سریال «قصههای مجید» شاید خاطرهانگیزترین سریال برای ایرانیها باشد؛ سریالی شیرین با قصههایی پرکشش از دل کوچهها و محلههای اصفهان که درخشانترین برند را برای شهرمان تولید کرده است.
پرستوها به پرواز در میآیند تا از بچهها خبری بگیرند. کوچههای ویران، مدرسههای ویران، بوستانهای ویران. نه! از بچهها خبری نیست که نیست! صداهای عجیب غریب میشنوند: صدای رگبار گلوله، غرّش تانک، شلیک توپ، انفجار… غزه میدان جنگ شده است!
اشعار پروین اعتصامی در دریایی از فریادهای عدالتخواهانه و ظلمستیزانه غوطهور است. متأسفانه این دست از اشعار پروین، در قیل و قالهای مبتذل روشنفکری، از چشم و گوش جامعه ایران دور نگاه داشته شده است…
به گزارش اصفهان زیبا؛
بهار است. اردیبهشت، بیاعتنا به جنگ و آتشبس و هر حرفوحدیثی که بدانها منتهی میشود، اصفهان را تنگ در آغوش گرفته است؛ اصفهان که دیرزمانی است دیارِ هنرها و هنرمندان و هنردوستان روزگاران بهحساب میآید.
کودک و نوجوانِ امروز، علاوهبر شنیدن و خواندن قصههای فانتزی و تخیلی یا داستانهایی با درونمایه دینی و مذهبی یا قصههایی که فضایی آموزنده و تربیتی دارند، نیاز به پرورش روحیه ملی و عشق به وطن را نیز نباید در آنها نادیده گرفت.
مراسم «چهلم» رهبر شهید، در میدان امام خمینی (ره)، جای سوزنانداز نیست؛ به خصوص در مقابل جایگاه و روبهروی مسجد شیخ لطفالله؛ پاتوقی که سالها پیش، محل جمعشدن فرهنگیهای اصفهان بود و حالا غرفههای نهادهای فرهنگی را هم در خودش جایداده است.
پسرم گوشه سالن روی کاناپه نشسته است و دارد با صفحه دیجیتالش کار میکند. نزدیکش مینشینم. ظرف دمنوشش را کنارش میگذارم و میپرسم: «چه خبر؟ کارا خوب پیش میره؟» سرش را از روی صفحه دیجیتال بلند میکند، دستی توی موهای جوگندمیاش فرومیبرد و نفسش را پرصدا بیرون میدهد. میدانم خسته است؛ اما دوست دارم بدانم برنامه دعوتش از پانزده کشور به کجا رسیده؟
گروهی از مستندسازان مستقل با تکیه بر تجربه «ضیافت» و الهام از مکتب شهید آوینی، بیآنکه منتظر سفارش یا حمایت ارگانی باشند، فیلمبرداری از حضور خودجوش مردم را از همان ساعات اولیه آغاز جنگ شروع کردند.
انجمن بینالمللی طراحان گرافیک بیستوهفت آوریل، مصادف با هفت اردیبهشت را روز جهانی طراحی و گرافیک نامگذاری کرد.
در روزهای عادی زندگی، خیابان اغلب بهعنوان زیرساختی برای حرکت و ارتباطات اقتصادی یا اجتماعی در نظر گرفته میشود؛ اما درشرایط استثنایی مانند جنگ یا بحرانهای عمیق اجتماعی، ماهیت خیابان دگرگون میشود؛ خیابان دیگر تنها مسیری برای عبور نیست، بلکه به «رسانهای زنده» و «پلتفرم بیان» تبدیل میشود.
هرجا سخن از نظافت و زیبایی است، عموما زنان بهخاطر میآیند. آنها به تمیزی، زیبایی، چیدمان و هماهنگی رنگها توجه دارند؛ ساعتها وقت صرف میکنند تا غذا بپزند و آن را تزیین کنند؛ لباسی بدوزند یا آن را انتخاب کنند که رنگهایش با هم هماهنگ بوده و مطابق سلیقهشان باشد؛ مدتها جلوی آینه میایستند تا ظاهرشان را مرتب کنند؛ بسیار فکر میکنند که چیدمان وسایل خانه را چگونه قرار دهند تا زیباتر و آرامشبخشتر بهنظر آید و… .