زینب تاج الدین
از خانه حاج‌آقا حسین کازرونی تا خانه‌ای برای جانبازان نخاعی!
۱۲:۰۹ - شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳
گفت‎‌وگو با دکتر محمد رستگاری، پرستار جانبازان نخاعی و گردنی

از خانه حاج‌آقا حسین کازرونی تا خانه‌ای برای جانبازان نخاعی!

جنگ که شروع شد، مردم ما آمادگی مواجهه با آن اتفاق تلخ را نداشتند.

رفیق بازی؛ فرار از کلیشه‌های تکراری در معرفی شهدا!
۱۱:۵۲ - شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳
نگاهی به کنسرت نمایش «رفیق‌بازی»، روایتی از زندگی شهید احمد کاظمی

رفیق بازی؛ فرار از کلیشه‌های تکراری در معرفی شهدا!

«رفیق بازی» کار نویی بود در اصفهان. شیوه جدیدی برای معرفی قهرمانانی از جنس شهدا. «رفیق بازی» توانست از همه کارهای تکراری و کلیشه‌های خسته‌کننده و دهه‌شصتی در معرفی شهدا فاصله بگیرد …

اصفهانی‌ها در قلب ویرانه‌های بیروت!
۱۲:۱۷ - شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳
گفت‌وگو با مدیر قرارگاه شهید ردانی‌پور و روایت پیروزمندانه‌اش از خدمت به جبهه مقاومت؛ آرزویی که سال‌ها چشم‌انتظارش بوده است

اصفهانی‌ها در قلب ویرانه‌های بیروت!

«حاج حسین لادانی» را بچه‌های لشکر امام‌حسین(ع) خوب می‌شناسند؛ همان که معروف است به بی‌سیمچی سردار حاج علی باقری، فرمانده‌ای که کنارش قدکشید و بزرگ شد؛ آن‌قدر بزرگ که در سال‌های بعد از جنگ هم، در خط مقدم جهاد بودن را فراموش نکرد و با تأسیس قرارگاهی به نیت خدمت رسانی به مردم کشورش، حجت را بر خیلی‌ها تمام کرد؛ قرارگاهی که نامش را به نام فرمانده دیگرش، حاج آقا مصطفای ردانی‌پور گذاشت تا نگاهش، برکت راه و مسیرشان باشد.

خانه‌ای که سنگر جنگ شد!
۱۰:۳۴ - شنبه ۲۲ دی ۱۴۰۳
روایت از «صدیقه امامی» که با چرخ خیاطی به خدمت رزمندگان درآمد

خانه‌ای که سنگر جنگ شد!

«معصومه شجاعی» یا همان «صدیقه امامی» معروف بوده به خیاط ماهر و زبردست شهر گزوبرخوار؛ شهری در حوالی اصفهان. در همان سال‌هایی که هنوز جنگی نبود…

هشت پلاستیک پر از تکه‌های بدن شهدا!
۰۹:۱۸ - پنجشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۳
روایت تلخ مسلم محمودیان از روزی که تروریست‌ها در کرمان به‌جا گذاشتند

هشت پلاستیک پر از تکه‌های بدن شهدا!

همه‌چیز خیلی اتفاقی پیش آمد؛ از رفتنش به کرمان تا رفتنش به قلب حادثه…. به آنجایی که پلاستیک و خاک‌انداز دستش دادند تا تکه‌های پاره‌پاره شده بدن مردم را جمع کند.

زانو به زانوی حبیب!
۱۰:۱۴ - شنبه ۱ دی ۱۴۰۳
تکه‌هایی از پازل زندگی جانباز قطع نخاع گردنی شهید «حسین جاوری»

زانو به زانوی حبیب!

صلاه ظهر؛ قرارمان است؛ توی آسایشگاه جانبازان. همین که من را می‌بیند، دوباره سر ناسازگاری برمی‌دارد؛ دفعه قبل هم همین شد.

برخیز و بیا مادر!
۱۰:۴۲ - شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳
بدرقه 14 شهید گمنام در اصفهان تا بهشت

برخیز و بیا مادر!

آذر به نیمه رسیده بود که کاروانی دیگر از شهدای گمنام به شهر اصفهان رسید. پل بزرگمهر؛ میعادگاه همیشگی شهدا با مردمی که سرمای هوای روزهای آخر پاییز را به جان خریدند، آمده بودند به استقبال و باز نوای «شهید گمنام سلام…» در آسمان این شهر پیچیده بود.

روایت هنرمندانه تاریخ اصفهان در اختتامیه کنگره 24 هزار شهید اصفهان
۰۸:۵۲ - دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳

روایت هنرمندانه تاریخ اصفهان در اختتامیه کنگره 24 هزار شهید اصفهان

جانشین سپاه صاحب‌الزمان (عج) استان اصفهان در جلسه هماهنگی پوشش رسانه‌ای کنگره ۲۴ هزار شهید استان اصفهان و بازدید از مکان اختصاص داده شده به برنامه اختتامیه در مصلای اصفهان اظهار داشت …

آینده‌ای روشن در انتظار جبهه مقاومت!
۰۹:۴۳ - شنبه ۳ آذر ۱۴۰۳
پاسداشت اصفهان از خانواده شهید مجیدقربانخانی

آینده‌ای روشن در انتظار جبهه مقاومت!

گردهمایی اصحاب رسانه، فرهنگ و هنر همراه با بزرگداشت قهرمانان جبهه مقاومت و به بهانه رویداد ملی قهرمان و هفدهمین پاسداشت ادبیات جهاد مقاومت، یکم آذر در سالن همایش‌های صداوسیمای اصفهان برگزار شد.

اصفهان در آستانه برگزاری کنگره شهدا
۰۹:۴۵ - سه شنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۳
میزبانی مصلای اصفهان از خانواده شهدا از ششم تا هشتم آذر

اصفهان در آستانه برگزاری کنگره شهدا

اجلاسیه بزرگ کنگره ملی شهدای اصفهان از ششم تا هشتم آذرماه در قالب برنامه‌ای ترکیبی‌نمایشی با چشم‌انداز تاریخ اصفهان در دوره‌های مختلف و در مصلای اصفهان برگزار می‌شود.

پرچم اصفهان همیشه بالاست!
۱۲:۳۰ - شنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۳
نگݡاهی به رویدادهای حماسه‌ساز مردم اصفهان در سال‌های بعد از جنگ

پرچم اصفهان همیشه بالاست!

تصاویرش تابستان ۱۳۹۶ در شبکه‌های اجتماعی و تلویزیون مدام دست‌به‌دست می‌چرخید؛ تصاویر پسر بیست‌وچندساله‌ای که دست‌بسته اسیر داعش شده بود. این تصویر می‌توانست یک تراژدی کامل باشد.

عاقبت‌به‌خیری مادر و پسر
۱۱:۰۵ - شنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۳

عاقبت‌به‌خیری مادر و پسر

من پسری یک‌سال‌ونه‌ماهه دارم. اسم پسرم را به عشق حسین خرازی گذاشته‌ام امیرحسین.