریس میکردم، یکم مهر، جلسه اول، قبل از اینکه بگویم مجتبی بنیاسدی هستم، دبیر زیست، از بچههای دهم تجربی امتحان میگرفتم.
اصل «محاکات» و همرنگشدن با دیگران خصوصا تأثیرپذیری از افراد پرنفوذ، توسعهیافته و اهل معنا، یکی از اصول مسلم روانی است.
«شنگولومنگول» داستانی است از مجموعه قصههای برادران گریم و متعلق به ادبیات فولکلور آلمان که نهتنها در میان ایرانیها، بلکه در دنیا داستانی محبوب برای کودکان بوده و هست …
تا از روز نکوداشت اصفهان مطلع شوم، کار از کار گذشته بود. شاید عجیب به نظر برسد؛ اما بهعنوان یک اصفهانی، تاکنون از وجود چنین روز و مناسبتی مطلع نبودم.
هرچند در همه جای دنیا زن مسلمان به حجاب شناخته میشود، گاه تلنگری لازم است که به مقایسه میانفرهنگی بپردازیم و فهمی عمیقتر از فلسفه و ارزش حجاب را در میان فرهنگهای غیرایرانی متوجه شویم.
گاه میشود وضعیت یک شهر را با یک استعاره بیان کرد. یکی از استعارههای مناسب برای وضعیت حال حاضر شهر اصفهان، استعاره ققنوس است.
میگویند که فیلمها از تجربه زیسته فیلمسازها پدید میآیند. عبارتی که درباره هرکسی شاید صدق نکند؛ اما درباره سروش صحت گزارهای کاملا صحیح است.
فیلمهای سروش صحت را باید بهمنزله یک کل در نظر گرفت. مسیر فیلمسازی او به یک معنا تکاملی و صعودی است.
«صبحانه با زرافهها» پارادوکس بین ادامه دادن یا رها کردن است و فیلمی است که برای مخاطب به شیوه صفر و صدی عمل میکند و برای هرکس معنا و مفهوم جداگانه میسازد.