اقتباس همواره در خلق آثار هنری وجود داشته و شاید بتوان گفت یکی از کهنترین روشها برای پرورش یک فرآورده هنری است. اقتباس (Adaptation) در لغت بهمعنای گرفتن، اخذکردن، آموختن، گرفتن مطلب از کتاب یا رسالهای است؛ اما جدای از معنای لغوی، مقوله اقتباس در عمل شمول و گستره وسیعتری دارد؛ مثلا اگر سینماگری در کودکی شاهد کشتهشدن پدر خود توسط یک جانی در راهپله خانهشان بوده باشد و سالها بعد بیاید همین واقعه را دستمایه ساخت فیلمی جنایی بکند، اقتباس کرده است یا اگر سینماگری دیگر با خواندن کتابی موضوع آن را جذاب بیابد و بخواهد با توجه به آن فیلمی بسازد، باز هم با اقتباس روبهرو هستیم.
«توتون و تنباکو شرعا نجس است»؛ آقا نجفی برای مردم اصفهان، این گونه منبر رفت و موعظه گفت. ملامحمدباقر فشارکی هم تأیید کرد.تاجری از تجار معتبر شهر کل موجودی توتون و تنباکوی خود را سوزاند.
روزی از محمد حسنین هیکل، نویسنده و روزنامهنگار مشهور مصری، پرسیدند شما مصریان با آن پیشینه درخشان فرهنگی چه شد که عربزبان شدید؟ گفت ما عربزبان شدیم برای اینکه فردوسی نداشتیم…»
اولین باری که ایرانیان توانستند در برابر فرمان شاه بایستند و پیروز شوند در نهضت تحریم تنباکو بود؛ جایی که مردم یکصدا در مقابل شاهی که سایه خدا بود، ایستادند و به او «نه» نگفتند.دومین گام در دوره مشروطه بود؛ جایی که ایرانیان خواستند شاه در حدود قانون محدود شود.
شلهزردها را توی ظرفهای یکبارمصرف ریختم تا بلکه زودتر سرد شود. به بلورخانم قول داده بودم که برای جشن امشب، پذیرایی از دخترها و خانوادههایشان با من.
دبیر جشنهای زیر سایه خورشید اصفهان از برگزاری بیش از ۱۰۰۰ برنامه جشن در طول دهه کرامت توسط خادمان کاروان زیر سایه خورشید در استان اصفهان خبر داد.
مادریکردن سخت است؛ بهخصوص در عصر و زمانه کنونی و بهخصوصتر برای دختران. وقتی از همان اول باید حواست به دخترت باشد که در پارک و تاکسی و فروشگاه با غریبهها زیاد صمیمی نشود، چه نوع لباسی انتخاب کنی که حریم و حیایش حفظ شود …
اسمش را نمیدانم؛ اسم بابای روحالروح را میگویم.
بابای همان دخترک فلسطینی که جسد بچه بیجانش را در آغوش کشیده بود و هی تکان، تکانش میداد و میگفت: روحالروح! …
نگاهش کردم، تیز دوید سمت اتاقخواب، روسری بابونه را روی سرش کشیده بود. پایش خورد به لبه سنگی پله جلوی سالن. خم شد و داد زد و یکدستی چسبید به پایش. اما انگشت سبابهاش را از روی روسری که زیر گلو جمع کرده بود برنداشت. لنگلنگان رفت سمت آینه. خودش را نگاه کرد. چند باری گوشههای روسری را پایین بالا کرد.
یکم ذیالقعده مصادف با میلاد بانوی معصوم شیعه، مناسبتی است که از سال ۱۳۸۵ تاکنون بهعنوان روز دختر نامگذاری شده است. مناسبتی که بهانهای شده تا در این روز فرخنده احترامی مضاعف به دختران ایرانی مسلمان گذاشته شود و از آنها تکریم شود.
امسال بهجای دو دختر، مادر بیستونه دختر بودم. روزهای اول مهر که سختی و فشار کار ساعتهای خوابم را به کمتر از پنج ساعت رسانده بود، با خودم میگفتم عمرا این بچهها را دوست داشته باشم، عمرا نگران سلامتی آنها بشوم، عمرا دلتنگ نبودنشان بشوم، عمرا بیشتر از اندازه دلم برای درسومشقشان بسوزد؛ اما نشد!
«مست عشق» با همه موانع و مصائبی که در چند سال گذشته از سر گذرانده بود، عاقبت چند هفتهای میشود که بر پرده نقرهای نقش بسته است.