در نقدهای هنری، اثر یا آثاری به عنوان محور اصلی قرار گرفته و متونی در حاشیه آنان به عنوان نقد نگاشته میشوند. نگاشتن در شکل عمومی به معنای تحریر است، اما ممکن است برخی از نقدها به شکلهای شفاهی یا به وسیله مدیومهای دیگری از جمله مدیومهای تصویری و صوتی ارائه شوند. این از نظر قانون چندان تفاوتی در تعیین و بررسی حقوقی ندارد. آنچه بیشتر مورد توجه است نحوه بهکارگیری و استفاده از اثری است که به عنوان موضوع نقد استفاده میشود.
حالا دیگر با قاطعیت میتوان اعلام کرد که «مست عشق» پرحاشیهترین فیلم یک دهه اخیر سینمای ایران است. کارگردانی پشت دوربین این فیلم ایستاده که هر چه طی دهههای گذشته، بر خویشتنداری و پرهیز از حاشیه اصرار داشت، دو پروژه اخیرش (شهرزاد و مست عشق) حسابی جنجالی و پرسروصدا ظاهر شدند. در مورد «مست عشق» اینطور احساس میشود که سطح حواشی، همچنان در دامنه مانده و به قله نرسیده است. دعواها تا کنون به شکل بیانیه بوده و برای پرهیز از پخش سریال.
استاد مهدی رستمانه از اولین هنرجویان هنرستان موسیقی اصفهان بود که از همان دوران نوجوانی نواختن کمانچه را آغاز کرد و در تار و سهتار نیز به چنان مهارتی رسید که کمتر کسی بسان او میتوان یافت، هرچند نبوغ او در موسیقی به آن حد بود که دف و تنبک را نیز به زیبایی مینواخت. آهنگسازی که در دوران حیات کمتر به او پرداخته شد در سه سال آخر عمر با بیماری سرطان دستبهگریبان بود و روح حساس و پرشور و هنرمندانهاش بیماری را تاب نیاورد. آخرین یادگار استاد مهدی رستمانه برای جامعه موسیقی، اجرای استادانه کمانچه در کنسرت سوتهدلان به یاد استادش سیروس ساغری بود…
سلامعلیکم سلامعلیکم… »این همان چیزی است که جادوی نی در دستگاه چهارگاه را در ذهن من تداعی میکند، شاهکار سلام صبحگاهی از حسن کسایی یکی از نوابغ نینوازی اصفهان و بلکه ایران که خانه او در عباسآباد هنوز هم خاطره مینوازد؛ همچون خانه محله مکینه خواجو که برای ما اصفهانیها نشانی از نایب اسدالله، خداوندگار نی است تا شاید از این اندک ماترک برجایمانده از شهری که روزگاری نهچندان دور قبلهگاه نینوازان بهشمار میرفت، همچنان صدای نی شنیده شود؛ اگرچه این صدای عارفانه در شهری که با نوای نی حکایتها سروده است دور و دورتر شده و در پیچوتاب بیتوجهیها گرهخورده و صدای ساز عارفانه نایب اسدالله خان اصفهانی، آقا سلیمان اصفهانی، ابراهیم آقاباشی، عبدالخالق اصفهانی، مهدی نوایی، حسین یاوری، حسن کسایی و همه آنان که نامشان با نی عجین شده و از آن حکایتها سرودند و جاودان رفتند گمشده است؛ اگرچه به گفته مدیر خانه موسیقی، نی، اصفهان است!
نقاشی ایرانی اگرچه متأثر از جریانهای حکومت دوم پهلوی با پیدایی جنبش مدرنیسم مواجه شد،اما این دوره به لحاظ تاریخی نهتنها در غرب، بلکه در ایران نیز به پایان رسیده است؛ درعینحال میدانیم که در دوران معاصر ممکن است اثری بهوسیله هنرمندی با نگاهی پیشرو خلق شود یا در این دوره هنرمندی به خلق اثری بپردازد که بازگشت به دوران مدرن است؛ این موضوع نیز که شاخههای مختلفی از هنر میتوانند در یک دوره همزیستی داشته باشند، صحیح است؛ با اینوجود این پرسش مطرح است که اگرچه دوران نقاشی مدرن به پایان رسیده آیا ترویج و توسعه آن پسندیده است؟
در گفتگوهای روزمره حتماً این عبارات را شنیدهایم: «چه حرفهای فلسفیای؟»، «چقدر فیلسوف شدی!»، «فلسفی حرف نزن!» و عبارات مشابه دیگر. اما چرا در لحظاتی از زندگی فکر میکنیم که خودمان یا دیگران، حرفهای فلسفی میزنیم؟ این فلسفی بودن اشاره به چه چیزی دارد؟ آیا لزوماً به معنای ادای سخنان پیچیده و مبهم است؟ آیا ممکن است کسی که فلسفه نخوانده باشد بتواند حرفهای فلسفی بزند؟ آیا نظرات فلسفی هیچ فایده و معنایی دارند یا فقط برای فضل فروشی و به قول معروف به خاطر ژست و ادا بیان میشوند؟ در اینجا میخواهیم به پنج سوال اصلی که عامه مردم درباره فلسفه و فلاسفه از خودشان میپرسند پاسخ دهیم.
