جلفای نو اصفهان، میراثیترین و اصیلترین مقصد گردشگری سال نو میلادی در ایران، این روزها گردشگران بسیاری را به خود جذب کرده است.
موزه آبگینه و سفالینههای ایران یک تصویر نادیده و منحصربهفرد از نائین را به مخاطبان علاقهمند به فرهنگ، هنر و تاریخ ایران ارائه داد؛ تصویری که با برگزاری یک نشست، رونمایی از یک نسخه خطی و نمایش آثاری ویژه، ترسیم شد.
«برای اولینبار چهلودو عکاس رنجهای مسیر صعبالعبور رسیدن به بزرگترین نقشبرجسته صخرهای ایران را به جان خریدند و در نتیجه، مجموعهای منحصربهفرد از عکسهای کتیبه جنگ سواران (نبرد اردشیر) فراهم شد؛ این یک دستاورد ملی در حوزه ایرانشناسی است.»
«بینالمللی» بودن، راه، روش و منش دارد! بدیهی است که نمیشود پوستر یک رویداد، نمایشگاه یا جشنواره را به زبان انگلیسی نوشت و به همین دلیل ساده، نام «بینالمللی» را به آن اطلاق کرد. حالا عادت کردهایم که رویدادهایمان را در خوشبینانهترین حالت ممکن با حضور چند مهمان خارجی برگزار کنیم تا بتوانیم بینالمللی صدایش بزنیم …
یک تجربه جذاب «گردشگری هنر» در این روزهای پاییزی ایران، ملاقات با پیکاسو، فرانسیس بیکن و کمالالملک است از دریچه پرترههایی که خلق کردهاند.
برای دیدن نام «لطفعلی شیرازی» بر دیوار دفتر مؤسسه فرهنگی ایکوموس ایران در رویداد «معرفی ارزشهای خانه قوامالدوله» ثبتنام کردم.
جهانگردان، فیلمسازان و عشاق گردشگری و فیلمسازی، پنجشنبه و جمعه گذشته را در دیزین به گفتوگو و تماشا گذراندند.
برای دیدن زیباترین جواهراتی که جزو سرمایههای ملی ایرانیان محسوب میشوند کجا برویم؟ پاسخ خیلیها «موزه جواهرات ملی» است …
بلیت هواپیما موجود نیست. بلیت قطار گیر نمیآید؛ حتی بلیت اتوبوس را هم باید در بازارسیاه پیدا کنید! بین دو شهر مهم ایران، یعنی اصفهان و تهران، گزینههای حملونقل عمومی بهندرت پیدا میشود.
کمپ «فیلم، صلح و سفر» با صدوبیست شرکتکننده به مناسبت روز جهانی گردشگری برگزار خواهد شد و علاقهمندان حالا فرصت دارند تا برای حضور در این کمپ ثبتنام کنند.
شاهنشین روبهروی حوض کوچک وسط حیاط سرسبز خانه وثوقالدوله با یک جمله پوشانده (حفاظت) شده: «برافروختن آتش عشق به میراث فرهنگی در دل هر ایرانی».
20 سال از روزی که برای اولینبار کارت «خبرنگاری» دریافت کردم، گذشته است! الان که این جمله را مینویسم فکر میکنم قبلا در ذهنم 20 سال این همه کوتاه نبود و حتما ریگی در کفش محاسبات زمانی هست که باید بنویسم 18 سال قبل در چنین روزی منِ تازهکار، دعوت شدم به جشن بزرگی که هفتهنامه اصفهانزیبا برای روز خبرنگار ترتیب داده بود ؛درحالیکه فقط یک ماه بود در آن خانه قدیمی جذاب خیابان کمالاسماعیل و برای سرویس جوان گزارشنوشتن را شروع کرده بودم.