انگار یک آدم صدکیلویی چکش گرفته بود دستش و میکوبید به پیشانیام. سرم از درون میسوخت و تیر میکشید. بعد مدرسه، تا ساعت سه جلسه مدیران بود و پشتبندش از چهار تا هشت مدرسه بودیم.
فلارد، منطقهای وسیع در جنوب استان چهارمحال و بختیاری است که روستاها و آبادیهای متعددی را در دل خود جای داده و برنج معروف خوشپخت و عطراندودی دارد که زبانزد است. این خطه که تا قبل از تیرماه 1401 از توابع شهرستان لردگان بود، یکیدو سالی است به شهرستانی مستقل ارتقا یافته و با سمیرم اصفهان همجوار است.
در دنیای معاصر که هر روز خبرهایی از جنگ، بحران و ناامنی به گوش میرسد، هنرمندان باید نقش فعالتری را ایفا کنند. با این حال، بسیاری از آنها از واقعیتهای تلخ و دردناک فاصله گرفتهاند و در دنیای خود غرق هستند، گویی هیچ خبری از رنجهای انسانها و اخبار تلخ روزانه ندارند.
«کلیلهودمنه» از آن کتابهای مادر در زبان و ادبیات فارسی است؛ کتابی که از راههای دورودراز میآید. سفرهای پُرماجرایی داشته تا خودش را به ما برساند و ما آن را گرم در آغوش بگیریم و بخوانیمش و رازهای پیدا و پنهانش را به خاطر بسپاریم.
روز ۱۳ آبان بهعنوان روز دانشآموز، ما را به یاد خاطرههایی از دوران مدرسه و صبحگاههایی توأم با سخنرانی مختصر مدیر و معاون پیرامون روز ملی استکبارستیزی میاندازد، صبحگاههایی که حتی اگر با سکوت کامل هم به سخنان آنان گوش میدادیم، بازهم خیلی متوجه اصل ماجرا نمیشدیم؛ درنهایت نیز این مراسم با اهدای جوایز کوچکی مانند مداد یا پاککن به دانشآموزان به اتمام میرسید.
خانواده بهمثابه مهمترین بنیاد اجتماعی بشری، عنصر اساسی در پیشرفت و موفقیت یک ملت محسوب میشود و سعادت هر جامعهای، منوط به نیکبختی خانوادههای آن جامعه است.
غفلت از منابع و سرمایههای معرفتی موجود در میراث تمدنی اصیل ایرانی در موضوع زیباشناسی و عشقورزی، تنزل مفهوم پدیده شریف عشق در دنیای کنونی و عدم پژوهش و واکاوی لازم در حوزه عشقشناسی در مراکز علمی و پژوهشی سبب شد …
ازدواج در اصفهان مناسک و آدابورسوم مخصوص به خودش را دارد؛ آدابی که شاید کمرنگ شده باشد و به قوت قدیم نباشد؛ اما هنوز هم کموزیاد پابرجاست.
هفته پیش بود که خبر آمد فیلم سینمایی «سینما متروپل» پس از دو سال توقیف، اواخر آبان راهی سینماهای کشور برای اکران عمومی میشود.
فیلم کوتاه «تونل» بهتازگی در چهلویکمین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران به نمایش درآمد و موفق به کسب دو تندیس برگ زرین این جشنواره شد …
عاقد که برای بار سوم پرسید: «عروس خانم! آیا وکیلم؟» داماد قبل از عروس گفت: «من حرف دارم.خیلی با خودم کلنجار رفتم؛ اما نامردیه اگه نگم.» عروسخانم هاجوواج به داماد نگاه میکند.
«دفتر مدرسه ما اصلا میز و صندلی نداشت. خودم روی روزنامه نشسته بودم. کمدی نداشتیم. پروندهها رو گوشه دفتر چیده بودیم. این وضع ما بود.» مدیر مدرسه موسفیدِ زمان جنگ توی دفتر روبهرویم نشسته بود.