واقعا چرا حالمان خوب نمیشود؟ احتمالا شما هم از خودتان این را پرسیدهاید. چرا همیشه غمی آن عقبها، در کنه وجودمان هست که نمیگذارد خنده یا شادی واقعی داشته باشیم…فوکو میگوید جنون مقولهای اجتماعی و نه صرفا روانپزشکی است. او به فرایند اجتماعی بهوجودآمدن گروههایی مثل بیماران روانی توجه میکند. او جامعهای را نشان میدهد که برای حفاظت از عقل و خرد، گروههایی را که عقل را تضعیف میکنند به حاشیه میراند و طرد میکند…» این بخشهایی از مقدمه شماره دوم مجله تاریخیاجتماعی مدام است که در 342صفحه و در چهار بخش به موضوع بیماری روانی و تاریخ اجتماعی بیمارستان اعصاب و روان در اصفهان میپردازد.
«اصغر فرهادی» این روزها در اسپانیاست. او اینبار جایزه افتخاری بیستمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم لاسپالماس را از آن خود کرد. همان جشنوارهای که در سال 2007، جایزه بهترین فیلم خود را به «چهارشنبهسوری» داده بود. حال آنکه طی این 13 سال، فرهادی، موفقیتهای بینالمللی بسیاری را از آن خود کرده است. آنقدر زیاد که دبیر جشنواره لاسپالماس، حضور فرهادی در جشنواره امسال را مهمترین اتفاق این دوره عنوان کرد و از او به عنوان یکی از بزرگترین سینماگران قرن بیستویکم و هنرمند منحصربهفردی که تاثیرات او در سینما تحسینبرانگیز است، یاد کرد.
ساخت مجسمهها و سردیسهای مــشاهــیــر مــلــی، مذهبی و اسطورهای موضوعی است که در اکثر مواقع حاشیهها و حرفوحدیثهای بسیاری را به همراه داشته است؛ آثاری که قرار است بهعنوان المانهای شهری بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی هر شهری را نمایندگی کنند. فارغ از مشاهیری که سند تصویری معتبری از چهره آنها موجود است و مجسمهساز کار راحتتری برای ساخت اثر دارد، ساخت مجسمه از شخصیتهایی که بهعنوان اسطورههای ملی و مذهبی شناخته میشوند همیشه جای پرسشهای بسیاری بوده است. اینکه مجسمهساز در ساخت مجسمههای مشاهیر اسطورهای و طراحی چهره و آناتومی بدن آنها چه مسیری را طی میکند، به سراغ اسناد و داستانها برای پیداکردن خطوط کاراکتر و منش شخصیتهای اسطورهای میرود و مبنای کار را بر تحقیقات مفصل میگذارد یا نه بر اساس کلیت فهم شده از یک کاراکتر اسطورهای مجال بیشتری به تخیل هنرمندانه و شخصی خودش میدهد؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسشها با سه مجسمهساز بِنام اصفهانی یعنی مرتضی نعمتاللهی، مرتضی بصراوی و محمد فخری گفتوگو کردیم.
همه روابط کاری مربوط به هنرمندان که بار تجاری و مالی دارند لزوما در قالب قراردادهای مکتوب نیستند. روشهای برقراری روابط هنری با توجه به روحیه هنرمندان و اعتماد جاری در مجامع هنری و ماهیت هنر، با قراردادهای تجاری متفاوت است. به همین دلیل در بسیاری از مواقع وقتی در آثار هنری سفارشی صحبت میکنیم ممکن است هنرمندان اصراری به تنظیم قراردادهای کتبی طبق چهارچوبهای حقوقی نداشته باشند.
شبکه نمایش خانگی تا ابتدای نیمه دوم دهه 90، حالوروز چندان خوشایندی نداشت. برنامهریزی میانمدت این مدیوم برای پا گذاشتن به عرصه تولید، عملا به شکست انجامیده بود و تمام رزومه درخشان خود را معطوف به ابتدای دهه 90 و تولیداتی چون «قلب یخی» میدید. در میانه دهه 90، این مدیوم با یک پسرفت آشکار، به همان رسالت چند دهه قبل خود یعنی انتشار فیلمهایی که اکران عمومی خود را به پایان رسانده بودند، بازگشت.
