قبل از ورود به بحث حقوقی ترانه و تصنیف یا تکست (text) که در آثار موسیقی با کلام مطرح هستند، لازم است مقدمه کوتاهی بر معرفی ادبی این گونهها داشته باشیم. با اینکه ترانهسرایی به نسبت هنر تازهای محسوب میشود و علت تازگی آن نیز به تازگی سبکها و گونههای موسیقیهای رایج امروز بر میگردد باید دانست که قبل از این و در سالهای دورتر وقتی اثر موسیقی مزین به کلام میبود به آن تصنیف یا شعر گفته میشد. خوانندگان در گذشته با استفاده از اشعار شاعران اقدام به آهنگسازی کرده و آن را اجرا میکردند. در این حالت با اثر مستقلی به نام شعر مواجه بودیم که حتی قبل از اجرا در آهنگ نیز موجودیت جدا و کامل هنری داشت. از جایی به بعد تصنیفها باب شدند بدین شکل که آهنگ سازها با ارائه سفارش به شاعران از آنان درخواست میکردند که قطعاتی را متناسب با دستگاهها و به قولی، ملودیهای مد نظر آنان بنویسند. این تصنیفها نسبتا اختصاصیتر میشدند. وضعیت حقوقی این تصنیفها بدین شکل بود که تا قبل از سفارش آهنگساز یا خواننده موجودیت مستقلی نداشتند و پس از آن خلق میشدند.
پس از پایان جشنواره فیلم فجر، این انتظار در میان سینمادوستان به وجود آمد که با رایزنیهای وزارت ارشاد، ردهبندی صنفی سینماها از درجه 3 به درجه 2 ارتقا یابد. تنها در این صورت بود که امیدها برای زنده ماندن سینماها در سال سخت 1400 بیشتر میشد. اما متاسفانه این مهم به وقوع نپیوست تا با نارنجیشدن اصفهان، حالا سینماهای نصفجهان نیز مانند پایتخت، باز هم کرکرههای خود را پائین بکشند. اتفاقی که خیلیها آن را در نتیجه اهمالکاریهای وزارت ارشاد و سازمان سینمایی میدانند. امروز و در شرایطی که رستورانها، کافهها، استخرها و دیگر مشاغل نهچندان ضروری مشغول به کار هستند، سینماها تعطیل شدهاند و این اتفاق از آن سو، پراهمیت است که اعتماد ازدسترفتهای که با اکران نوروزی در حال ترمیمیافتن بود، دوباره از بین رفت و با مشخصنبودن آینده سینماها، احتمالا با فیلمسوزی دیگری مواجه میشویم که اجازه نمیدهد صاحبان آثار سینمایی، فیلمهای خود را در شرایط مشابه، برای اکران تابستان و دیگر اوقات امسال نمایش دهند. گرچه حتی قرارگرفتن سینماها در مشاغل ردیف دوم نیز به این سادگیها نمیتواند مخاطبان را با سالنهای تاریک آشتی دهد.
گیرمو دل تورو، کارگردان، فیلمنامهنویس و تهیهکننده مکزیکی، نامی آشنا برای دوستداران سینما در سرتاسر جهان است. دل تورو، بدون شک، یکی از منحصربهفردترین و خاصترین کارگردانان عصر حاضر است که بهطور ویژه نیز به خلق هیولاهای عجیب و خارقالعاده در فیلمهایش شهره است. بسیاری «هزارتوی پن» (2006) را شاهکار او میدانند، فیلمی با لایههای مفهومی پیچیده و به لحاظ بصری بسیار خیرهکننده که توانست در شاخههای بهترین چهرهپردازی، بهترین طراحی صحنه و همچنین بهترین فیلمبرداری جوایز هفتاد و نهمین دوره اسکار را از آن خود کند.
متأسفانه در سالهای اخیر، شاهد افزایش رفتار و برخوردهای انفعالی در خـصـوص مسائل گوناگون اجتماعی در سطوح مختلف جامعه و خانوادهها هستیم؛ بنابراین، در این مبحث، به برخی از علل روانشناختی اینگونه رفتارها میپردازیم.
این روزها پادکستها همانند کتابهای صوتی مخاطبان خود را مییابند و روزبهروز محبوبیت بیشتری پیدا میکنند؛ چرا که به راحتی و در هر مکان و زمانی قابلدسترسی هستند و نیاز به تمرکز زیادی ندارند. در زمان رانندگی، شستن ظرفها، پیادهروی، مرتبکردن کتابها یا استراحت میتوانید یک پادکست انتخاب کنید و به موضوع مورد علاقهتان گوش دهید.
روزها از پیشبینیناپذیری آینده و کنترل نداشتن بر روند زندگیمان حس ناامنی غریبی را تجربه میکنیم، بسیاری شغل و روابط و سرمایههای اجتماعیمان را از دست دادهایم و در کنار اینها ازیکسو کمرنگشدن حضور دوستان و عزیزان خلائی عمیق را در وجودمان رقم زده و ازسویدیگر افزایش ساعات حضور در خانه، ما را با چالشهای جدیدی در تعامل با اعضای خانوادهمان مواجه کرده است. به این موارد، نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی را هم که اضافه کنیم، خود را اسیر در کلافی سردرگم مییابیم که گویی دیگر نه خود را میشناسیم و نه نزدیکترین افراد زندگیمان را. البته این حال مختص ما نیست و بسیاری از مردم جهان در این حسوحال با ما شریکاند. در این مواقع معمولا در کنار کمک گرفتن از مشاور راهکار اقتصادی دیگر کتابهای خودیاری است.