شماره را از خانواده گلشنی گرفته بودند. تمایلی برای حرف زدن نداشت. بار اولی که زنگ زدند، جواب درستی نداد. فکر کرد لابد بیخیال میشوند. سمج بودند و دوباره تلفن زدند. گفت حرفی برای گفتن ندارد. نمیدانست حرفهای مالک یک روزنامه تعطیل شده به چه دردشان میخورد. گفتند میخواهند او را ببینند؛ مالک قدیمیترین روزنامه اصفهان را. راضی شد اما پیش دستی کرد و دفتر کار پسرش را پیشنهاد داد. میخواستند در دفتر قدیمی روزنامه همدیگر را ملاقات کنند، راهدستش نبود. دفتری که مدتهاست تعطیل شده، لابهلای گرد و غبار بود. گرمای مرداد و قطعیهای ناگهانی برق را بهانه کرد. قرار شد دوباره هماهنگ شوند برای محل مصاحبه. در برابر اصرارشان کوتاه آمد.
در ستون پیشین، با عنوان «زنان شرق محتاج ورزش هستند» به مطلبی در روزنامه اخگر پرداختیم که ترجمهای از مقالهای مصری بود و و در سال 1312 شمسی، مسئله ورزش زنان را مورد توجه و بررسی قرار داده بود. در همان ستون اشاره کردیم که نویسنده تنها به ترجمه مقاله مصری بسنده کرده و تصویری از اوضاع ورزش در زندگی زنان ایرانی و اصفهانی ارائه نداده است. از آنجایی که در مطالعه شمارههای روزنامه اخگر، دریافتم که روال پرداختن این روزنامه به یک موضوع، در چند شماره پی در پی دنبال میشود؛ لذا در صفحات پس از 17 فروردین 1312 به دنبال مطلبی درباره مبحث ورزش زنان، سرتیترها را بررسی کردم. به تیتر جالبی برخوردم که خبر از یک فعالیت اجتماعی در حوزه زنان میداد، در آخرین روز فروردین ماه که اصفهان به بهشت سبز اردیبهشت نزدیک میشود. خبر از این قرار بود:
چهارباغ خاطره در این روزهایی که کرونا افسارگسیخته میتازد، آرامتر از همیشه است؛ اگرچه هنوز هم صدای چهارباغ از سکوتش پیداست. حالا من در این شهر قرنطینه مسیر دولتخانه به خانه را انتخاب کردهام و در سپاهانی که صفای اردیبهشتش شهره است، جایی درست در ابتدای چهارباغ با گذر از مجسمه چوگانباز و کاخی که جهاننماست، آبراههای را دنبال میکنم که نشانهای است تا مرا به انتهای این خط تاریخی همراهی کند. صدای حرکت ماشینها، امتداد بوق و همهمه آدمهای چهارباغ برایم زدودنی نشده و دستانی که در دست مادر گرهخورده بود و چهارباغ را گز میکرد. باران اندک و نمنم در قیلوقال کلاغهای گمشده در پیچوخم درختان سربهفلککشیده چهارباغ راه به سنگفرشها نمیبرد و میان زمین و آسمان معلق میماند و حالا در این روزهای خشکی نصفجهان برای دیدن گذر عمری که با چهارباغ زیست باید به آبراهه بسنده کرد.
موسسه فرهنگی رویش مهر 23 سال پیش با تلاشهای زهرا مهریار و همسرش هوشنگ صریریان راه اندازی شد؛ وقتی که هر دو از جای خالی یک موسسه برای اهالی کتاب و دوستداران فرهنگ دراصفهان میگفتند. رویش مهر فعالیتش را با آموزش زبان انگلیسی آغاز کرد اما کم کم ساختار یک موسسه فرهنگی را پیدا کرده و به پاتوقی جدی برای اهالی داستان نویسی، اصفهان گردی، اصفهان شناسی و … تبدیل شد و توانست با برگزاری رویدادهای مختلف جایگاه ویژهای برای خود در شهر پیدا کند.
ساختمانسازی از رشتههای مهندسی است و معماری با توجه به قرابتی که با رشته عمران دارد، غالبا با این رشته اشتباه گرفته میشود؛ اما درحقیقت معماری بخش موجز و هنرمندانهای از هنرصنعتهای تجسمی در کنار عمران است. معماری بیشتر از آنکه به عمران شبیه باشد به مجسمهسازی و طراحی و نقاشی شباهت دارد. به همین علت قانون در خصوص معماری و حقوق مربوط به معمارها نیز پیشبینیهایی در ابعاد مالکیت فکری کرده که آنان را مشابه با هنرمندان و در کنار آنان دیده و شغل و هنر ایشان را مورد تصریح قرار داده است.
آیین رونمایی از تولیدات مراکز اداره فرهنگی سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان شامل مرکز تخصصی خانه کودک، خانه نوجوان، خانه جوان، مرکز بانوان آفتاب، فرهنگسرای پرسش، مرکز تخصصی رسانه و مرکز آموزش نجوم ادیب به مناسبت هفته فرهنگی اصفهان چهارشنبه، هشتم اردیبهشتماه، در خانه جوان اصفهان برگزار شد. رئیس اداره فرهنگی سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان میگوید: «اداره فرهنگی شاید اولین مرکزی بود که پنجمفروردینماه1399 اولین جلسه مجازی از طریق اسکایروم را در مرکز نجوم ادیب برگزار کرد و سایر مراکز این اداره نیز کمکم به همین صورت پیش رفتند و دورههای مختلف آنها در فضای مجازی برگزار شد. هر مرکز به تولید محتوا در حوزه خود پرداخت و همگی این تولیدات که در سال گذشته انجام شد به مناسبت هفته فرهنگی اصفهان رونمایی شدند.»