جشنواره بینالمللی کارتون آیدین دوغان یکی از معتبرترین جشنوارههای کاریکاتور در جهان است که هرساله توسط مؤسسه آیدین دوغان در استانبول ترکیه برگزار میشود. این جشنواره که به اسکار کاریکاتور هم معروف است، هرساله پذیرای آثار بسیاری از کارتونیستهای حرفهای و آماتور جهان است. در سی و هفتمین دوره از این جشنواره مجتبی حیدرپناه کارتونیست عضو خانه کاریکاتور اصفهان موفق به کسب رتبه سوم بخش آزاد این رویداد بینالمللی شد. با حیدرپناه که پیشازاین در سالهای 2013 و 2014 هم در این جشنواره بهعنوان برگزیده انتخابشده است درباره این دوره از جشنواره آیدین دوغان و مسائل و مشکلات کارتونیستها برای حضور در رویدادهای بینالمللی گفتوگو کردیم.
داستان نویسان کرونا را چگونه روایت خواهند کرد؟ چه رمانها و داستانهای کوتاهی از دل شرایط سخت و قرنطینهای ویروس کرونا بیرون خواهد آمد؟ برای رسیدن به جواب این سؤالها باید چند سالی صبر کرد تا روایتهای هولناک زندگی برزخی آدمها در محاصره این بیماری ناشناخته روایت شود. اما در نگاهی کوتاهمدت این پرسش مطرح است که این بیماری چه تأثیری بر وضعیت جامعه ادبی گذاشت؟ چرخه نشر کتاب دچار چه مشکلاتی شد و تکلیف جشنوارهها، نشستها و کلاسهای روایت و داستاننویسی چه شد؟
در سالهای اخیر افرادی را میبینیم که ادعا میکنند که زمانه ما از لحاظ هنری و همچنین فرهنگی از دوران گذشته بدتر است. آنها دائم هنرمندان معاصرشان را با هنرمندان نسلهای گذشته مقایسه میکنند و به روشهای مختلف سعی در تحقیر و خوار شمردن آنها دارند. استادها، بزرگان و نوابغ هنری معمولاَ به دوران قبلی تعلق دارند و اگر هم امروز چند نمونه ازشان وجود داشته باشد حتماَ آخرین بازماندههای اعصار گذشتهاند. دوران طلایی هنر بدون شک هرگز دوران کنونی نیست، ما دیر رسیدهایم، عصر پرشکوه تمام شده است.
درحالیکه تصور میشد تلویزیون بهواسطه تشویق به خانهنشینی مردم، برنامههای متنوعی برای نوروز 1400 تدارک دیده، اما متاسفانه این گمانه در اندازه همان سیاستی بود که رسانه ملی در نوروز سال گذشته پیاده کرد. نوروز 1400 رسانه ملی در حالی به پایان رسید که باز هم هیچ برند جدیدی از این کنداکتور دوهفتهای بیرون نیامد و مدیران ترجیح دادند به جای برندسازی و سرمایهگذاری، برنامههای روتین قبلی خود را با زرقوبرق عیدانه به روی آنتن ببرند.
«هنر پیش از کرونا کرونازده بود.» این گزاره پرتکرار را از زبان بسیاری از هنرمندان رشتههای مختلف هنری میشنویم. گزارهای که از وضعیت نابسامان هنر و هنرمندان خبر میدهد و شیوع ویروس کرونا شرایط را بیشازپیش برای هنرمندان بغرنج کرده است. هنر موسیقی هم در کنار سایر هنرها از این شرایط لطمات بسیاری دیده است. شاید به نظر برسد که توسعه نرمافزارهای آنلاین راه را برای ادامه فعالیتهای آموزشی موسیقی و اجرای کنسرت باز گذاشته است؛ اما در ایران ناآشنایی با این فضاها و عدم پذیرش آنها توسط بسیاری از افراد در عمل کار را دشوار کرده است و کارها با نوعی کندی و عدم تطبیقپذیری پیش میرود. برای مواجهه نزدیک با شرایط هنر موسیقی در اصفهان و باخبرشدن از شرایط هنرمندان این عرصه با فرزان شارقی و سینا فرزادیپور، دو تن از آهنگسازان و مدرسان موسیقی در اصفهان، به گفتوگو پرداختیم.
با نخودچیها و تخمه ژاپنیهای باقیمانده آجیل، عید همه ما همان سیزدهیم کز همه عالم به دریم! مخصوصا امسال که در خانه را هم بسته بودیم و به جز یک پشتبام و حیاط و پارکینگ، محلی برای در کردن سیزده به در نداشتیم! حالا که غروب سیزده به در غمانگیزتر از سالهای پیش شده است، گریزی بزنیم به همان سیزده به در های قدیم که از یک روز قبل برنامه ریزیاش را میکردیم و به یک نفر وظیفه خطیر «جاگیر» را میدادیم.