محله جلفای اصفهان از حدود ۴۰۰ سال قبل تا کنون محور تحولات فرهنگی گوناگونی بوده که بخشهایی از آن در قالب موزه، پذیرای گردشگرانی است که به قصد آگاهی از این تحولات فرهنگی به اصفهان سفر میکنند. بهمنظور رونق و توسعه اقتصادی و حفظ فرهنگ و نگهداری آثار و ابنیه تاریخی محله جلفا، شورای خلیفهگری ارامنه جنوب ایران بر آن شده است در یکی از خانههای قدیمی جلفا متعلق به سده ۱۹ میلادی، مرکزی با محوریت هنر موسیقی ارامنه احداث کند. «گنجینه موسیقی ارمنیان جلفای نو» در حالی در ابتدای بهار امسال افتتاح شده که یکی از بخشهای مهم این گنجینه یعنی اجرای زنده گروههای کر به دلیل شیوع کرونا تحقق نیافته است. «زویا خاچاطور» فعال فرهنگی و رئیس کارگروه پروژه تأسیس گنجینه موسیقی ارمنیان جلفای نو در گفتگو با «اصفهان زیبا آنلاین» از اهداف و رویکردهای این گنجینه موسیقی میگوید.
مرگ پر ابهت است. بر همه چیز غلبه و سیطره دارد و هیچ چیزی را نمیتوان یافت که حتمیتر از آن باشد. متولدشدن شاید قطعی نباشد؛ اما مرگ پس از تولد قطعی است. فکرکردن به مرگ خوب است یا بد؟ میتوان مرگ را به تاخیر انداخت؟ حتی اگر جوابمان به این سوال مثبت باشد، در ازای چه چیزی میتوانیم بپذیریم که مرگمان عقب بیفتد؟ آیا پزشکی میتواند ما را از مرگ نجات دهد؟ در ازای این نجات دادن، حتی اگر بتواند، چه چیزی را ازمان میگیرد؟ اصلا چیزی به نامِ «نامیرایی» که در افسانههای قدیمی توسط اساطیر دیده میشده، وجود دارد؟ پزشکی چه چیزهایی را درباره مُردن نمیداند؟
یکی از حوزههای مهم در واکاوی مفهوم امید، حوزه اجتماعی و مسائل مربوط به آن در جامعه است. بررسی امید اجتماعی و تحلیل بسترهای اجتماعی آن از اهمیت بسزایی برخوردار است. تحلیل وضعیت کنونی جامعه و چگونگی اصلاح آن از دیگر موضوعاتی است که باید برای آن تحلیل ارائه کرد. برای این منظور، پرسشهایی را با دکتر سعید مدنی، از اندیشمندان بنام و پژوهشگران شاخص در زمینه مسائل اجتماعی مطرح کردهایم تا با مطالعه پاسخهای ایشان، به شناختی دقیقتر و تحلیلی عمیقتر در این باب نایل آییم.
امید یعنی همواره انگیزه کافی در آدمی برای تصمیم گرفتن، انتخاب کردن و سپس عمل به آن وجود داشته باشد. پس همه چیز، بنابر این تعریف، به وجود یا عدم انگیزه و به شدت و ضعف آن بستگی پیدا میکند. ناامیدی یعنی بیانتخابی و بیعملی. حال ببینیم چه عواملی باعث ایجاد و تقویت انگیزه انتخاب و عمل میشوند (شروط ایجابی) و چه عواملی باعث تضعیف یا حتی از میان رفتن آن (شروط سلبی). آنچه در اینجا در خصوص شروط ایجابی و سلبی مینویسم با توجه به اوضاع و احوال زیست ما در این زمانه و این آب و خاک است. بهعلاوه، در این یادداشت بنای برشمردن همه عوامل و شروط نیست و تنها از زاویه یا زاویههایی خاص به مسئله نگاه شده است و مهمترین استدلال بر درستی این نسخه یک تجربه زیسته یا نیم قرن و اندی زندگی به گمان خودم امیدوارانه است.
گنجینه موسیقی ارامنه جلفای اصفهان در محله جلفای اصفهان آماده پذیرایی از علاقه مندان به عرصه موسیقی و هنر است.
از آن دورانی که «تاریخ» تنها در میان صفحات کتابهای قطورِ جاخوشکرده میان قفسۀ کتابخانهها معنا میشد، زمان زیادی گذشته است. حالا سالهاست که پژوهشگران و اندیشمندانِ حوزههای علوم انسانی پی به معانی تازهای از تاریخ برده و دریافتهاند آنچه مورخان نگاشتهاند تنها وجوه سطحی و ظاهری تاریخ است و باطن و عمق آن را باید در ورای این ظواهر و در بطن و متن جوامع جستوجو کرد؛ جایی که نه قصد و غرضی برای وارونه جلوه دادن حوادث وجود دارد و نه چگونه نگاشتن تاریخ به کسی ضرر و منفعتی میرساند. این نقطه همان «تاریخ شفاهی» است. یعنی وجهی آشکار و عیان از رویدادها و اتفاقاتِ گذشته که در کنار هم «فرهنگعامه» جوامع را شکل داده و این بار بهجای کاغذ، بر ذهن و خاطر اقشار مختلف مردم نقش بسته و باید تا دیر نشده ثبت و ضبط شود.