برخی سوابق حجتالاسلام والمسلمین احمد سالک با روایت تصاویری جذاب، تقدیم به نسل جدید علاقهمند به انقلاب اسلامی میشود…
حسین گلبیدی از فعالین سیاسی اجتماعی شهر اصفهان در دهه 30 و 40، از تاسیس مدرسه ناشنوایان در اصفهان میگوید
مورخ ژرفاندیش ناچار نخست زمینۀ هر حادثه را خوب مینگرد. روزگاری که محمد صدر هاشمی آن را نهضت عظیم ساختمانسازی فرهنگی نام نهاده بود
…گاهی تابوت را زمین میگذاشتند و دور تابوت سینه میزدند و دوباره حرکت میکردند. مردم روستا از زن و مرد اطراف این بچهها که همه پیراهن مشکی پوشیده بودند، حرکت میکردند و اشک میریختند…
نوشتار حاضر مختصری است از زندگانی خواهر شهید سیده بتول عسگری که در اختیار طالبین راه حق و پیروان مکتب خون و شهادت قرار میگیرد. وی از بانوان مبارز علیه رژیم طاغوت و از مؤسسین واحد خواهران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اصفهان بود.
نگارندگان مقالات میکوشند، گذشتۀ تشیع در شهر «اصفهان» را بررسی نموده و به برخی ابهامآفرینیهای مستشرقان و جاهلان متعصب، در ایرانی معرّفی کردن «تشیع» پاسخ دهند…
آنچه در ادامه میخوانید، زندگینامه پاسدار شهید مهندس سید حبیبالله خلیفه سلطانی است که از جزوهای که زمان شهادت وی تکثیر شده است، تایپ و بازنشر میشود.
گلبیدی در عمر طولانی خود با چهرههای برجسته سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مراودات فراوانی داشت اما هیچگاه از پشم سیاست و کیاست برای خود کلاهی نبافت. زندگی ساده و به دور از اسراف و تجمل او گواه بر این مدعاست
دوره تخصصی آموزش خبرنگاری اجتماعی «روایت جامعه» با حضور اساتید برتر، به همت روزنامه اصفهان زیبا و همکاری انجمن علمی کارآفرینی دانشگاه اصفهان، انجمن علمی جامعهشناسی دانشگاه اصفهان و انجمن مطالعات فرهنگ و ارتباطات برگزار میشود
نکته حائز اهمیت در این تصاویر، موضعگیری رزمندگان ایرانی در سوی دیگر رودخانه خرمشهر است که از پشت دیوارهای مخروبه، یا حتی با حفر تونل، تا ساحل رودخانه جلو میرفتند و به سمت دشمن تیراندازی میکردند
علامه جعفری به واسطه دو داماد اصفهانی خود، به شهر اصفهان نیز زیاد سفر میکرد. در ادامه تصاویری از حضور علامه جعفری در اصفهان را خواهیم دید که به طور اختصاصی تقدیم علاقهمندان میشود…
آغاباجی هربار میخواست برود بیرون خانه، پالتو را برمیداشت و فرو میرفت تویش. موهایش را میپیچید توی چارقد و کلاه سرش میگذاشت. پالتو توی تنش زار میزد. وقتی پالتو را میپوشید، آژانها حالیشان نمیشد که این آدم، زن است و نه مرد…